کد خبر: ۹۲۲۶۸
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۲:۰۰
بهره‌مندی از روش‌هایی که خداوند متعال در قرآن کریم برای رفع برخی معضلات اجتماعی بکار برده است جای بسی تأمل دارد؛ از جمله این معضلات؛ بدحجابی و رفتارهای منافی عفت است که دانستن روش قرآنی در رفع آن‌ها بسیار جالب توجه است.
وارث: در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه «النور» درباره حجاب مرد و زن و مواردی که این دو گروه نسبت به همدیگر باید رعایت کنند سخن به میان آمده است، آیاتی که اقوال فراوانی در تفسیر آن بیان شده است که در حوصله این بحث نیست و صرفا تفسیر علامه طباطبایی ذیل آیه ۳۰ بیان می‌شود تا ضمن بیان مفهوم آیه، یک سؤال از دریچه‌ای دیگر که هیچ تفسیری به آن توجه نداشته است، بیان شود.
خداوند متعال می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ؛ به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش فروگيرند و شرمگاه خود نگه دارند؛ اين برايشان پاكيزه‏‌تر است؛ زيرا خدا به كارهايى كه مى‏‌كنند، آگاه است».

«كلمه «غض» به معناى روى هم نهادن پلك‏‌هاى چشم است و كلمه «ابصار» همان عضو بيننده است و كلمه «من» در جمله «مِنْ أَبْصارِهِمْ» براى ابتداى غايت يا براى بيان جنس و يا تبعيض است كه هر يك را مفسرى گفته و معنايش اين است كه مؤمنين چشم‏‌پوشى را از خود چشم شروع كنند.

پس در جمله «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ» از آنجايى كه كلمه «يغضوا» مترتب بر «قل» مى‏‌باشد نظير ترتبى كه جواب شرط بر شرط دارد قهرا دلالت مى‏‌كند بر اينكه قول در اينجا به معناى امر است و معناى جمله اين است كه به مؤمنين امر كن كه چشم خود را بپوشند، و تقدير آن اين است كه ايشان را امر به غض و چشم‏‌پوشى كن كه اگر امر بكنى چشم خود را مى‏‌پوشند.

اين آيه بجاى اينكه نهى از چشم‏‌چرانى كند، امر به پوشيدن چشم كرده و فرقى ندارد، آن امر اين نهى را هم افاده مى‏‌كند و چون مطلق است نگاه به زن اجنبى را بر مردان و نگاه به مرد اجنبى را بر زنان تحريم فرموده؛ جمله «وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» نيز به معناى اين است كه به ايشان امر كن تا فرج خود را حفظ كنند...

مقابله‏‌اى هم كه ميان جمله «يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ» با جمله «يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» افتاده، اين معنا را مى‏رساند كه مراد از «حفظ فروج» پوشاندن آن از نظر نامحرمان است، نه حفظ آن از زنا و لواط كه بعضى پنداشته‏‌اند، در روايت هم از امام صادق علیه‌السلام رسيده كه فرمودند: تمامى آياتى كه در قرآن درباره حفظ فروج هست به معناى حفظ از زنا است، به غير از اين آيه كه منظور در آن حفظ از نظر است...

آنگاه به مصلحت اين حكم اشاره نموده و با بيان آن مردم را تحريك مى‏‌كند كه مراقب اين حكم باشند و آن اشاره اين است كه مى‏‌فرمايد: اين بهتر شما را پاك مى‏‌كند، علاوه بر اين خدا به آنچه مى‏‌كنيد با خبر است»(ترجمه الميزان، ج‏۱۵، ص: ۱۵۵).

سؤالی که مطرح است اینکه آیا خداوند حکیم متعال حکمی را بدون مبتلابه اجتماعی آن صادر می‌کند؟ به عبارتی آیا حکیم قادر متعال ـ نعوذ بالله ـ فعل غیر حکیمانه انجام می‌دهد؟ با توجه به این سؤال مفهوم دیگری می‌توان از این آیه یافت و آن اینکه قاعدتا جامعه آن زمان دچار معضلی به نام بدحجابی یا بی‌حجابی بوده است؛ چراکه اگر چنین معضلی در آن زمان وجود نداشت، اقتضای بیان چنین حکمی فراهم نبود.

همچنین مسئله فراتر از این بوده است؛ چراکه علامه می‌نویسد: «تمامى آياتى كه در قرآن درباره حفظ فروج هست به معناى حفظ از زنا است، به غير از اين آيه كه منظور در آن حفظ از نظر است... مراد از «حفظ فروج» پوشاندن آن از نظر نامحرمان است» طبق این سخن قاعدتا جامعه آن زمان مبتلا به چنین معضلی نیز بوده است؛ و این قضیه دور از ذهن نیست؛ چرا که عرب بدوی مناسکی که به اصطلاح مناسک حجشان بود را بصورت عریان و بی‌هیچ پوششی انجام می‌داد؛ و نمایان کردن فروج برای ایشان چندان بعدی ندارد.

نکته جالب توجه اینکه قرآن کریم برای حل این مسئله حرکت را از جامعه دینی آغاز کرده است؛ یعنی سرمایه‌گذاری روی افرادی که نسبت به این مسائل متعهد هستند و سعی‌شان بر آن است که خود را به تعالی در ذیل فرامین الهی برسانند؛ خطاب آیه به مؤمنان است و دستور هم به مومنان ابلاغ شده است و توقعی از کسانی که چنین جلوه‌ها و تعدی‌هایی دارند بیان نشده.

توجه کنیم که سوره «النور» یک سوره مدنی است و این یعنی خداوند متعال این حکم را زمانی بیان می‌دارد که مدینه‌ای ذیل نظر اشرف مخلوقات حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم اداره می‌شود؛ حال این سؤال مطرح است؛ آیا می‌توان پذیرفت در جامعه‌ای که تحت لوای شخص اول اسلام مدیریت می‌شود بحث بی‌حجابی آن هم در سطحی که مومن باید چشم را از بی حجابی بپوشاند و کسانی باشند که فروج خود را عریان کنند؟

شاید بتوان با این سخن که عرب هنوز وامدار آیین منسوخ جاهلیت اولی بوده است، پاسخی به این سؤال داد، اما حکم خداوند متعال ساری و جاری در طول خلقت بشر است و این حکم هم جزو احکام منسوخ نیست تا بتوان از آن چشم پوشید.

از دریچه‌ای دیگر، روش تربیتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز برپایه انذار و تبشیر قراردارد و زمانیکه حد اعلای انذار را بیان می‌دارند و طیف مقابل سخن ایشان را نمی‌پذیرند از قاعده لکم دینکم و لی دین استفاده می‌شود؛ یعنی بازهم روش گفتگو را در پیش می‌گیرد و واکنش دیگری در میان نیست.

باید بپذیریم که انسان «فالهمها فجورها و تقواها»است؛ یکی در فجور زیاده‌روی می‌کند و دیگری بر تقوا همت می‌گمارد؛ لذا با توجه به نگاهی که در تفسیر آیه بیان شد در حل معضلات اجتماعی باید جامعه هدف، کسانی باشند که در بعد تقوا حرکت می‌کنند، هرچه این بعد تقویت شود و روی ایشان سرمایه‌گذاری شود بسیاری از معضلات در سطح وسیع جامعه مرتفع خواهد شد.

با تقویت و ارتقای مومنان و توجه به ایشان عملا توجه به افرادی که به معضلات اجتماعی دامن می‌زنند کم می‌شود؛ لذا انسانی که مدام به دنبال دیده شدن و جلوه کردن در حوزه‌های مختلف است، کم کم از مسیری که انتخاب کرده نتیجه مطلوبی نمی‌یابد و به دنبال اصلاح می‌رود.
منبع: ایکنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها