کد خبر: ۹۰۹۴۵
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۶
اگر عرضه اعتقادات صورت نگیرد دزدی اعتقادات رخ می دهد. افرادی که زاویه گرفتند نسبت به اهل بیت علیهم السلام باورهای دیگران را هم دزدیدند، الان هم بازارش خیلی داغ است؛ سرقت اعتقادی از انسان ها ممکن است توسط یک روشنفکر باشد یا کسی هم لباس ما!

وارث: جلسه هفتگی حسینیه فاطمه الزهرا(س) با سخنرانی حجت الاسلام عباس صراف و مداحی حاج سعید حدادیان و کربلایی محمد حسین حدادیان برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام عباس صراف را می خوانید:

حجت الاسلام صراف: بازار سرقت اعتقادی بسیار داغ است

شرح مقام "منّا"

بی شک یکی از بالاترین درجات و کمالات نزد اهل بیت علیهم السلام برای انسان که در اثر ورود به حصن قبول ولایت برای انسان ایجاد می شود این است که انسان در وادی محبت و قبول ولایت به مقام "منّا" می رسد. کار به جایی می رسد پیغمبر صلی الله علیه وآله این جمله را خرج سلمان کرد و به ایشان فرمود: سلمان منّی؛ در حالی که سلمان از اقوام و مهاجرین و انصار نبود اما به بالاترین درجه ای رسید که یک شخص می تواند در کنار اهل بیت علیهم السلام به آن برسد.

افرادی بودند که به این مقام رسیدند شخصیت هایی مثل قنبر، عمار، مقداد، حذیفه، زراره، ابوحمزه ثمالی، ابوبصیر، اباصلت هروی و عبدالعظیم حسنی و ... منّا بودند که درمورد حضرت عبدالعظیم حسنی سه امام معصوم منّا را خرج ایشان کردند. ما هم در ایام تمحیض؛ یعنی ایام غیبت امام زمان علیه السلام می توانیم به جایی برسیم که حضرت درباره ی ما این کلمه ی "منّا" را به کار ببرد.

باید ببینیم چه فاکتورهایی بوده که به واسطه انجام آن افراد به مقام منّا رسیده اند. از امیرالمومنین علیه السلام پرسیدند: سلمان به واسطه چه عملی به مقام منّا رسید؟ حضرت دو امر را فرمود: سلمان هیچ امری از امور زندگی اش را مقدم بر امر ما قرار نداد؛ یعنی اول به رفتار اهل بیت علیهم السلام نگاه می کرد. هر کس می تواند با خودش خلوت کند و ببیند در امور زندگی اش چقدر اهل بیت علیهم السلام اولویت دارند.

لزوم عرضه اعتقادات به امام معصوم

دومین نکته ای که حضرت امیرالمومنین علیه السلام به جهت رسیدن به مقام منّا سلمان بیان کردند مطلب مشترکی بین تمام افرادی است که به آن مقام رسیده اند. حضرت فرمود: سلمان هرچندوقت یکبار می آمد و اعتقاداتش را به ما عرضه می کرد و پیامبر صلی الله علیه وآله را صدا می زد و عرض می کرد من این اعتقادات را دارم آیا درست است یا نه؟

از امام هادی علیه السلام پرسیدند برای چه درباره سیدالکریم گفته ای: انت ولینا حقاً؟ حضرت فرمود: برای اینکه او به راستی دوست ماست و هر روز اعتقاداتش را به ما عرضه می کند. از سیدالکریم پرسیدند: برای چه هر روز اعتقاداتت را به امام عرضه می کنی؟ ایشان پاسخ داد: فردا ایمن از این نیستم که در همین راه و جایگاه بمانم، ممکن است کسی بیاید و مرا از راه و جایگاه اهل بیت علیهم السلام منحرف کند لذا هر روز اعتقاداتم را عرضه می کنم.

این قدر شخصیت ها در طول تاریخ داشته ایم که امروز "منّا" بوده اند و فردا "لیس منّا" شده اند برای همین هم امام صادق علیه السلام فرمود: خودتان را ایمن ندانید که همیشه در امر ولایت ما ثابت قدم هستید؛ ممکن است امروز ثابت قدم در ولایت باشی وفردا نباشی!

عاقبت زبیر

در هر مقطعی از زندگی اهل بیت علیهم السلام چنین افرادی بوده اند مثل زبیر که در ماجرای کوچه فریاد دفاع از امیرالمومنین علیه السلام را می زد و می گفت: کاری نمی توانم برای علی علیه السلام کنم لااقل داد که می توانم بزنم. حضرت زهرا سلام الله علیها هنگامی که می خواستند وصیت سیاسی کنند به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر شرایطش را نداری که وصیت نامه را در بطن جامعه پیاده کنی به زبیر وصیت کنم؛ یعنی زبیر این قدر صاحب سر بوده که حضرت می خواسته وصیت ها را به او بگوید. اما همین زبیر کارش به جایی می رسد که در مقابل امیرالمومنین علیه السلام زاویه گرفت، وقتی او را کشتند و شمشیرش را نزد حضرت آوردند ایشان شمشیر را بوسید، اطرافیان به حضرت خرده گرفتند که چرا شمشیر دشمن را می بوسد؟ حضرت فرمود: خاموش! این شمشیر کسی است که یک روزی پیغمبر فرمود: شمشیر زبیر سیف الله است؛ او از ما بود تا وقتی که بچه اش او را از ما جدا کرد. سپس آقا فرمود: هیچ کس در عالم هستی نمی تواند خودش را ایمن بدارد که تا وقتی سکرات مرگ بر او مستولی شود پای ما ثابت قدم بماند.

ما آدم داشته ایم که تا غروب عاشورا در رکاب امام حسین علیه السلام بوده و حتی مجروح هم شده، اما نزد امام آمد و گفت: من تمییز حق و باطل را ندارم اما تا اینجا فهمیدم تو باطل هستی. با همان پای مجروح رفت تا به لشکر عمرسعد بپیوندد که در میان راه به او تیر زدند؛ خسرالدنیا والاخره شد.

کجا اعتقادات خود را به امام معصوم عرضه کنیم؟

برای چه چنین می شود؟ چون اعتقادات را به امام عرضه نکردند و نمی دانیم کجا باید اعتقادات را عرضه کنیم؟ زیارت نامه هایی که برای زیارت امام معصوم به ما داده اند همان عرضه اعتقادات است چون ما معتقدیم امام حیات و ممات ندارد و بعد از اذن دخول اعتقادات را عرضه می کنیم. برای همین است که امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت قبور ما بیایید.

از امام رضا علیه السلام پرسیدند: آیه اول سوره مائده که می فرماید: به عهدی که با خدا بسته اید وفا کنید؛ این کدام عهد است؟ حضرت فرمود: عهد را با خدا بسته اید در عالم ذر، آن موقع که ولایت ما را تصدیق کردید و عهد کردید برای اینکه اعتقاداتتان سالم بماند به زیارت قبور ما بیایید، وفای به عهد؛ زیارت قبور ماست. به زیارت بیایید یا نیایید چیزی به ما اضافه و کم نمی شود و قرار است شما به جایی برسید و بالا بروید.

دزدی اعتقادات؛ بزرگ ترین خطر برای نسل امروز

اگر عرضه اعتقادات صورت نگیرد دزدی اعتقادات رخ می دهد. افرادی که زاویه گرفتند نسبت به اهل بیت علیهم السلام باورهای دیگران را هم دزدیدند، الان هم بازارش خیلی داغ است؛ سرقت اعتقادی از انسان ها ممکن است توسط یک روشنفکر باشد یا کسی هم لباس ما!

حدیث داریم: در روز قیامت خدا به هر گناهی که هر کسی انجام داده امید بخشش دارد جز کسانی که در این دنیا باورها و اعتقادات دینی مردم را دزدیده باشد؛ خدا به عزت خودش قسم خورده انها را نمی بخشد. مرجئه افرادی بودند که می گفتند: «قبول نداریم خدا افراد را به جهنم ببرد، خدایی که انسان را جهنم ببرد قبول نداریم، آتش و چون و خزائن جهنم نداریم!» قریب چهارصد و شصت آیه داریم که مساله خُلد در جهنم را بیان کرده، این همه بزرگان و اولیای ما نسبت به قبر، قیامت و جهنم مردم را ترسانده اند یعنی کف نفس داشته باشید تا ولنگاری نیاید! و در انتها هم بگوید: با این حرف ها که شما بالای منبر برای مردم می زنید؛ داعش از شما بهتر است! بعد هم ادعا می کند فلان تعداد فالوور دارم!

علاقه به دینداریِ بدون هزینه!

الان طوری شده که مردم به دنبال دین بدون هزینه هستند! دین مفتی! دین ارزان! مهم ترین عاملی که برای مردم کوفه اتفاق افتاد همین بود، فکر کردید مردم کوفه امام حسین علیه السلام را دوست نداشتند، این قدر حضرت را دوست داشتند که دچار جنون شده بودند اما با خود می گفتند اگر کنار عمر سعد باشند نیاز نیست هزینه ای بدهند و فقط در انتها یک توبه می کنند! چون می دانستند اگر کنار امام حسین علیه السلام باشند باید هزینه کنند، زن و بچه شان را باید هزینه کنند! طفل شش ماه باید هزینه کنند! موقیعت اجتماعی شان را باید هزینه کنند!

درروایت مهدوی داریم: در ایام تمحیض هر کسی که به دنبال دین ارزان و بی هزینه باشند، وقتی کار به جای تثبیت ولایت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف برسد رو در روی ایشان می ایستند؛ به همان دلیلی که مردم کوفه با وجودی که عاشق امام حسین علیه السلام بودند در مقابلشان ایستادند.

علت ماندگاری قیام عاشورا

در طول تاریخ کم نبودند آدم هایی که سربریده شدند، کم نداشتیم جنگ هایی که بدن ها را مُثله کردند، سرها را بریدند و بر سر نیزه کردند، اما چرا حسین علیه السلام، کربلا و عاشورا ماندگار شد؟ برای اینکه آنها برای دین هزینه شدند لذا خدا می فرماید اینها می مانند.

پیرزنی می خواست از مکه به مدینه برود و پارچه های گران قیمتی همراهش بود از امام صادق علیه السلام سوال کرد: چه کار کنم تا پارچه ها آسیبی نبیند و دزد آنها را نبرد؟ حضرت فرمود: آیت الکرسی بنویس و لای پارچه ها بگذار. در راه راهزنان به کاروان انها حمله کردند و تمام اموال را نزد رئیس دزدها بردند. رئیس دزدها پارچه های گران قیمت و کاغذ آیت الکرسی را دید، از پیرزن پرسید: این نوشته را برای چه اینجا گذاشته ای؟ پیرزن پاسخ داد: برای اینکه پارچه ها از خطر دزدها در امان بماند. رئیس دزدها از برداشتن پارچه ها صرف نظر کرد و همه را به پیرزن برگرداند.

دزدهای دیگر علت این کار را جویا شدند، رئیس دزدها گفت: ما دزد اموال مردم هستیم، دزد اعتقادات آنها نیستیم! اگر پارچه هایش را برداریم اعتقاد پیرزن به آیت الکرسی از بین می رود اما اگر پارچه را برنداریم اعتقاد پیرزن بیشتر می شود و هر جها می رود می گوید که مالم دست دزد هم رسید اما بواسطه ی آیت الکرسی برگردانده شد. پیرزن نزد امام صادق علیه السلام رفت و ماجرا را برای ایشا نشرح داد. حضرت فرمود: دزد وقتی پارچه ها را به تو داد چه چیزی به تو گفت؟ پیرزن گفت: آن دزد فریاد می زد: ما دزد اعتقادات مردم نیستیم!

حضرت به محض شنیدن این جمله بلند شد و به ابابصیر فرمود: این دزد را به اینجا بیاور. ابابصیر به دنبال دزد رفت و وارد خیمه اش شد. دزد به محض شنیدن نام امام صادق علیه السلام از جا برخاست و احترام زیادی کرد و همراه ابابصیر نزد امام رفت. امام با دزد صحبت کرد و پس از دقایقی دزد از اتاق بیرون آمد در حالی که می گفت: لباس هایم غصبی بود آنها را بیرون آوردم.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی یک دقیقه از عمرش باقی مانده باشد ودزد اعتقادات مردم نباشد ما اهل بیت دست او را می گیریم اما اگر یک عمری در خانه ی ما بماند اما به دنبال خراب کردن باورها و اعتقادات مردم باشد و یک دقیقه از عمرش مانده باشد از ما برمی گردد و بدون ولایت از دنیا می رود!

بفهمیم کجا می رویم و پای منبر چه کسی می نشینیم! بفهمیم انتهای حرف های رنگ ولعاب دار گره خوردن به اهل بیت علیهم السلام هست یا نه؟!

حجت الاسلام صراف


مطالب مرتبط
حجت الاسلام صراف: گریه های حضرت زهرا(س) خلفا را زمین گیر کرده بود+گزارش تصویری
حجت الاسلام صراف: سربلندی از امتحانات دوران غیبت با مداومت برخواندن دعای غریق
حجت الاسلام صراف: پیامبر(ص) قرآن مجسم بودند
منبرهای یک دقیقه ای/آخرین جمعه ماه شعبان و شروع بافضیلت ترین ماه خداوند
منبرهای یک دقیقه ای/افضل الاعمال در ماه شعبان چیست؟
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین