وظیفه ما در مقابل معصومان(ع)، معرفت و تسلیم است حتی اگر سرّش را ندانیم

کد خبر: 80331
به این سادگی ها نمی توان عمق فعل معصوم(ع) را فهمید. این لقمه از دهان ما خیلی بزرگ تر است که عمق سِر معصوم(ع) را بفهمیم ولی در عین حال به همان مقدار که می توانیم بفهمیم باید توجه کنیم که فعل معصوم(ع) اسراری دارد که گاهی سال ها بعد خود را نشان می دهد.
وارث:حجت الاسلام عالی با بیان اینکه در رابطه با وجود مقدس امام رضا(ع) شنیده های فراوانی هست که در فرصت های اندک گنجایش طرح آن نیست، اظهار کرد: ما نیاز داریم که توضیح و شرح برخی معارف اهل بیت(ع) در مجالسی که برگزار می شود به عنوان اصل باشد.

وی ادامه داد: اما آن نکته ای که می خواهم در رابطه با مهمترین فعل امام رضا(ع) یعنی حرکت محوری ِحضرت(ع) و هجرت ایشان به ایران بیان کنم، در رابطه با اثرات این هجرت در عالم است، یعنی چیزی که اکنون نیز از آن در حال بهره مند شدن هستیم.
 
عالی تصریح کرد: اگر بخواهیم در مورد فعل و حرکت معصوم(ع) به ویژه فعل محوری آنان  به ویژه آن دست افعالی که در تاریخ اثرگذار بوده اند نظیر صلح امام حسن(ع)، عاشورای امام حسین(ع)، هجرت امام رضا(ع) صحبت کنیم به یک نکته باید توجه داشته باشیم و آن هم از این قرار است که اساسا گفت وگو و تحلیل در مورد فعل معصوم(ع) با قطع نظر از این نکته که معصوم(ع) عبد الهی و بنده محض خداست، نمی شود چراکه تمام کارهایی که معصوم(ع) انجام داده از جنبه ربط اش با خدا، ماموریت های الهی و برنامه هایی که در این عالم انجام می دهد، است.

باید تسلیم شویم حتی اگر سرّ ولی خدا را ندانیم


این استاد اخلاق گفت: برنامه هایی که چه بسا خبر نداریم و برایمان به مثابه یک سِر باقی مانده است، اگر به این نکته و این مساله که معصوم(ع) از جنبه ماموریت های الهی در این عالم کار می کند توجه نکنیم؛ ای بسا نه معصوم(ع) را بشناسیم و نه تسلیم شویم. برای مثال در قرآن در مورد برخورد موسی(ع) و خضر(ع) و کارهایی که خضر(ع) انجام داد، صحبت شده است، اینکه خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و موسی(ع) اعتراض کرد، نوجوانی در کوچه توسط خضر(ع) کشته شد و باز هم موسی(ع) اعتراض کرد، خضر(ع) دیوار مخروبه یک روستا که مردم اش حتی حاضر نشدند به آنها غذا بدهند را مرمت کرد، ولی موسی(ع) باز هم اعتراض کرد.


عالی ابراز کرد: وقتی آدم سِر فعل ولی الله را نداند که چیست، چه بسا اعتراض کند و حتی شاید خدای ناکرده آن فعل اش را ظالمانه هم بداند، اگر ما بفهمیم که این فعل معصوم(ع) لایه های زیرینی در پشت پرده دارد کاملا تسلیم هستیم ولی آیا مگر ما می توانیم از همه اسراسر معصومین(ع) مطلع باشیم؟ وظیفه ما این است که وقتی دانستیم کسی ولی خدا است تسلیم شویم ولو اگر سرّ آن را متوجه نشویم.

وی با بیان اینکه سِر بسیاری از افعال معصومان(ع) در طول تاریخ و صدها سال مشخص می شوند، گفت: برای مثال اباعبدالله(ع) آن زمان که زن و بچه را به سمت کربلا همراه خود بُرد بسیاری اعتراض کردند چون سِر کار حضرت(ع) را نمی دانستند، شاید آدم های دلسوزی هم بودند ولی ما اکنون به آنها می خندیم که این اعتراض نداشت و حضرت(ع) باید زن و بچه را می آورد که اگر همراه نمی کرد پیام امام حسین(ع) را چه کسی به تاریخ می رساند؟ اگر حضرت حسین(ع) زن و بچه را نمی آورد چه کسی شام، مقر بنی امیه را فتح می کرد آن هم با آن تبلیغات شدیدی که علیه اهل بیت(ع) بود، خانواده امام حسین(ع) مقر بنی امیه را فتح کردند و اکنون در سوریه و دمشق اذان شیعی می شنویم ولی در مکه که محل وحی بود اذان شیعی نمی شنوید. چه کسی آنجا را فتح کرد؟ آیا جز خانواده سیدالشهدا(ع) و رقیه چهار ساله؟

عالی اظهار کرد: بنابراین، سِر فعل معصوم(ع)، بعد از هزار و خرده ای سال برای ما تا حدی روشن شده است، خود امام حسین(ع) هم آن موقع که می خواست حرکت کند به او اعتراض می کردند ولی الان ما به آن اعتراضات می خندیم، وجود مقدس اباعبدالله(ع) بهترین کار را کرد. دین خدا که اکنون نورش برقرار در این عالم است به برکت شهادت امام حسین(ع) است؛ نتیجه اینکه سِر فعل معصوم(ع) این گونه است که گاهی در زمان خودش معلوم نیست. 

وی افزود:  صدها سال که می گذرد یک مقدار روشن می شود، البته هنوز هم سِر فعل سیدالشهدا(ع) مشخص نشده و زمانی که بقیه الله بیاید معلوم می شود و حتی در مورد امام حسین(ع) باید گفت که مقداری فعل ایشان در این دنیا و باقی در قیامت معلوم می شود آن هم زمان شفاعت سیدالشهدا(ع) که مقام شفاعت آن حضرت در مقابل شهادت معلوم می شود. آن وقت معلوم می شود که شهادت حضرت چه آثاری داشت، این آثار در طول تاریخ خودش را نشان می دهد و برخی در آخرت خود را نشان می دهد. فعل معصوم(ع) این گونه عظیم است.

 

به این سادگی ها نمی توان عمق فعل معصوم(ع) را فهمید

 

این استاد اخلاق گفت: به این سادگی ها نمی توان عمق فعل معصوم(ع) را فهمید. این لقمه از دهان ما خیلی بزرگ تر است که عمق سِر معصوم(ع) را بفهمیم ولی در عین حال به همان مقدار که می توانیم بفهمیم باید توجه کنیم که فعل معصوم(ع) اسراری دارد که گاهی سال ها بعد خود را نشان می دهد. وظیفه ما در مقابل معصوم(ع)، معرفت و تسلیم شدن است وگرنه فهم اسرار فعل معصوم(ع) در حد و اندازه ما نیست.
 

وی ادامه داد: آن زمان که وجود مقدس امام رضا(ع) ولایت عهدی مامون را قبول کرد یک عده شروع به غُر زدن و اعتراض کردند، چون سِر فعل معصوم(ع) را نمی دانستند و تسلیم هم نبودند.  خطاب به امام رضا(ع) می گفتند: مامون همانی بود که پدرش پدرت را زندانی کرد، بعد یک دفعه امام رضا(ع) ولایت عهدی را علی الظاهر قبول کرد، سپس برخی علویان که تندتر از امام(ع) حرکت می کردند شروع به اعتراض کردند و یک عده ریزش پیدا شد.

عالی با طرح این پرسش که پشت پرده پذیرش ولایت عهدی از سوی امام رضا(ع) چه بود، اظهار کرد: این سِر بعد از 1200 سال برای ما روشن شده است که وجود مقدس حضرت(ع) با آن فعل و پذیرش ولایت عهدی، چه تصرفی در این عالَم کرد. مامون از پیشنهاد ولایت عهدی به حضرت(ع) نیت خبیثی در سر داشت و می خواست وجهه امام(ع) را خراب کند. در نظر داشت که با این پیشنهاد و پذیرفتن امام رضا(ع) ایشان را دنیاطلب معرفی کند و امام رضا(ع) نیز این مهم را مطرح کرد که تو می خواهی به گونه ای وانمود کنی که من ریاست طلب هستم، نیت دیگر مامون این بود که به حکومت خود مشروعیت ببخشد، میان علویان و شیعیان اختلاف ایجاد کند و تا حدی هم در این مساله موفق شد چرا که با پذیرش ولایت عهدی از سوی امام رضا(ع)، برخی علویان شروع به اعتراض کرده و ریزش هایی ایجاد شد.

وی تصریح کرد: امام رضا(ع) پیشنهاد مامون را پذیرفت ولی حیله مامون را به چند شیوه عیان کرد، توجه داشته باشیم که مامون مداوما مامور می فرستاد، نامه نگاری می کرد تا اینکه نهایتا تهدید کرد که یا بپذیر یا تو را می کشم، پس امام رضا(ع) چند اقدام را برای مشخص کردن نیت شوم مامون انجام دادند، نخست آنکه به مردم نشان داد می خواهند ایشان را به زور ببرند و به خانواده و اهل و عیال اش فرمودند که بر من گریه کنید،  این سفر خوشی برای من نیست، برایم بگریید، همچنین، چندین بار با مزار پیامبر اکرم(ص) خداحافظی کرد، می رفت سر قبر حضرت رسول(ص) و بر می گشت و می گریست، به همه نشان داد که مرا به زور می برند، وقتی هم که به مرو آمد پیشنهاد مامون را قبول کرد حتی وقتی اصرار می کرد.

حضرت رضا(ع) کید و حیله مامون را خنثی کرد

این پژوهشگر سیره اهل بیت(ع) گفت: امام رضا(ع) خطاب به مامون فرمود: «آیا حق ولایت را به من می سپاری؟ یا این حق برای تو هست که داری به من می دهی با این حق از آن تو نیست، اگر برای تو نیست که نمی توانی به من بدهی اگر برای توست که امامت مثل پادشاهی نیست که تاج را از سرت برداری و بدهی دیگری بر سرش بگذارد». لذا مامون ایشان را تهدید به مرگ کرد و حضرت(ع) ناچاراً پذیرفت ولی به شرط آنکه در هیچ امری دخالت نکند و این رویکرد امام رضا(ع) یعنی من دستگاه خلافتی مامون را مشروع نمی دانم. بنابراین حضرت کید و حیه مامون را خنثی کرد و در عین حال با حضور در ایران تصرفاتی انجام داد که از آن میان دو مورد قابل توجه است.
 

وی در ادامه تاکید کرد: نخست آنکه با آمدن به ایران یک پایگاه و بلکه پایتختی برای شیعه درست کردند. چون وقتی حضرت(ع) به ایران آمدند، مامون را با تدبیری از ایران خارج کردند و به او فرمودند: در بغداد علیه تو توطئه می کنند و مامون به بغداد رفت و دیگر بازنگشت و بغداد را پایتخت کرد و مرو و خراسان بدون مانع برای رشد شیعیان ماند و بنی العباس را بیرون کرد.

عالی اظهار کرد: تشیع در مناطق دیگر جهان، از جمله عربستان و عراق هم هست ولی هرگز به اندازه ایران رشد نداشته است، امام رضا(ع) ایران را به عنوان یک پایتخت برای جهان شیعه انتخاب کرد.

اسلام ایرانیان را به مسیر تمدن سازی مهدوی هدایت کرد

وی ادامه داد: در این میان برخی خَنّاس های زمانه شبهه کرده اند که ایرانیان قبل از اینکه اسلام بیاورند تمدن ساز بودند ولی بعد از آنکه اسلام وارد ایران شد تمدن سازی را رها و عقب افتادند، یک بزرگواری بسیار زیبا به این شبهه پاسخ داد و گفت: ایرانیان هم قبل از اسلام و در زمان هخامنشیان و ساسانیان تمدن ساز بودند و هم بعد از اسلام، منتهی تمدن سازی ایرانیان قبل از اسلام پاسارگاد و تخت جمشید و سنگ روی سنگ گذاشتن بود ولی بعد از اسلام تمدن مهدوی درست کردند و زمینه سازی برای جامعه امام زمانی را ایجاد کردند.

عالی با اشاره به دومین اقدام امام رضا(ع) افزود: دومین فعل ایشان اشاعه معارف امام شناسی بود، معرفت به ائمه(ع) قبل از امام رضا(ع) خصوصی بود اما پس از ایشان عمومی شد و عامه مردم معارف بلندی نسبت به اهل بیت(ع یافتند. در این میان مامون نیز مجالس مختلفی را برای خراب کردن وجهه حضرت تشکیل می داد، از بزرگان مسیحیت، یهودیت، زردشتی ها، اهل سنت دعوت می کرد و همه آنها را در برابر یک نفر «امام رضا(ع)» قرار می داد که اگر کسی غیر از امام رضا(ع) می بود قطعا بدنام می شد و آبرویش می رفت ولی وجود مقدس امام رضا(ع)، عالم آل محمد(ع) با طمأنینه و وقار در این مجلس بزرگ می نشست و با یک یک آنان بحث می کرد و به شیعه آبرو داد.  


وی با اشاره به اینکه امام رضا(ع) به زوار خود توجه دارند، گفت: ثامن الائمه(ع) فرمودند: «کسانی که به زیارت من می آیند سه جا دست شان را می گیرم، آن موقع که نامه عمل را به دست می دهند؛ وقتی که از پل صراط که وانفسای همه بلند است، عبور می کنند و آن زمان که اعمال را در میزان می گذارند».

حجت الاسلام عالی در ادامه گفت: وقتی در زیارت امام رضا(ع) می گوییم السلام علی الامام الرئوف، با اینکه همه ائمه رئوف هستند ولی این خصلت را برای حضرت(ع) بیان می کنیم، این مساله را شاگردان علامه طباطبایی نیز از ایشان سوال کردند که ایشان پاسخ دادند که دلیل آن است که رافت امام رضا(ع) حسی است، اما آیت الله وحید گفتند علت آن است که امام رضا(ع) دو رافت دارد مثل وجود مقدس پروردگار که یک رحمت رحمانیه دارد که همه را در بر گرفته و دیگری رحمت رحیمیه که برای برخی مهمانان خصوصی خداست. مثلا مامون روزی نزد حضرت آمد و گفت: می خواهم از یکی از کنیزان خود فرزندی داشته باشم، امام(ع) فرمود: به دنیا خواهد آورد، مدتی نگذشت که این بچه در بغل مامون بود. این رحمت رحمانیه امام رضا(ع) است که همه را در بر می گیرد. «آیت‌الله وحید خراسانی فرمودند: مدت بیست سال در مدرسه حاج حسن مشهد تحت سرپرستی مرحوم حاج شیخ حبیب الله گلپایگانی - که سالها در مسجد گوهرشاد امام جماعت بود – بودم. ایشان روزی به من فرمودند: مدتی در تهران مریض و بستری شدم؛ روزی به جانب حضرت رضا(ع) علیه‌السلام رو کرده، گفتم: آقا! من چهل سال تمام پشت در صحن، در سرما و گرما، سجاده پهن کرده، نماز شب و نوافل نیمه شبم را - تا در باز می‌شد - می‌خواندم و بعد داخل می‌شدم؛ حالا که بستری شده‌ام به من عنایتی بفرمایید. ناگاه در همان حال بیداری دیدم در بستان و باغی در خدمت حضرت رضا(ع) هستم ایشان از داخل باغ گلی چیده، به دست من دادند من آن گل را بوییدم و حالم خوب شد.

آن دستی که حضرت رضا(ع) به آن دست گل داده بودند، چنان با برکت بود که بر سر هر بیماری می‌کشیدم فی الحال شفا می‌یافت.