حجت الاسلام چوبچیان: سه خصلت منافق از دیدگاه حضرت محمد(ص)/ حاج سید مجید بنی فاطمه: مرا ببین و برای سفر شتاب مکن

کد خبر: 9227
مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) با سخنرانی حجت الاسلام چوبچیان و مداحی مداحان اهل بیت(علیهم السلام) حاج سید مجید بنی فاطمه و حاج احد قدمی در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
وارث: مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) با سخنرانی حجت الاسلام چوبچیان و مداحی مداحان اهل بیت(علیهم السلام) حاج سید مجید بنی فاطمه و حاج احد قدمی در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.

در ادامه بخشی از سخنان حجت الاسلام چوبچیان بیان شده است؛

غرض از پاسداشت ایام فاطمیه و محرم و شعائر الهی؛ صرفا گریه کردن و عزاداری و ثواب حاصل از آن نیست بلکه مهم تر از آن، موضوع فهمیدن انگیزه های عاشوراست. یکی از نکات مهم این است که چه اتفاقی افتاد که یک حرکت موفق انقلابی نبوی ویک حرکت ارزشی که در طول 23 سال این همه زحمتش را کشیدند، هنوز آب کفن پیامبر(ص) خشک نشده، هنوز بدن مطهر حضرت روی زمین است، امت سیر ارتجاعی به خود گرفت و به سمت و سویی حرکت کرد که اولین ثمره شومش انحراف امت از شجره طیبه عصمت(صلوات الله علیهم اجمعین) است.


این سوال مهم که چرا یک حرکت موفق یک سیر ارتجاعی در پیش گرفت، چه شد؟ تحلیل های مختلفی راجع به تاریخ وجود دارد که باید با نگاه موشکافانه به تاریخ نگاه کرد. باید دنبال سلسله علت هایی باشیم که حوادث را یکی یکی بوجود آوردند. همین گونه نیست که پس از پیامبر این همه حادثه با این حجم بر سر ذریه پیامبر(ص) وارد شود اما هیچ ریشه و انگیزه و عقبه ای نداشته باشد.

بنده از بزرگان عرض میکنم که بهتری و گویا ترین سند برای تحلیل حوادث پس از پیامبر(ص)، بیانات حضرت زهرا(س) است. اولین علت از بیان مبارک بی بی این است که حضرت می فرمایند: وقتی که وجود مقدس حضرت حق تبارک و تعالی اراده فرمود که نبی خود را از این عالم به عالم ملکوت ببرد، وجود مادیشان از این عالم رد شود و به عالم بالا برود، حضرت می فرمایند: "آن خارو خاشاک درونی و نفاق آشکارا شد." جالب این است که حضرت نفرمودند، این خار و خاشاک آغاز شد بلکه فرمودند آشکار شد. یعنی نفاق درونی در شما وجود داشته اما فرصت ابرازش را نداشتید و بعد از رحلت نبی اکرم(ص) شما احساس کردید میتوانید آنها را بروز دهید.

نفاق در برخی از ابتدای بعثت وجود داشته است اما این نفاق در بستر جامعه دینی شکل می گیرد و در جامعه کفر این نفاق با آن شکل وجود نداشته است. در آیات مبارکه قرآن کریم و روایات بیش از 20 نشانه برای منافق عنوان شده است. هدف از بیان این نشاهنه ها این است که مراقب باشیم که ناخواسته نشانه های نفاق در وجود ما نباشد.

روایتی از پیامبر اکرم(ص) وارد شده است که 3 نشانه مهم دارد که می فرمایند: 3 خصلت است که اگر در کسی وجود داشته باشد، او منافق است اگر چه نماز بخواند، روزه بگیرد و گمان کند که مسلمان است. اولین خصلت: "منافق اهل خیانت در امانت است." وقتی در زندگی امروز اگر به ما گفتند در امانت خیانت نکن تصورمان این است که مثلا اگر کسی وسیله ای به ما داد، آن وسیله را سالم نگه داشتیم و سالم به او بازگرداندیم، یعنی امانت داری کرده ایم و خیانت در امانت نیست. در حالی که این یکی از مصادیق امانت داری است. بسیاری از احکام اسلام قبل از اینکه احکام اسلامی باشد، احکام انسانی است. خیانت در امانت در هیچ دینی جایز نیست.

آل الله(علیهم السلام) امانت ما هستند و پس از شهادتشان نیز حرم های پاک و مطهرشان امانت ما هستند. تجلی عترت پیغمبر(ص) وجود نازنین حضرت بقیة الله(ارواحنا فداه) است. الان ایشان زنده اند میان ما و شما هستند، با عترت پیغمبر(ص) رابطه مان چگونه است؟ با این امانت پیغمبر چه کرده ایم؟ هر کداممان به اندازه خودمان بیاییم با امام زمانمان آشتی کنیم.

دومین خصلت که فرمودند این است که: هنگامی که منافق صحبت می کند دروغ می گوید. ناهمخوانی سخن و عمل دارد. بسیاری از آیات قرآن کریم که راجع به صفات منافقین است، موضوع نفاق عقیدتی را بحث کرده است یعنی اینها حرف هایی می زنند که این اعتقاد در آنها نیست. یک نوع نفاق هم نفاق عملی است. یعنی من در باطنم اعتقاد به برخی از مطالب دارم اما رفتار و حرکات من، تطابقی با اعتقاد باطنی من ندارد. سومین خصلت منافقان که حضرت بیان می کنند این است که: منافق خلف وعده می کند.

در ادامه مداح اهل بیت(ع) حاج سید مجید بنی فاطمه به عزاداری پرداختند:


مرا ببین و برای سفر شتاب مکن

بیا و بر سر من خانه را خراب مکن

تمام حرف دلت را غروب با من گفت

و شرح سرخیه خود را چه خوب با من گفت

حضور ساده ی احساس عشق بودی تو

مدار چرخش دستاس عشق بودی تو

پس از تو ثانیه هایم به چنگ دستاس است

و دانه های دلم زیر سنگ دستاس است

غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد

هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد

هنوز هم به شفایت امید دارم من

میان شام عزا شام عید دارم من

قبول کن که ز تنهاییم خبر داری

دلم به همره تو رفت، همسفر داری

مگر ز داغ پیمبر چقدر میگُذَرد

که باغ سبز تو را این شب خزان ببرد

مگر قرار نشد غمگسار من باشی

میان معرکه ها ذوالفقار من باشی

مگر نه قبل ورودم قیام میکردی

و گاه پیشتر از من سلام میکردی

ز جای خیز جواب سلام میخواهم

نگاه نیمه تمامت ، تمام میخواهم

نگاه بی رمق و دست بی رمق داری

شباهتی چه صمیمانه با شفق داری

اگرچه قصه فتح علی شنیدنی است

شکست تازه ی امروز نیز دیدنی است

چه شد که زندگیت را ز سر نمیگیری؟

و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری؟

فضای سینه ی من گرم درد و آه شده است

بسان بازوی تو روز من سیاه شده است

اگر نه فکر دل یار خسته را بکنی

ز جای خیز که همسایه را دعا بکنی

مرو که موج نیازم به راه می افتد

پس از تو یوسف اشکم به چاه می افتد

پس از تو خواب نماز و تیره می بینم

شعف به قنفذ و شور مغیره می بینم

مرو که چینی این دل شکسته تر نشود

غریب خسته ی این شهر خسته تر نشود

هنوز ناله جانکاه تو به پشت در است

تنت از آتش آن روز شعله ور است

سخن اگر چه نگفتم ولی دلم پر بود

نگاه من که همیشه به خاک چادر بود

میان خطبه ات آری شکوه را دیدم

در استقامت تو صبر کوه را دیدم

اگرچه کشتی عمرت به سمت ساحل رفت

خیال و خاطره ی تو نخواهد از دل رفت

کنون به پیکر یاست شقایق افتاده است

نگاه کن که حسینت به هق هق افتاده است

چگونه غم ننشیند به چهره ی حسنت

که خون تازه گل انداخت روی پیرهنت

خدا کند که غمت سینه محترق نکند

و دخترت که بیاید ز غصه دق نکند

/س113