کد خبر: ۸۸۷۵
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۰
آیت‌الله جاودان در جلسه درس اخلاق عنوان کرد
من گریه‌ام گرفت و خواستم دست و پایش را ببوسم که مرا ببخشد. بعد که دید من جدی‌ام و راستی آمدم برای معذرت‌خواهی گفت از تو می‌گذرم، ولی از آنها نمی‌گذرم.

وارث: (...من پشت سر شما حرف زدم و خدای نکرده آبروی شما را جلوی چند نفر بردم. باید بروم آن جمع را پیدا ‌کنم و بگویم هرچه من گفتم دروغ گفتم. هرچی گفتم بی‌خود گفتم و حرف نادرست زدم. من مقصرم نه آن آقا. اگر درباره یک نفر راست نگفته باشم که تهمت می‌شود. آن فرد یک عیبی داشته و فقط من می‌دانستنم. این می‌شود غیبت. من نمی‌توانم به آنها بگویم درباره فلان فرد دروغ گفتم. چه کنم؟ باید بروم آن بنده خدا را پیدا کنم و راضی‌اش کنم. 

داستان حاج آقای حق شناس راعرض کردم. می‌فرمودند یک کسی با کسی دیگر یک چیزی به هم گفتند و به گوش من هم رسید. حالا من چیکار کنم؟ نمی‌دونم چطور شده بود که نتوانستند از آن فرد دفاع کنند. اگر از کسی که درباره او غیبت می‌شود، دفاع کنی، وظیفه‌ات را انجام دادی. اگر دفاع نکنی ممکن است مشکل شود. 

آقای حق‌شناس می‌فرمودند: من رفتم آن آدم را گیر آوردم و گفتم شرح ماجرا را. او گفت که نمی‌بخشمت. بعضی‌ها اینجوری ‌هستند و نمی‌بخشند. گفتند من گریه‌ام گرفت و خواستم دست و پایش را ببوسم که مرا ببخشد. بعد که دید من جدی‌ام و راستی آمدم برای معذرت‌خواهی گفت از تو می‌گذرم، ولی از آنها نمی‌گذرم.

داستانش را شنیدید. می‌گویی من چه بدهم به شما؟ می‌گوید از آن نمازهای قبولت بده. من نماز ندارم. اگر نماز‌خوان درست بودم که پشت سر شما حرف نمی‌زدم. می گوید عیبی ندارد شما یک کم از گناهان من را بگیر. بنابراین بهتر است آدم اینجا جبران کند. این فردی که جبران می‌کند، کاخش را ساخته. کسی که دارد جبران می‌کند دارد برای خودش کاخ می‌سازد...)

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین