بابا دیگه برنمی‌گرده!

کد خبر: 108815
بابا خودت بیا ما رو به مدینه برگردون روضه روز عرفه سال99
وارث

یه تعدادی از اهل بیت امروز در عرفات رو خاکها کنار ابی عبدالله نشسته بودن، یه طرف خواهران دستشون به دعا بلند بود، یه طرف قمر بنی هاشم داشت اشک میریخت، یه طرف علی اکبر داشت زار میزد، یه طرف دو تا دخترش سکینه و رقیه دست به دعا بلند کرده بودن...این بچه ها بابا رو نگاه میکردن و چه لذتی میبردن، اما یه روزی هم رسید داشتن بابا رو نگاه میکردن، بابا داشت میرفت میدان، میدونستن بابا دیگه بر نمیگرده ...نمیدونم بچه ها چند بار دنبالش دویدن و پیاده شد، همرو بغل گرفت و بوسید و گفت به خدا میسپارمتون ...ناله میزدن بابا خودت بیا ما رو به مدینه برگردون...


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.