اسرار هفت شهر عشقی که حجاج به دور آن می گردند‏

کد خبر: 80479
براى هفت دور طواف حجاج وجوهى از لطايف عرفانى بيان شده است که درک آن می تواند به منزله پیمودن هفت شهر عاشقی باشد.
وارث:حجاج باید در طواف هفت دور (شوط) گرد كعبه بچرخند. عدد هفت رمز و رازى دارد؛ هفت آسمان، سبع المثانى قرآن، هفت دريا، هفت روز هفته، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف. براى هفت دور طواف وجوهى از لطايف عرفانى بيان شده است.

وجه اول: سر هفت دور طواف اين است كه آدمى داراى هفت اخلاق رذيله است كه گاهى از آن تعبير به «هفت شوط حجاب» مى‏ شود. اخلاق رذيله عبارتند از؛ عجب، كبر، حسد، حرص، بخل، غضب و شهوت. سالک بايد اين‏ها را زائل و به جاى آن هفت اخلاق حميده را جايگزين كند كه عبارتند از: علم، حكمت، عفت، شجاعت، عدالت، كرم و تواضع.

وجه دوم: خداوند اقليم‏ هاى هفت گانه دارد كه گاهى از آن تعبير به افلاك سبعه مى‏ شود. اين آيه كه فرمود: «خَلَقَكُمْ أَطْواراً» ناظر به طورهاى هفت گانه افلاك و اقاليم است. احتمال دارد كه هفت شوط طواف، اشاره به سير در اطوار خلقت و افلاك سبعه داشته باشد.

وجه سوم: هفت دور طواف شايد اشاره به هفت مرحله نماز داشته باشد. مراحل نماز عبارتند از؛ قيام اول، ركوع، قيام دوم، سجده اول، نشستن ميان دو سجده، سجده دوم و نشستن براى تشهد. اين حركات هفت گانه كه‏ در نماز حضور، سالك به جاى مى‏ آورد، آثار روحانى و معنوى دارد؛ انسان را به عالم ارواح و نشئه نماز واقعى وارد مى‏ كند. شايد به همين دليل باشد كه در برخى از روايات طواف را نماز دانسته‏ اند.

وجه چهارم: هفت هزار حجاب. ابوحمزه ثمالى از امام زين العابدين(ع) درباره علت هفت شوط طواف سؤال مى‏ كند، امام(ع) پاسخ مى‏ دهند: «خداوند به ملائكه فرمود: مى‏ خواهم در زمين براى خود خليفه‏ اى قرار دهم. ملائكه هم با فساد آدم آن را رد كردند. خداوند ملائكه را در هفت هزار حجاب نور قرار داد. آنها به عرش الهى هفت هزار سال پناه بردند تا اين‏كه رحمت خداوند شامل حال آنها شد و توبه آنها را پذيرفت و براى آنها بيت معمور قرار داد. از اين رو هفت شوط را در طواف واجب كرد تا بندگان به ازاى هر يك هزار سال، يك دور طواف انجام دهند».

وجه پنجم: قرآن داراى هفت بطن است. «انَّ لِلْقُرآنِ ظَهْراً وَ بَطْنَاً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنَاً الى سَبْعَةِ أبْطُن». زائر، با هر دورى گرد كعبه، به رمزى از رموز قرآن واقف مى‏ شود. انسان حج و عمره‏ گزار با هر شوطى از طواف به بطنى و تأويلى از قرآن كريم نائل مى‏ شود؛ لذا هفت شوط طواف مى‏ تواند اشاره به هفت بطن قرآن باشد. طواف به جز اسرار، آدابى هم دارد؛ آدابى نظير: غسل، تواضع، سكينه و اين‏كه با پاى برهنه به مطاف برود، كه هر يك از آنها سرى دارد.

يكى از مهم‏ترين مستحبات و آداب به هنگام طواف دعاست. اين دعاها مضامين بلندى دارند؛ طواف كننده به خدا عرض مى‏ كند ما بندگان تو هستيم، پيشانى ما در قبضه قدرت توست، اگر ما را عذاب كنى به سبب گناهان ماست و اگر ما را ببخشى به سبب رحمت توست ... زائر در طواف مى‏ گويد: خدايا به تو نيازمندم و بيمناک و پناهنده‏ ام، نامم را عوض مكن و جسمم را تغيير مده» و چون در دور هفتم به آخر كعبه رسيد دستانش را مى‏ گستراند و صورت و شكم خود را به كعبه مى‏ چسباند و مى‏گويد: «خدايا! خانه خانه توست و بنده، بنده تو و اينجا جايگاه پناه‏ آورنده به تو از آتش است.»

وجه ششم: انسان داراى هفت لطيفه و مرتبه است. عارفان براى مدارج انسانى تعابيرى دارند. در رابطه با منازل، مراحل و اطوار روح آدمى بيان‏ هاى متنوعى دارند.

وجه هفتم: هفت شهر عشق‏؛ بايد هفت مرتبه به گرد كويش چرخيد و اين هفت شهر عشق را به پايان رساند. در اين هنگام زائر با حالت سكر و حيرت در برابر نور اشراق الهى كه از قلبش تلألؤ مى‏ كند زانو مى‏ زند، از سرّ خويش حكمت مى‏ طلبد و در كهكشان حقيقت به پرواز درمى‏ آيد. زائر سالک تا حضرت بى نشان بالا م ى‏رود و به ميهمانى ملائک درمى‏ آيد. او در اوج گمنامى، خود را در درياى اسرار احساس مى‏ كند و در زير سايه او قرار مى‏ گيرد.