نگاهی بر انفاق های شبانه معصومین(ع)

کد خبر: 20165
در 3 یا 4 سالگی در کربلا حضور داشتند و وقایع تلخ و دردناک آن روزها را به چشم دیده و در ذهن ایشان ثبت و ضبط شده و کودکی 4 ساله با اجساد پدربزرگ، عموها و شهدای آن واقعه روبرو شد.
وارث:  حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد طبسی، در دوره کوتاه مدت امام باقر(ع) شناسی در شبستان نجمه خاتون حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س)، به موضوع ولادت تا امامت این امام همام اشاره کرد و گفت: امام باقر(ع) 39 سال در محضر پدر بزرگوار خود امام سجاد(ع) بود و در 3 یا 4 سالگی در کربلا حضور داشتند و وقایع تلخ و دردناک آن روزها را به چشم دیده و در ذهن ایشان ثبت و ضبط شده و کودکی 4 ساله با اجساد پدربزرگ، عموها و شهدای آن واقعه روبرو شده و آن را برای ما نقل کرده اند.
وی ادامه داد: این خواست خدا بود که امام باقر(ع) در آن جریانات حضور داشته و آن وقایع را برای آیندگان تعریف کنند.
*داستان محمد حنفیه و امامت امام سجاد(ع)
این استاد حوزه به داستان محمد حنفیه و امامت امام سجاد(ع) اشاره و اظهار کرد: زراره از امام باقر(ع) نقل می‌كند كه فرمود: «پس از كشته شدن امام حسین(ع) محمد حنفیه از امام علی بن الحسین(ع) خواست تا در خلوت با او صحبت كند، آنگاه كه خدمت امام رسید عرض كرد: فرزند برادرم، می‌دانی پیامبر خدا(ص) وصیت و امامت را بعد از خود به امیرمؤمنان(ع) داد و سپس به امام حسن(ع) و بعد از او به امام حسین(ع) واگذار كرد و پدر شما – كه رضوان خدا و درود حق بر روانش باد – به شهادت رسید، و برای جانشینی بعد از خودش وصیتی نكرد! و می‌دانی كه من، عموی شما و با پدرت با یك ریشه‌ام و زاده علی(ع) می‌باشم. من با این سن و سبقتی كه بر شما دارم، از شما كه جوانید به امامت سزاوارترم! پس با من در مسأله جانشینی و امامت كشمكش و درگیری نداشته باش».
این محقق و پژوهشگر ادامه داد: در ادامه این روایت از امام باقر(ع) آمده است: «امام علی بن الحسین(ع) در پاسخ عمویش، محمد حنفیه، با لحنی ملایم و دلسوزانه فرمود: «ای عمو! از خدا بترس و چیزی را كه حقّت نیست مخواه، من تو را موعظه می‌كنم كه مبادا از نادانان باشی، ای عمو! همانا پدرم (صلوات الله علیه) قبل از آنكه عازم عراق شود به من در این باره وصیت كرد و ساعتی قبل از شهادتش نیز با من تجدید عهد نمود، و این سلاح رسول خدا(ص) است كه پیش من است، متعرّض این امر مشو كه می‌ترسم عمرت كوتاه و حالت دگرگون شود. همانا خدای عزّوجل، امر وصیت و امامت را در نسل حسین(ع) مقرّر داشته است.»
آنگاه امام (ع) برای اینكه مطالب را به شكل عینی برای عمویش اثبات كند فرمود: اگر می‌خواهی این مطلب را بفهمی، بیا نزد «حجرالاسود» رویم و از او داوری بخواهیم و مطالب را از آن بپرسیم!» امام باقر(ع) می‌فرماید: «این گفتگو میان آندو در مكه بود تا این كه به حجرالاسود رسیدند. علی ابن الحسین(ع) به محمد حنفیه فرمود: اول تو به درگاه خدا دعا كن و از خدا بخواه تا حجرالاسود را به صدا درآورد و مطلب را از او بپرس. محمد، با تضرع و زاری و دعا به پیشگاه خدا از حجرالاسود خواست كه مطلب را بیان كند. ولی حجر پاسخی نداد. علی‌بن الحسین(ع) فرمود: ای عمو! اگر تو وصی و امام بودی جوابت را می‌داد.» محمد حنفیه گفت: پسر برادر، اینك تو دعا كن و از خدا بخواه. «علی بن الحسین(ع) به آنچه خواست دعا كرد، سپس فرمود: «ای حجر، از تو می‌خواهم به آن خدایی كه میثاق پیامبران و اوصیاء و همه مردم را در تو قرار داده است، وصی و امام بعد از حسین(ع) را به ما خبر ده؟! حجر، چنان بلرزه درآمد كه نزدیك بود از جای خود كنده شود، سپس خدای عزوجل او را به سخن آورد و به زبان عربی فصیح گفت: بار خدایا، همانا وصیت و امامت، بعد از حسین بن علی(ع) به علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب، پسر فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) رسیده است. پس محمد حنفیه از سخن خود برگشت و پیرو علی بن الحسین(ع) گردید».
*جریان حره و تولد 1000 کودک نامشروع
این کارشناس امام شناسی با بیان این مطلب که از سخت ترین جریاناتی که در زمان کودکی امام باقر(ع) اتفاق افتاد، جریان حره است، خاطرنشان ساخت: این جریان یکی از ماجراهای سخت دوران امام سجاد(ع) است که یزید و اطرافیانش در مدینه انجام دادند و لشکری به فرماندهی مُسرف بن عُقبه یا مسلم بن عقبه که یک انسان وحشی بود، به مدینه فرستاد و در سه روز این شهر را به اباحه کشیدند و هرکاری که دوست داشتند، انجام دادند و در تاریخ آمده است که 1000 فرزند نامشروع از حضور آنها به دنیا آمد و خون اطراف قبر پیامبر(ص) به بالا آمد و امام سجاد(ع) عزیزان خود را جمع کرده و از مدینه به بیرون فرستادند تا آسیبی به آنها نرسد.
*نقل 600 روایت از امام سجاد(ع)
حجت الاسلام والمسلمین طبسی با اشاره به اینکه امام باقر(ع) یکی از راویان احادیث امام سجاد(ع) بوده اند، تصریح کرد: اگر به کتب روایی مراجعه کنید، خواهیم دید که ایشان نزدیک به 600 روایت از امام زین العابدین(ع) در موضوعاتی همچون تفسیر، اخلاق، اعتقادات، الهیات، معاد، فقه و ..... بیان کرده اند.
وی با اشاره به یکی از روایاتی که امام باقر(ع) از امام سجاد(ع)، نقل فرموده یادآور شد: در این روایت آمده است: «حَمَلَةُ الْقُرْآنِ الْمَخْصُوصُونَ بِرَحْمَةِ اللَّهِ، الْمُلَبَّسُونَ نُورَ اللَّهِ، الْمُعَلَّمُونَ كَلَامَ اللَّهِ، الْمُقَرَّبُونَ عِنْدَ اللَّهِ، مَنْ وَالاهُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ، وَ مَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ يَدْفَعُ اللَّهُ عَنْ مُسْتَمِعِ الْقُرْآنِ بَلْوَى الدُّنْيَا، وَ عَنْ قَارِئِهِ بَلْوَى الْآخِرَةِ. » حاملان قرآن مخصوصند به رحمت و بخشش خدا و پوشيده به نور خدا، معلم کلام خدا و مقربان نزد خداوند هستند، هر کس آنها را دوست دارد، خدا را دوست داشته و هر که با آنها دشمن باشد با خدا دشمن است.
این محقق و پژوهشگر بیان داشت: یکی از مواردی که امام باقر(ع) در این 39 سال از محضر پدر بزرگوار خویش استفاده کردند، میراث عظیم علمی امام سجاد(ع) است که از این امام همام برای ما به یادگار گذاشته است.
*روایتی از جانشینی امام باقر(ع)
این کارشناس امام شناسی در ادامه به موضوع جانشینی امام باقر(ع) اشاره کرد و گفت: در روایتی آمده است: «حَدَّثَنَاأَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ:دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي بِالَّذِينَ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ وَ أَوْجَبَ عَلَى عِبَادِهِ الِاقْتِدَاءَ بِهِمْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لِي يَا كَنْكَرُ إِنَّ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ جَعَلَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَئِمَّةً لِلنَّاسِ وَ أَوْجَبَ عَلَيْهِمْ طَاعَتَهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ابْنَا عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا ثُمَّ سَكَتَ فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي رُوِيَ لَنَا عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عَلَى عِبَادِهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ قَالَ ابْنِي مُحَمَّدٌ وَ اسْمُهُ فِي التَّوْرَاةِ بَاقِرٌ يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً هُوَ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدِي/ ابو حمزه ثمالی از ابی خالد کابلی نقل می کند که به محضر آقایم حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام واردشدم و عرض کردم ای فرزند رسول خدا، کسانی که خداوندِ دارای عزت وجلال، بعد از رسول خدا، اطاعت و دوستی شان را برما واجب فرموده است و به بندگانش واجب کرده که به آن ها اقتدا کنند کیانند؟ به من معرفی فرما، امام (ع) به من فرمودند: ای ابا خالد همانا صاحبان امری که خدای عز و جل برای مردم امام قرار داده و اطاعتشان را واجب کرده است، امیر المومنین علی بن ابیطالب، سپس فرزندانش حسن و حسین وبعد هم این امر به ما ختم شده است، و سپس سکوت فرمودند، پس عرض کردم ای آقای من! به ما از امیرالمومنین علی (ع) روایت شده که زمین از حجت خدا برای بندگانش خالی نمی ماند، پس حجت و امام بعد از شما کیست؟ فرمودند: فرزندم محمد که اسم او در تورات باقر آمده است و او علم را بطور شگفت انگیز می شکافد، او حجت و امام بعد از من است».
*نگاهی بر انفاق های شبانه معصومین(ع)
حجت الاسلام والمسلمین طبسی اظهار داشت: از جمله مواردی که امام باقر(ع) از پدر خود امام سجاد(ع) نقل کردند، مسئله خدمات شبانه روزی امام زین العابدین(ع) بوده است که این امام همام درباره پدر می گوید: عادت حضرت علی بن الحسین علیه السلام این بود که در شبها انبانی از نان بر پشت خود حمل می نمود و آن را صدقه می دادند.
وی تأکید کرد: امروزه متأسفانه این سنت در جامعه شیعه وجود ندارد و برخی در روز به نیازمندان کمک کنند؛ اما باید گفت که دیگران مراقبند و می بینند؛ ولی در شب کسی متوجه نمی شود و آبرویی هم از کسی ریخته نخواهد شد.
*نماز امام سجاد(ع)
این استاد حوزه در پایان با اشاره به داستانی از امام باقر(ع) درباره نماز پدر، ابراز داشت: امام صادق(ع) به داستانی از امام باقر(ع) اشاره می کند که در آن از نماز امام سجاد(ع) سخن به میان آمده است. «وَ لَقَدْ دَخَلَ أَبُو جَعْفَرٍ ابْنُهُ ع عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْعِبَادَةِ مَا لَمْ يَبْلُغْهُ أَحَدٌ فَرَآهُ قَدِ اصْفَرَّ لَوْنُهُ مِنَ السَّهَرِ وَ رَمِصَتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْبُكَاءِ وَ دَبِرَتْ جَبْهَتُهُ وَ انْخَرَمَ أَنْفُهُ مِنَ السُّجُودِ وَ وَرِمَتْ سَاقَاهُ وَ قَدَمَاهُ مِنَ الْقِيَامِ فِی الصَّلَاةِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَلَمْ أَمْلِكْ حِينَ رَأَيْتُهُ بِتِلْكَ الْحَالِ الْبُكَاءَ فَبَكَيْتُ رَحْمَةً لَهُ وَ إِذَا هُوَ يُفَكِّرُ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ بَعْدَ هُنَيْهَةٍ مِنْ دُخُولِی فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَعْطِنِی بَعْضَ تِلْكَ الصُّحُفِ الَّتِی فِيهَا عِبَادَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَأَعْطَيْتُهُ فَقَرَأَ فِيهَا شَيْئاً يَسِيراً ثُمَّ تَرَكَهَا مِنْ يَدِهِ تَضَجُّراً وَ قَالَ مَنْ يَقْوَى عَلَى عِبَادَةِ عَلِيٍّ(ع)/ روزى فرزند بزرگوارش، امام باقر (ع) بر پدرش وارد شد كه حضرت در عبادت و بندگى به جایی رسیده است كه هيچكس بدان نرسيده است پس ملاحظه كرد كه رنگ صورت مباركش از شب زنده داری زرد شده و ديدگانش از زيادى گريه ورم نموده و به خاطر سجده كردن پيشانيش و دماغش پينه و زخم شده و پاهايش از قيام در نماز متورم شده است. امام باقر (ع) فرمود: هنگامى كه اين حال را در پدر بزرگوارم مشاهده كردم نتوانستم از گريه خوددارى نمايم پس از سر دلسوزی بر او گریستم، و او در حال تفكر و اندیشیدن بود و پس از اندك زمانی از ورود من به من توجه كرد و فرمود: بخشى از صحيفه ‏هائى كه عبادات على(ع) در آن نوشته شده بياور و آنها را به او دادم پس اندكی از آن را قرائت كرد و دلتنگ شد و صحيفه را به زمين گذاشت و فرمود چه كسى توانایی عبادت على (ع) را دارد.