به‌روز شده در: ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰
کد خبر: ۹۹۴۲۰
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۶
گل شناس مدیر عامل مجموعه فرهنگی سرچشمه:دست یاری به طرف تمام عزیزانی که در حوزه های هنری دستی بر آتش دارند دراز می کنیم.ان شالله حضرت زهرا (س) مدد بدهند تا برای مادرشان بیشتر از اینها کار کنیم.

گل شناس: حضرت زهرا (س) مدد بدهند تا برای مادرشان بیشتر از اینها کار کنیم/قاسم صرافان:تمام هستی‌ت را نذر امت کرده‌ای بانو!وارث: اختصاصی/مراسم شب شعر "سرچشمه‌ی کوثر"  سوگواره‌ی حضرت خدیجه (س)، شب گذشته در مجموعه فرهنگی سرچشمه برگزار شد.
در این مراسم محمّدعلی بیابانی، میثم مؤمنی‌نژاد، میلاد حسنی، مجید لشگری و قاسم صرافان به شعر خوانی پرداختند.
گل شناس مدیر عامل مجموعه فرهنگی سرچشمه در سخنانی با اشاره به اینکه حضرت خدیجه(س) به عنوان بزرگترین عنصر فرهنگی پای کار آمدند و تمام سرمایه ای که داشتند را وقف ترویج اسلام کردند گفت: حضرت خدیجه (س) تمام ثروت خودشان را صرف ظرفیت های فرهنگی اسلام کردند. ما هم ان شالله نیت داریم از این دست جلسات، برای حضرت خدیجه(س)، حضرت ابوطالب (ع) و... بیشتر برگزار کنیم. از این بزرگان دین که گردن همه ما حق دارند، کمتر کار شده است و ما نیت داریم در این حوزه پیشقدم شویم و عزیزانی که در حوزه شعر و موسیقی و هر حوزه دیگری هر کسی بتواند کاری انجام دهد، راجع به حضرت حمزه، فاطمه بنت اسد(س) همراهی کنند.
گل شناس گفت: ما توفیق داریم که در این راه قدم بر میداریم و دست یاری به طرف تمام عزیزانی که در حوزه های هنری دستی بر آتش دارند دراز می کنیم. ان شاالله با حمایت ها و ظرفیت هایی که در این حوزه وجود دارد این کار را بتوانیم پر قدرت تر پیش ببریم.  ان شالله حضرت زهرا سلام الله علیها مدد بدهند تا برای مادرشان بیشتر از اینها کار کنیم. 

در ادامه نیز "قاسم صرافان" از شعرای آئینی کشور شعری را در رثای ام المومنین حضرت خدیجه (س) قرائت کرد :

دلش را برده‌ای هر وقت صحبت کرده‌ای بانو!

محمد را چنین غرق محبت کرده‌ای بانو!

تو پیش از وحی ایمان داشتی، اعجاز عشق این‌ست

نمازِ مِهر، بر مُهر نبوت کرده‌ای بانو!

به محراب دو ابرویش تماشا کرده‌ای حق را

میان معبد چشمش عبادت کرده‌ای بانو!

تمام هستی ات را باختی بردی دل از طه

چه سودی در میان این تجارت کرده ای بانو.!

تو امّ‌المومنینی، چون که جای کینه، مالت را

میان مومنین، با عشق قسمت کرده‌ای بانو

تمام هستیِ حق، کوثرش سهم تو شد، زیرا

تمام هستی‌ت را نذر امت کرده‌ای بانو!

رخ راضیه را بوسیدی و روح‌الامین شد مست

چنین شیرین که کوثر را تلاوت کرده‌ای بانو!

علی بود و نبی بود و تو بودی اولِ این راه

تو با زهرات، با مولات، بیعت کرده‌ای بانو!

چه دُرّی در دل دلدادگی دیدی؟ که از دنیا

به یک پیراهن کهنه قناعت کرده‌ای بانو!

چه اندوهی است در کوچت؟ که دیگر این محمد، آن

محمد نیست، از وقتی که رحلت کرده‌ای بانو!

بدان دست کریمت دارم امّیدی که در محشر

ببینم شاعرت را هم شفاعت کرده‌ای بانو!

مادر زهرایی افتخار کمی نیست

گو برود مال یار هست و غمی نیست

خورده دلت سکه اش به نام محمد

ثروت تو چیست؟ یک سلام محمد

تاجر خوش ذوق، ذوق سیم و زرش نیست

جز خود یوسف هوای دگرش نیست

روح از این دام رها ساخته ای تو

برده ای آن روز که دل باخته ای تو

در دلت آیات کوثر است خدیجه!

چهار نوه داری و چقدر نتیجه

در رخ سادات همچنان اثر توست

اینهمه نور از نتایج سحر توست

جان جهان بر سر بالین تو آمد گفت

که مدیون مهر توست محمد

جای کفن پیرهن آورد برایت

سبقت از احمد گرفت ولی خدایت

من به فدای تنی که در کفنی نیست

نه کفنی بر تنش که پیرهنی نیست

اشک ملائک کنار جسم تو رود است

آه یتیمی برای فاطمه زود است

ای که در ایمان تو مادر همه بودی

کاش شب ازدواج فاطمه بود

************

عشق گاهی سر جنون دارد

اشتیاقی به رنگ خون دارد

ریشه عشق اگر چه افلاکی ست

گاه در بند چادری خاکی ست

گاه فرمان دهد زمین بخوری

سیلی از دست بدترین بخوری

سر هجده بهار پیر شوی

بین در و دیوار اسیر شوی

عشق اگر چه هزار غم دارد

ماه پهلو گرفته کم دارد

می کشاند به کوچه راهت را

می برد در خسوف ماهت را

آه زهرا بگو علی چه کند؟

مرد جنگ است او ولی چه کند؟

گل شناس: حضرت زهرا (س) مدد بدهند تا برای مادرشان بیشتر از اینها کار کنیم/قاسم صرافان:تمام هستی‌ت را نذر امت کرده‌ای بانو!

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها