شعر/چه کرده تب؟ که چنین گونه لکنت افتاده میان طرز بیان تو یا اباالمهدی

کد خبر: 110091
رضا آهی
وارث

شرر فتاده به جان تو یا اباالمهدی
ربوده تاب و توان تو یااباالمهدی

مگر! که بغض عدو بر سرت چه آورده؟
چکیده خون ز دهان تو یا اباالمهدی

چه کرده تب؟ که چنین گونه لکنت افتاده
میان طرز بیان تو یا اباالمهدی

شبیه مادرت افتاده‌ای تو در بستر
شکسته دل ز فغان تو یا اباالمهدی

زحال زار شما میوه‌ی دلت آقا
نشسته دل نگران تو یا اباالمهدی

بیا و محض رضای خدا تو ناله نکن
هر آنچه رفته امان تو یا اباالمهدی

خبر ز وضع بد و ناگوارتان دارد
کبود گشته لبان تو یا اباالمهدی

هوای چشم ملک گشته ابر بارانی
برای قد کمان تو یا اباالمهدی

گرفته رنگ عزا نقطه نقطه‌ی دنیا
زآه و سوز نهان تو یا اباالمهدی

فقط نه زهر ستم پاره کرد، جگر از تو
بریده شد شریان تو یا اباالمهدی

نوای تشنه لب کربلا بلند میشد
زکام خشک و زبان تو یا اباالمهدی

همیشه پر زند آقا به سامرا به حرم
قلوب سوته دلان تو یااباالمهدی


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.