کد خبر: ۸۱۱۲۸
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۶
عزاداری روز 14صفر در منزل حاج سید احد خجسته برگزار شد+گزارش تصویری
تمام اراده حضرت سیدالشهدا علیه السلام این بود که مردم را تربیت کند، یکی از جنبه های جمله ی "من کشته ی اشک ها هستم" این است که اشک چشم شخص را مهیای پذیرش می کند. شخصی که در مقام گریه قرار می گیرد قلبش نرم می شود و در مقام سلم قرار می گیرد.
وارث: عزاداری روز 14صفر با سخنرانی استاد اخوان و مداحی حاج محسن عسکری، جاج جواد حیدری، حاج رسول فیضی، حاج عزیز اسماعیلی، حاج احد خجسته، حاج مهدی عزیزیان، حاج امیر عباسی، حاج حسین رجبیه، حاج علی کرمی در منزل حاج سید احد خجسته برگزار شد.
 
در ادامه متن سخنرانی استاد اخوان را می خوانید:
 

وقتی دنیا محبوب شخص بشود همه چیز را با معیار خودش می سنجد

اگر کسی دنیا محبوبش شده باشد سعی می کند تمام امور را با محبوب خودش بسنجد و اگر کسی سوء عمل محبوبش باشد تمام مطالب و امور را با سوء عمل می سنجد و مع ذلک این قدر در شرع مقدس روی موضوع تاکید شده است به همین جهت است، اگر انسان در مقام تربیت کج و نادرست قرار بگیرد سوء عمل در نظرش او حسن می آید و مطلب منفی یک مرتبه در نظر خوب و مثبت به نظر می آید و با منفی ها زندگی می کند به گمان اینکه خوب است. این همان چیزی بود که سیدالشهدا علیه السلام را شهید کرد، اینطور نبود کسانی که حضرت را کشتند از جهان و کره ی دیگری آمده باشند مثل سایر مردم روی زمین زندگی می کردند اما نفسانیت در نظر آنها بزرگ آمده بود.

اگر موضوع نفسانیت در نظرش بزرگ بیاید بدترین امور را زیبا می بیند، با این همه تاکیدی که در شرع روی تهذیب نفس شده است برای همین است. لذا می بینید در روایت که از امام پرسیدند این شخص در نمازش اینگونه است امام می فرماید با او معامله کن ببین در معامله چگونه است؟ یعنی کی موقع صورت عملی را برای خودش ساخته و بر همان پایه و اساس حرکت می کند.

اینکه کسی تحت تربیت ولیّ معصوم واقع نشود خوف می رود کارش به جای خطرناکی برسد. یعنی به فرمایشات معصوم علیه السلام عمل نکند و پایبند نشود عاقبشت خطرناک می شود. فلذا می بینیم حضرت سجاد علیه السلام برای آن مردم از مباحث توحیدی شروع کرده اند، صحیفه سجادیه را ببینید: بحث توجه به کمالات و زیرپاگذاشتن نقایص اهمیت دارد. مردم به خاطر اینکه از معارف فاصله گرفته بودند باعث شد سیدالشهدا علیه السلام کشته شود و خود حضرت فرمود: آنها زیر چتر شیطان قرار گرفته اند بس که حرام خورده اند کار به آنجا رسید.

دیدند یک کسی راه می رود و قدم ها را آرام آرام بر می دارد وقتی علت را پرسیدند، گفت: من یک عملی انجام می دهم که هر قدمش ثواب این قدر حج و عمره دارد و می خواهم تعداد قدمهایم را بیشتر کنم تا ثوابم بیشتر شود. گفتند: چه عملی است که این قدر ثواب دارد. گفت: پرداخت حق الناس است من بدهی دارم می روم آن را پرداخت کنم.

مکاشفه آیت الله شاه آبادی

آیت الله شاه آبادی از ملازمان میرزا جواد آقاملکی تبریزی بود و می فرمود: کی موقعی ایشان به من می گفت آسیدجعفر آقا یک چیزهایی را می بینی، می خواست مرا مهیا کند که چیزهایی خواهم دید. شبها طبق آن دستوری که به من داده بود برای عبادت برمی خواستم. یک شب که بیدار شدم دیدم حن مدرسه ای که در آن زندگی می کردم نیست و صحن یک کاروان سراست اما حجره ای که در آن بودم حجره ی خودم بود. با تعجب از پله ها پایین آمدم و در حوض وضو گرفتم برای نماز شب.

حجره روبه روی من درب کاروانسرایی داشت و نوری به چشم می خورد، سمت حجره آمدم و نگاه کردم شخصی را که می شناختم و از بازاری های تهران بود و به نظرم آدم خوبی بود، از نصف بدن بین سنگ آسیاب است و کسی سنگ آسیاب را می چرخاند و او نعره می زند، در فشار و بدبختی بود. هر چه خواستم درب را باز کنم تا او را کمک کنم نتوانستم گویی دست من در عالم دیگر و او هم در عالم دیگری بود و دست من کارگر نمی شد هرجه فریاد زدم که او را رها کنید فایده ای نداشت. به حجره برگشتم و مشغول عبادت شدم و هر چه به حیاط نگاه می کردم دیدم همان صحن کاروان سرایی بود.

بعد از نماز همیشه می خوابیدم اما آن روز نخوابیدم و گفتم باید ببینم ماجرا چه بوده، وقتی صدای اذان موذن بلند شد دیدم اینجا مدرسه است و کاروان سرایی نبود. به منزل آقای ملکی تبریزی رفتم و چیزی به او نگفتم اما خودش فرمود: دیدی آسیدجعفر؟ ساعت قبض روحش بود؟ دیدی در چه وضعی بود؟ من گفتم: آقا او آدم خیلی خوبی بود. ایشان فرمود: او در بازار بود، در بازار بودن شئونی را می طلبد که او نتوانست تحمل کند، تازه او خوب آنها بود. وقتی کسی ملاحظه نکند سر از چنین جاهایی در می آورد.

اینکه آدمی به فرمایشاتی که اولیای دین علیهم السلام فرموده اند توجه کند برای این است که انسان در مقام تربیت قرار گیرد. ما از آن عالم جز خبر چیزی نشنیده ایم و باید برای ورود به آن عالم مهیا باشیم. اگر چنانچه کسی این را رعایت نکند معلوم نیست عاقبتش چه می شود.

مرحوم آیت الله مرعشی نجفی می فرمود: بعضی ها خیال می کنند اشقیایی که در زیارت و ورایات لعن شده اند خصوصیتی دارند یک موقع شخصی مثل همان است اما خودش متوجه نمی شود. وقتی کسی تن به تربیت ندهد همین می شود. امام سجاد علیه السلام سعی کردند مردم را تربیت کنند.

عاقبت افرادی که سر مبارک سیدالشهدا علیه السلام را به شما بردند

کسانی که بی تربیت بودند همه کاری می کنند. شیخ طوسی در کتاب "امالی" از یکی از رُوات نقل می کند: شخصی در حج پرده خانه کعبه را گرفته و با خدا مناجات می کند: خدا من را بیامرز و می دانم مرا نمی بخشی و نمی آمرزی. وقتی از پرده کعبه جدا شد دیدم کور است از او پرسیدم ماجرای تو چیست؟

گفت: من از آن افرادی هستم که سر امام حسین علیه السلام را از کوفه به شما حمل می کردیم، ما در بین راه آثاری از سر بریده مشاهده می کردیم اما به آن توجهی نمی کردیم. یک شب خواب دیدم پیغمبر صلی الله علیه و آله در موضع عتاب نشسته اند و طشتی پر از خون در مقابل ایشان است. بعضی افرادی را می شناختم و برخی را نمی شناختم حضرت به ملکه عذاب می فرمود: اینها را بگیرد و از جنایتکاران کربلا هستند، تا نوبت به من رسید خودم را به دامن پیامبر صلی الله علیه و آله انداختم.

این شخص در باور خودش فکر می کند به وظایف خودش عمل کرده که چنین خوابی دیده است. مرد کور در ادامه گفت: شروع به تضرع در محضر حضرت کردم اما حضرت فرمود: همین بود که شما با حضورتان و کثرت تان رعبی ایجاد کردید. حضرت دست به خون زدند و به صورت من مالیدند و فرمودند: قیامت این شخص بماند با من که خودم باید او را به حسب بکشم. از خواب که بیدار شدم کور شده بودم.

اینکه شخصی خیال می کند کاری نمی کند و صحیح حرکت می کند، آدم بی تربیت شایسته هر طعنی هست.

اراده ی سیدالشهدا علیه السلام تربیت مردم بود

تمام اراده حضرت سیدالشهدا علیه السلام این بود که مردم را تربیت کند، یکی از جنبه های جمله ی "من کشته ی اشک ها هستم" این است که اشک چشم شخص را مهیای پذیرش می کند. شخصی که در مقام گریه قرار می گیرد قلبش نرم می شود و در مقام سلم قرار می گیرد.

همین مسیر را حضرت سجاد علیه السلام ادامه داد با خطبه ها و مناجات توحیدی با تخفیف یعنی مردم را بترسانند از کارهایی که انجام می دهند و مردم را راغب به کارهایی که باید انجام دهند می کنند. مردم در جامعه ی آن زمان از معارف دور افتاده بودند و حضرت می خواهند آنها را آشنا کنند.

پیمان حلف الفضول

در کتاب "رسالة الحقوق" امام سجاد علیه السلام مطلبی دارد در حق کسی که از تو شکایت کرده، یعنی او هم حقی دارد و حضرت می فرماید: در محضر دادگاه به او فرصت حرف زدن بده با کلماتت او را به خودش نپیچان و فرصت دفاع کردن بده. وقتی به او غلبه کردی به او ببخش. اما الان وکیل می گیرند تا شخص نتواند حرف بزند.

سیدالشهدا علیه السلام هم این کار را انجام دادند. حضرت را با والی مدینه معامله ای انجام داده بود و باغی را به نسیه به او فروخته بود و قرار بود در زمان معینی پول را پرداخت کند اما وقتی زمانش رسید او زیربار نرفت و از اساس معامله را انکار می کرد ظاهرا حضرت شاهدی هم نداشتند. حضرت غضبناک شد و فرمود: به خدا قسم در دامنه کوه صفا می ایستم و مردم را دعوت به پیمان زمان جاهلیت می کنم یعنی پیمان حلف الفضول.

پیمان حلف الفضول این بود که پیش از اسلام تجار مکه قاعده ای بین خودشان گذاشته بودند و می گفتند اگر کسی در مکه با ما خرید و فروش کرد حقش را  می دهیم و اگر در بیرون مکه بود حقی ندارد و پولش را می خوریم. تجاری که از راه دور آمده بودند و با آنها معامله می کردند و از هیچ چیزی خبر نداشتند و تجار پول آنها را می خوردند. تاجر مال باخته ای که با آنها روبه رو شد در کوچه داد و فریاد زد و اعتراض کرد تا به دامنه کوه صفا رسید و می گفت: مردم در بین شما یک مرد نیست که چنین می کنید. پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی جوان بود این سخن را شنید، حضرت افراد قوی و قدرتمند عرب را جمع کردند و گفتند این برای ما خوب نیست آنها از ما خرید می کنند و پیمانی بستند که اگر کسی خواست مال کسی را بخورد پول را از او بگیریم و به صاحبش بدهیم.

این پیمان برای زمان جاهلیت بود، حضرت سیدالشهدا علیه السلام وقتی دیدند والی مدینه پول باغ را نمی دهد فرمود: این کار را انجام می دهم. یعنی شما به وضعیت جاهلیت برگشته اید و کارتان مثل آنها شده و از دیانت دست کشیده اید. آن کسی که صاحب پیام و عهد نیست اصلا دین ندارد. والی مدینه ترسید و گفت: شوخی کردم و پول را نزد حضرت فرستاد و امام حسین علیه السلام وقتی حق را گرفتند آن را مجدد به والی بخشیدند.

امام سجاد علیه السلام همین حق را فرمودند که وقتی حقت را گرفتی برگردانی؛ یعنی بحث من پول نیست و بحث انسانیت و کمالات است. آنها هم دست از کمالات برداشتند و هر عملی را انجام دادند.
 


مطالب مرتبط
استاد اخوان: در شناخت امام حکیمان و عقلا سرگردان می شوند
جلسه تفسیر سوره الرحمن در حوزه علمیه حضرت ابوطالب(ع) برگزار شد+گزارش تصویری
استاد اخوان: انبیای گذشته و اجداد پیامبر(ص) نبوت ایشان را پیش بینی کرده بودند
استاد اخوان: غم و اندوه اولیای خدا؛ رویگردانی مردم از هدایت بود
استاد اخوان: دور نشان دادن کمالات، از مکاید شیطان است
روضه ای از صبح تا عصر اربعین / درب و دیوار این خانه ناله می زد حسین (ع)!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها