به‌روز شده در: ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰
کد خبر: ۱۰۱۰۳۳
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۰
علیرغم اینکه خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است، ما حضور و نزدیکی او را در زندگی عادی درک نمی کنیم چون رابطه ما با غیرخدا، عمیق، فراگیر و گسترده است اما در حج به صورت ارادی و خودآگاه این رابطه با غیر قطع می شود.
 وارث:اعمال و مناسک حج پر است از رمز و رازهای بی شمار که بسیاری از آنها همچنان سر به مهر باقیمانده است و شاید روزی که آن یگانه دوران از پس پرده غیبت به در آید رمز و زارهای شگفت این آیین ابراهیمی نیز بیش از پیش آشکار شود. اگر حاجى اعمال حج را به معناى واقعى کلمه بجا آورد، بدون شک پس از بازگشت انسان تازه اى مى شود. پیامبر اکرم(ص) در حدیث پر مفهومی در همین رابطه فرمود : «مَنْ حَجَّ الْبَیْتَ... خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِه کَیَوْم وَلَدَتْهُ اُمُّهُ؛ کسى که حجّ خانه خدا را بجا آورد... همچون روزى که از مادر زاده شد، از گناهان خارج مى شود.»

گفتگو  محسن ادیب بهروز، کارشناس ارشد بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و زیارت و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران را در ادامه میخوانید:

تلبیه به چه معناست و چرا زائر تلبیه می گوید؟

تلبیه همان ذکر «لبیک» گفتن زائر است. یکی از سه عملی که در احرام انجام می شود تلبیه است خداوند بندگانش را برای برقراری یک ارتباط نزدیک توسط یک عمل عبادی به نام حج فراخوانی می کند. حج در واقع یک مسیر میان بر است ما می توانیم در مسیر زندگی شخصی و اجتماعی خود، با خالقمان ارتباط برقرار کنیم اما در این مسیر، راهها طولانی مدت و بسیار سخت است و ممکن است خیلی هم سخت به نتیجه برسد بنابراین خداوند یک راه میان بر به نام حج را قرار داده و از ما دعوت کرده که از این مسیر به آن نتیجه مطلوب برسیم. زائر در میقات با تلبیه، به این دعوت پاسخ می دهد. من وقتی «لبیک» می گویم به خالق خود اعلام می کنم که من در این مسیر برای آغاز ارتباط، آن 24 عملی را که تو فرموده ای، علیرغم سختی هایی که ممکن است برای من داشته باشد اما به دلیل علاقه به تو انجام نمی دهم. اگر زائر بتواند در این مدت زمان معین، هیچیک از آن 24 عمل حرام را انجام ندهد البته به شکل ارادی و خودآگاه، در واقع این راه میان بر را طی کرده و ارتباط او با خدا برقرار شده است و با اعمال بعدی این ارتباط را تثبیت می کند. وقتی این ارتباط  تثبیت شد در بازگشت به وطن باید انسان دیگری شود ولو با حداقل تغییر اما اگر تغییری ایجاد نشد بداند که عملی انجام نداده است. پس من برای به وجود آوردن ارتباط با خالق خود در یک راه میان بر ثبت نام می کنم . آغاز این راه نیاز به اعلام آمادگی دارد و این اعلام آمادگی به صورت بیان و گفتار نیست بلکه در زمان احرام آن را با عمل خود یعنی ممنوع کردن 24 عمل بر خود آن را عنوان می کنم.

 

فلسفه ممنوع شدن این 24 عمل چیست؟ چرا ناخن گرفتن، استفاده از بوی خوش، نگاه به آینه و .. برای فرد محرم ممنوع می شود؟  

برای ممنوع شدن تک تک این اعمال ممکن است در برخی منابع، پاسخ مستقلی بیابیم به عنوان مثال چرا ناخن گرفتن حرام می شود؟ چرا استفاده از بوی خوش به شکل ارادی و خودآگاه حرام می شود؟ درون تمام این اعمال یک دلیل مشترک وجود دارد و آن دلیل مشترک که از برخی قطعه های پازل کلمات معصومین به دست می آید، این است که انسان در این ممنوع کردن ها ارتباط خود با غیرخدا را قطع می کند به عنوان مثال وقتی به شکل ارادی مقابل آینه نمی رود در واقع با آن زیبایی های ظاهری و دنیایی قطع رابطه می کند. از بوی خوش استفاده نمی کند چرا؟ چون استعمال آن، ارتباط با دنیاست. در چند ساعت مدت احرام، این ارتباط با غیرخدا قطعی می شود و اگر این قطع ارتباط در ذهن، زبان و در حد امکان در قلب انسان هماهنگ بود (می گوییم در حد امکان و توانایی فرد تا رویایی نباشد) اگر این اتفاق افتاد اولاً او لذت ارتباط با خالق را درک می کند ثانیاً می فهمد که هر کجا اگر فکر کرد رابطه ای با خدا داشته، آیا درست فکر کرده یا این ارتباط خیالی بوده است.

 

مگر ما ارتباط خیالی با خدا هم داریم؟

ما در بیرون از مکه (در زندگی عادی) برخی اوقات فریب می خوریم یعنی فکر می کنیم که با خدا رابطه داریم، در حالی که رابطه ای وجود ندارد و ایجاد نشده است. حالا چرا این توهم در ما پیش می آید؟ چون نوع رابطه با خدا را نتوانسته ایم لمس کنیم که برای ما ملاک و ضابطه باشد. انسان در زمان احرام، این رابطه را درک می کند، با درک واقعیت و ماهیت این رابطه می توان لذت آن را نیز احساس کرد. در نتیجه وقتی حاجی از آن فضا خارج می شود، هر زمان که بخواهد با معبود خود رابطه برقرار کند اولاً مشتاق است چرا که لذت آن را قبلاً احساس کرده و ثانیاً دیگر دچار توهم رابطه نمی شود این توهم برای ما بسیار آسیب زا است. ما در بسیاری از اوقات توهم رابطه داریم و خیال می کنیم، که با خدا ارتباط برقرار کرده ایم. یکی از آثار و فواید احرام آن است که زمینه این توهم را از بین می برد. به عبارت دیگر چون در حج، انسان نوع این ارتباط را لمس و حس کرده، برای او یک ضابطه و یک شاخص می شود لذا هر زمان که ببینید آن حالت در او وجود دارد می فهمد که رابطه برقرار و وصل شده است و اگر آن حالت را در خود نیافت، حتی اگر به او تلقین کنند که تو به خدا وصل شده ای و رابطه داری او فریب نمی خورد.

 

چرا ما در زندگی عادی و معمولی این حضور و ارتباط نزدیک با خدا را درک نمی کنیم؟

این سوال بسیاری از اوقات برای ما مطرح می شود. ما علیرغم اینکه خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است، حضور و نزدیکی او را در زندگی عادی درک نمی کنیم. پاسخ این پرسش با الهام از فلسفه اعمال حج این است که چون در زندگی عادی رابطه ما با غیرخدا، عمیق، فراگیر و گسترده است این غیرخداها به ما اجازه نمی دهد که این حقیقت مطلق را درک کنیم. اگر ما بتوانیم ولو برای یک دقیقه یا حتی سی ثانیه به عنوان مثال در نماز این ارتباط با غیرالله را قطع کنیم، آن حضور بلافاصله ملموس می شود. در حج با ترک آن 24 عمل به صورت ارادی و خودآگاه این رابطه با غیر قطع می شود که این قطع ارتباط با غیرخدا می بایست هم در ذهن و هم در بیان و گفتار و هم در قلب اتفاق بیفتد. اگر در عالم ذهن و در بیان و گفتار (باگفتن ذکر) این تخلیه و تطهیر ایجاد شد امیدوار باشیم که قلب نیز تطهیر می شود و سپس حضور الله را درک و لمس می کنیم.

 

به عبارت دیگر این احساس لذت و حس وصل شدن به خدا تنها منحصر در حج و ایام حج نیست و می توان آن را پس از بازگشت نیز در زندگی روزمره ادامه داد؟

بله، راه حفظ کردن این لذت و رابطه، تثبیت آن است. برای تثبیت این احساس لذت، در عمره به من گفته می شود که وارد مسجدالحرام شو و طواف کن و در حج گفته می شود که به عرفات برو تا در این سرزمین که محدوده جغرافیایی معینی نیز دارد به این اثر تثبیتی دست پیدا کنی و تاکید شده که حتماً در عرفات باشد. یعنی جایی خارج از این سرزمین، چنین اثری را ندارد چرا که مکان در اثبات این رابطه عامل و عنصری مهم است و در غیرسرزمین عرفات این حالت برای حاجی ایجاد نمی شود.

 

چرا این حالت در حج راحت تر اتفاق می افتد؟ و پس از بازگشت آن احساس در زائر باقی نمی ماند؟

چون غیرخدا، با جاذبه ها، فراوانی و گستردگی که در محیط اطراف ما دارد، اجازه باقی ماندن این حالت را به ما نمی دهد. تثبیت این رابطه در ایام حج نیز به همین دلیل است و کلیه اعمالی هم که پس از احرام انجام می شود برای تثبیت این حالت است. برای تشخیص ایجاد این تثیبت، من خود را ارزیابی می کنم اگر این حالت در من تثبیت شده باشد ولو حداقل، یعنی درک می کنم که چه نوع رابطه ای باید با خالق داشته باشم و در بازگشت نیز وقتی وارد زندگی روز مره می شوم جستجو می کنم که چه اعمالی این رابطه و این حالت را در من زنده می کند و به سراغ همان اعمال می روم.
منبع: شبستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها