شعر/شاید کسی از راه بیاید که تو باشی

کد خبر: 78664
سروده‌ای از مهدی جهاندار
وارث:
یک روز نوشتیم بر این آبی کاشی
شاید کسی از راه بیاید که تو باشی

یک چند گذشت و خبری از تو نیامد
دل‌ها متلاطم شد و کاشی متلاشی

یک روز گرفتار شک و شاید و تردید
یک روز غلط‌گیری و اشکال تراشی

روشن‌تر از آیات و روایات خدا کو
ما متن رها کرده به دنبال حواشی

اما کسی از راه می‌آید خبری هست
سوگند به فیروزه و گلدسته و کاشی

همسایۀ دیوار به دیوار کجایی؟
وقت است که جارو بزنی آب بپاشی