به‌روز شده در: ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۳۰
کد خبر: ۱۰۱۰۶۶
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۵:۰۰
هنگام ظهر بود كه در يكى از خيابان هاى شهر لندن به پيرمردى برخوردم كه جلوى در خانه خود ايستاده بود و براى نماز ظهر اذان مى گفت. من آنجا ايستادم تا ...
وارث:حدود پانزده سال پيش، مقاله اى از استاد محمّد على حومانى خواندم كه خلاصه آن، اين بود:

هنگام ظهر بود كه در يكى از خيابان هاى شهر لندن به پيرمردى برخوردم كه جلوى در خانه خود ايستاده بود و براى نماز ظهر اذان مى گفت. من آنجا ايستادم تا اذانش به پايان رسيد، سپس گفتم : السّلام عليكم .

پاسخ داد: و عليكم السّلام و رحمة اللّه و بركاته تا به آيه شريفه و اذا حيّتم بتحيّة ... عمل كرده باشد. سپس به من تعارف كرد و از من خواهش نمود كه داخل خانه اش شوم . من داخل شدم ، ديدم او و همسرش به نماز ظهر مشغول شدند. پس از نماز ظهر، بر سر سفره نشستند و با اصرار زياد مرا هم به خوردن غذا وا داشتند. ملاحظه كردم كه با گفتن بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مشغول خوردن شدند و پس از صرف غذا گفتند الحمدللّه ربّ العالمين .

و يكى از اساتيد دانشگاه لندن بود كه بر اثر تحقيق و تتبّع و كنجكاوى هاى فراوان ، به آيين اسلام گرويده بود و امثال او در دنياى غرب زياد به چشم مى خورند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها