آیه ای که عمل به آن، ایمان انسان را کامل می کند

کد خبر: 78710
آیه ۱۷۷ سوره بقره، جامع‏ترین آیه قرآن است؛ زیرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح گردیده است.
وارث:  استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه 177 سوره بقره پرداخته است.

* آيه               

لَيْسَ الْبِرُّ أَنْ تُوَّلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْأَخِرِ وَالْمَلَئِكَةِ وَالْكِتَبِ وَالْنَّبِيِّينَ وَ ءَاتَى الْمَالَ عَلَى‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبَى‏ وَالْيَتَمى‏ وَالْمَسَكِينَ وَ ابْنَ الْسَّبِيلِ وَالْسَّآئِلِينَ وَفِى الْرِّقَابِ وَأَقَامَ الْصَّلَوةَ وَ ءَاتَى الْزَّكَوةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَهَدُواْ وَالْصَّبِرِينَ فِى الْبَأْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏

* ترجمه                      

نیكى (تنها) این نیست كه (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق یا مغرب بگردانید، بلكه نیكوكار كسى است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال (خود) را با علاقه‏اى كه به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه‏ماندگان و سائلان و در (راه آزادى) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زكات را بپردازد، و آنان كه چون پیمان بندند، به عهد خود وفا كنند و آنان كه در (برابر) سختى‏ها، محرومیّت‏ها، بیمارى‏ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند، اینها كسانى هستند كه راست گفتند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اینان همان پرهیزكارانند.

* نکته ها                     

كلمه «برّ» به معناى نیكى است، ولى به هركس كه خیلى نیكوكار باشد، مى‏گویند او «برّ» است. یعنى وجودش یكپارچه نیكى است.

«بأساء» از «بؤس» به معناى فقر و سختى است كه از خارج به انسان تحمیل مى‏شود. «ضرّاء»، درد و بیمارى است كه از درون به انسان فشار مى‏آورد و «حین البأس» زمان جنگ و جهاد است.

بعد از ماجراى تغییر قبله كه در آیه‏ى 144 خواندیم، سخنِ روز، پیرامون قبله و تغییر آن بود كه این آیه مى‏فرماید: چرا به جاى محتواى دین كه ایمان به خدا و قیامت وانجام كارهاى نیك است، به سراغ بحث‏هاى جدلى رفته‏اید.

این آیه جامع‏ترین آیه قرآن است. زیرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح گردیده است. در تفسیر المیزان از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده است كه فرمودند: هر كس به این آیه عمل كند، ایمانش كامل است.

این آیه پانزده صفت نیك را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان نموده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیاء، قیامت و كتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زكات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ و روحى وروانى مثل صبر در برابر مشكلات اشاره گردیده است و در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل كندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

ایمان به خدا، سبب خضوع در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت‏هاست. ایمان به قیامت، موجب وسعت دید و بلندى همّت مى‏گردد. ایمان به وجود ملائكه، نشانه‏ى ایمان به تشكیلات ماوراى طبیعت است. ایمان به انبیاء، ایمان به وحى و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینكه انسان در این جهان رها و بى‏برنامه نبوده است.

انفاق، بیانگر تعاون و نوع دوستى، و نماز، پیوند مستقیم با خدا، و زكات برنامه‏ریزى براى حل مشكل محرومان، و وفاى به عهد موجب تحكیم ارتباطات، و صبر عامل آبدیده شدن انسان‏هاست. [تفسیر مراغى، ذیل آیه]

جمله «آتى المال على حبّه» را سه نوع معنا نموده‏اند:

الف: پرداخت مال به دیگران با وجود علاقه‏اى كه به آن هست.

ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.

ج: پرداخت مال بر اساس علاقه‏اى كه به فقیر است.

صبر، مادر همه كمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر مى‏داند؛ «اولئك یجزون الغُرفة بما صبروا» [فرقان، 75] به آنان جایگاه بلند داده مى‏شود، به پاس بردبارى كه كردند. چنانكه فرشتگان به بهشتیان مى‏گویند: «سلامٌ علیكم بما صبرتم» [رعد، 24] درود بر شما كه پایدارى كردید. همچنین درباره رهبران الهى مى‏فرماید: «جعلنامنهم‏ائمّةیهدون‏بامرنا لمّا صبروا» [سجده، 24] آنان را بخاطر صبرشان، پیشوایانى قرار دادیم كه به امر ما هدایت مى‏نمودند.

مشابه این آیه، در روایات نیز براى معرفى معارف دینى چنین آمده است:

* «لیس العاقل من یعرف الخیر من الشرّ و لكن العاقل من یعرف خیر الشّرین» [بحار، ج‏78، ص‏6] عاقل آن نیست كه خیر را از شرّ بشناسد، عاقل آن است كه میان دو شرّ، خیرش را برگزیند.

* «لیس العلم بكثرة التعلّم انّما هو نور یقذفه اللّه فى قلب من یرید» [بحار، ج‏1، ص‏225] دانش، به آموختن بسیار حاصل نمى‏شود. دانش واقعى، نورى الهى است كه به دلها مى‏تابد.

* «لیس البرّ فى حُسن الزّى و لكن فى السكینة و الوقار» [بحار، ج‏1، ص‏106] بزرگى، در ظاهرِ آراسته نیست، بلكه در آرامش و وقار است.

* «لیس السخى... الذى ینفق ماله فى غیر حقّه و لكنه الّذى یؤدّى الى اللّه ما فرض علیه» [بحار، ج‏71، ص‏352] سخاوتمند كسى نیست كه در هرجا و لو بى‏جا انفاق كند، بلكه كسى است كه در هرجا خشنودى خداست انفاق كند.

* «لیس العبادة كثرة الصیام و الصلاة و انّما العبادة كثرة التفكّر فى امر اللّه» [بحار، ج‏71، ص 325] عبادت به نماز و روزه بسیار نیست، به تفكّر درباره خدا و آثار اوست.

* «اشدّ من یَتم الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه» [بحار، ج 108، ص‏171] آنكه از سرپرستى پیشواى حقّ محروم گشته، یتیم‏تر از كسى است كه پدر و مادرش را از دست داده است.

براى رسیدن به كمالِ تقوا، انفاقِ واجب و غیر واجب، هر دو لازم است. بعضى از مردم به مستمندان كمك مى‏كنند، ولى حقوق واجب خود را نمى‏پردازند و برخى دیگر با پرداخت خمس و زكات، نسبت به فقرا و محرومان بى‏تفاوت مى‏شوند. این آیه، مؤمن واقعى را كسى مى‏داند كه هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همین دلیل در روایات مى‏خوانیم: در اموال ثروتمندان، غیر از زكات نیز حقّى براى محرومان است. [تفسیر قرطبى] و كسى كه سیر بخوابد در حالى كه همسایه او گرسنه باشد ایمان به خدا و قیامت ندارد. [كافى، ج‏2، ص 665]

* پيام ها                      

1- به جاى محتواى دین، به سراغ ظاهر نرویم و از اهداف اصلى باز نمانیم. «لیس البرّ... ولكن البرّ»

2- یكى از وظایف انبیاء وكتب آسمانى، تغییر فرهنگ مردم است. «لیس البرّ... و لكن البر»

3- شناخت مفاهیم، مهم نیست؛ عمل به آن مهم است. كلمه «برّ» به مفهوم نیكى است، ولى دانستن آن مهمّ نیست، كسى كه این مفهوم را محقّق مى‏سازد ارزش دارد. «لكن البرّ من آمن»

4- ایمان، مقدّم بر عمل است. «من آمن باللَّه... آتى المال»

5 - ایمان به همه انبیاء و ملائكه لازم است. «آمن باللَّه... والملائكة والكتاب والنبیّین»

6- ارتباط با خدا در كنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى‏ها مطرح است. «آمن باللَّه و الیوم الاخر... و آتى المال على حبه»

7- تمام كارهاى نیك در سایه ایمان به خدا شكل مى‏گیرد. «آمن باللّه... آتى المال»

8 - هدف اسلام از انفاق، تنها سیر كردن گرسنگان نیست، بلكه دل كندن صاحب مال از مال نیز هست. «على حبّه»

9- نیكوكاران، مال و دارایى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى‏كنند. «آتى المال على حبّه»

10- با دست خود به فقرا و یتیمان و بستگان انفاق كنید. «آتى المال على حبّه»

11- در انفاق، بستگان نیازمند بر سایر گروه‏هاى مستمند، اولویّت دارند. «ذوى القربى و الیتامى...»

12- سائل را ردّ نكنید، گرچه فقیر، مسكین، در راه مانده و فامیل نباشد. كلمه‏ى «السائلین» به صورت مستقل مطرح شده است. «والمساكین و... السائلین»

13- ایمان و نماز و زكات، بدون شركت در جهاد كامل نمى‏شود. «وحین البأس... اولئك الّذین صدقوا»

14- مدّعیان ایمان بسیارند، ولى مؤمنان واقعى كه به تمام محتواى دین عمل كنند، گروهى اندك هستند. «اولئك الّذین صدقوا»

15- نشانه‏ ى صداقت، عمل به وظایف دینى و تعهّدات اجتماعى است. «اولئك الّذین صدقوا»

16- متّقى كسى است كه عملش، عقایدش را تأیید كند. «آتى المال... اولئك الّذین صدقوا اولئك هم المتقون»