به‌روز شده در: ۳۱ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۳:۰۰
کد خبر: ۹۸۲۳۱
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۰
برای آن­که درک کنیم بعثت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله چقدر مهم یا تأثیرگذار بوده است، باید بپرسیم: ­بعثت، با دنیا چه کرده است؟ دنیای پیش از حضور اسلام، چگونه بود که لازم بود پیامبری مبعوث شود و اسلامی به مردمان دنیا ارائه شود؟
وارثما ماهیان دریا را می ­مانیم که لذت غوطه خوردن در آب­ های بی­ نهایت، تمام زندگی­شان را پر کرده است. نمی­ دانیم اگر اسلام نبود، اگر دین نبود، اگر از این زمین پر هیاهوی شلوغ نا امن، راهی به آسمان باز نبود، چه می ­شد! نه زمان را می­ توانیم به عقب ببریم تا دنیای بدون اسلام را تماشا کنیم و نه راهی به مردمان تشنه­ ی به آب رسیده داریم تا از لذت چشیدن آب حیات، با خبر شویم. 
خدا را شکر که به لطف و عنایتش، هیچ­ وقت ما را از زندگی در دریا به حیات پرمهر اسلام، بی ­نصیب نکرده و برای درک عظمت آن، برایمان راهی گشوده است.
"جنگ" شاید آشناترین واژه برای مردم جاهلی بود! فضا، تاریک، مثل زمان کسوف بود و ناامیدی و بی­ ثمری، غالب بود. آن­چه که پرستیده می ­شد، شیطان بود. در عصر پیش از اسلام، پراکندگی و تشویش، در مذهب و عقاید مردم مشهود بود.


برای فهم میزان بزرگی و اهمیت یک مقوله، باید بتوان فقدان آن را تصور کرد یعنی پرسید اگر این نبود، چه می­ شد؟ امور کم اهمیت، بود و نبودشان، چندان تفاوتی ایجاد نمی­ کند اما اگر با نبود چیزی، دنیا به هم بریزد و زندگی عوض شود، معلوم است در عظمت و اهمیت، کم نظیر یا بی­ نظیر است. 

به همین دلیل برای آن­که درک کنیم بعثت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) چقدر مهم یا تأثیرگذار بوده است، باید بپرسیم: ­بعثت، با دنیا چه کرده است؟ دنیای پیش از حضور اسلام، چگونه بود که لازم بود پیامبری مبعوث شود و اسلامی به مردمان دنیا ارائه شود؟ 
احتمالاً برای پاسخ به این­ها باید تاریخ بخوانیم اما کدام تاریخ و کدام مورخ دقیق­ تر و قابل اعتمادتر از سخنان کسانی که در قول و فعلشان معصوم باشند و دلسوزانه و آگاهی ­بخش، از گذشته بگویند؟ 

بیشتر بخوانیم:
اخلاق پیامبرگونه در روز مبعث
چرا انبیاء گناه نمی کنند؟
چرا پیامبران باید معصوم باشند؟

بسیاری از روایت ­های اهل بیت عصمت علیهم السلام در توصیف و ذکر عظمت مبعث رسول اکرم و ظهور اسلام، حکایت روزگار پیش از اسلام است و توصیف دنیایی که بدون اسلام چگونه می­ گذشت؛ و از این میان، کسی که روزگار پیش و پس از اسلام را به چشم دیده و در آن زندگی کرده و به خوبی مقایسه نموده است، امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام است. توصیف حضرت از دنیای بدون اسلام، فضایی است که در آن غفلت حاکم است و نظم اجتماعی خوبی برقرار نیست.[1] 
"جنگ" شاید آشناترین واژه برای مردم جاهلی بود![2] فضا، تاریک، مثل زمان کسوف بود و ناامیدی و بی­ ثمری، غالب بود.[3] آن­چه که پرستیده می ­شد، شیطان بود[4] در عصر پیش از اسلام، پراکندگی و تشویش، در مذهب و عقاید مردم مشهود بود.[5]

این توصیفات، یک متن ادبی صرف برای واژه ­پردازی های هنرمندانه نیست؛ بلکه برخاسته از متن زندگی است عین واقعیت است. با این توصیفات، می­ توان فهمید که مبعث چه کرده است و اسلام چه تحولی را به دنیای انسان­ ها هدیه داده است! آخرتشان که جای خود دارد. مردمی که پیش از بعثت برای غارت آب و نان یا بهانه ­های کودکانه می­ جنگیدند، پس از آن­که اسلام آوردند، برای خدا برای دین وعقیده و برای دفاع از وطن و ناموس عازم جهاد می ­شدند. این تحول فرهنگی عظیم، همه حاصل بعثت بود.
هنوز مشکلات بشر پیش از بعثت اسلام، در بشر امروز هم دیده می­ شود.

حال می­ توان نامش را تکرار تاریخ گذاشت یا سنتی از سنن الهی که همان اجازه ­ی وسوسه­ ی بنی­ آدم باشد به ابلیس رانده شده؛ هرکدام که باشد، نتیجه این می­ شود که مأموریت دین اسلام به پایان نرسیده است. 


پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)، پیش از وقوع بعثت نیز در میان همان مردم زندگی می ­کرد و حتی با وجود مبارک و نورانی خود و با خلق نیک خود، در جامعه ­ی خود تأثیر گذار بود اما تأثیری که از آن سخن می­ گوییم، بعد از مبعوث شدنشان به پیامبری و بعد از اتصال به وحی الهی و بعد از ظهور دینی به نام اسلام محقق شد. اخلاق آن حضرت، همیشه زبانزد بود و پیش از بعثت، به محمد امین شهره بود اما فرمود: بعثت لاتمم مكارم الاخلاق"؛ من برای كامل كردن مکارم اخلاق مبعوث شده ­ام.[6] یعنی بدون بعثت و در فقدان اسلام، جایی برای اتمام و اکمال مکارم اخلاق نبود حتی به دست کسی که خودش، معدن و سرچشمه­ ی مکارم اخلاق بود.

باید اعتراف کرد که بزرگی مبعث رسول خدا و تولد اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله)، در توصیف کلمات ما و نوشتار کوتاه حاضر، نمی­ گنجد اما نکته ی مهمی را باید در نظر داشت و آن این­که هنوز مشکلات بشر پیش از بعثت اسلام، در بشر امروز هم دیده می­ شود. 
حال می­ توان نامش را تکرار تاریخ گذاشت یا سنتی از سنن الهی که همان اجازه ­ی وسوسه­ ی بنی­ آدم باشد به ابلیس رانده شده؛ هر کدام که باشد، نتیجه این می­ شود که مأموریت دین اسلام به پایان نرسیده است. نمی ­توان مثل تفکر عده ­ای، ادعا کرد که پیشرفت خیره کننده­ ی علم و فن بشری، دیگر نیازی به دین باقی نمی­ گذارد؛ که اگر این­گونه بود، نباید در این دنیای پیشرفته، شاهد هیچ یک از جنایت­ های مردم دوران جاهلیت بودیم اما از قضا، وحشتناک­ تر و جاهلانه­ ترش را شاهدیم!
پی نوشت:
[1] - طُولِ هَجعَة مِنَ الاُمَمِ ، وَ انتِشار مِنَ الاُمُورِ (نهج البلاغه، خطبه 89)
[2] - وَ تَلَظٍ مِنَ الحُرُوبِ (نهج البلاغه، خطبه 89)
[3] - وَالدُنیا کاسِفَةُ النُورِ، ظاهِرَةُ الغُرُورِ، عَلى حینِ اصفِرار مِن وَرَقِها، وَ اِیاس مِن ثَمَرِها، وَ اغوِرار مِن مائِها (نهج البلاغه، خطبه 89)
[4] - در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون، و روش های متفاوت بودند (ایی بخشیده به پرستش خود راهنمایی کند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود کشاند (نهج البلاغه، خطبه 147)
[5] - در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون، و روش های متفاوت بودند (نهج البلاغه، خطبه 1)
[6] - بحارالانوار، ج70، ص 372.
منبع: تبیان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها