حاج آقا کاشانی: بارزترین خصلت امام موسی بن جعفر(ع) چه بود؟/ حاج کاظم غفارنژاد: زنجير هاي زير گلويت مزاحم اند
وارث: مراسم عزاداری شام شهادت امام موسی بن جعفر(علیه السلام) با سخنرانی حاج آقا کاشانی و مداحی حاج کاظم غفارنژاد و دیگر ذاکرین اهل بیت(علیهم السلام) در هیئت مکتب تشیع برگزار شد.
در ادامه گزیده ای از بیانات حاج آقا کاشانی را می خوانید:
بعد از شهادت امام صادق (علیه السلام) شیعیان به چند دسته تقسیم شدند. بخشی بنام اسماعیلیه که معتقد بودند که امام پس از امام صادق(علیه السلام) اسماعیل که یکی از فرزندان ایشان بود باید به امامت برسد در حالی که اسماعیل در زمان حیات امام صادق(علیه السلام) رحلت کرده بود اما آنها اعتقاد داشتند که وی نمرده است و او را مهدی موعود می دانستند.
دسته ای دیگر اعتقاد داشتند که پسر دیگر امام صادق(علیه السلام) به نام عبدلله افتح امام پس از ایشان است که این گروه با نام فتحیّون معروفند. و دسته ای دیگر می گفتند خود امام صادق مهدی موعود هستند و دسته دیگر همان دسته ای که معتقدند که پس از ایشان فرزند بزرگوارشان حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) امام هستند.
امامت حضرت کاظم(علیه السلام) در اینچنین دوره ای به امامت رسیدند که در دوره 35ساله امامتشان هم با خلفای فاسقی گذشت. در عالم تشیع در دوره امامت ایشان علوم فراوانی توسط ایشان منتشر شد که حتی در دعای توسل خواجه نصیر طوسی وقتی که صفات ائمه را با صفات بارزشان معرفی میکند آنگاه که به امام کاظم(علیه السلام) می رسد، علم ایشان را به عنوان بارزترین صفت ایشان نام می برد.
تا زمان امام کاظم مادر تمام ائمه حرّه بودند یعنی کنیز نبودند و از زمان ایشان به بعد تا حجت بن الحسن(علیه السلام) مادرانشان کنیز بودند. مادرشان که بانویی بزرگوار با نام حمیده بود توسط امام باقر(علیه السلام) خریداری شده بود و به عقد امام صادق(علیه السلام) در آمده بود.
در مورد ایشان فرموده بودند حمیده پاک از آلودگی هاست، مثل شمش طلا است. پیوسته ملائک از او حفاظت می کردند به خاطر کرامت خدا به من و حجت پس از من. و حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) فرزند ایشان هستند و درسن بیست سالگی به امامت رسیدند و علوم فراوان از ناحیه ایشان صادر می شد.
از جمله کرامات و معجزات حضرت آن است که روزی هارون به علی بن یقطین که از اصحاب امام موسی بن جعفر(علیه السلام) بود، پیشنهاد وزارت داد و او پس از کسب اجازه از حضرت، به وزارت هارون رسید. روزی که هارون هدایا و اموالی را برای وزیر خودش علی بن یقطین فرستاد، از جمله آنها پالتوی خز و مقداری پول بود که علی بن یقطین آن وجوهات را خدمت حضرت برد که حضرت پالتو را برگرداندند و نامه ای نوشتند که آن را نگه دار و محافظت کن که روزی به درد تو می خورد.
و همین طور هم شد. روزی یکی از غلامان که از علی بن یقطین ناراحت بود خدمت هارون رفت و اعلام کرد که علی بن یقطین شیعه موسی بن جعفر است و پالتو را برای ایشان فرستاده است. اما از آنجا که علم به غیب امام باعث شده بود که پالتو محفوظ بماند، پس از اینکه هارون از وی پالتو را درخواست کرد، علی بن یقطین آن پالتو را که عطر زده بود و در پارچه ترمه ای قرار داشت، به هارون داد. و هارون آرام شد و گفت دیگر بدگویی دیگران از تو را قبول نمی کنم و اینگونه بود که بواسطه آینده نگری حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام)، خطر از علی بن یقطین رفع شد.
در ادامه این مراسم مداحان اهل بیت(علیهم السلام) به عزاداری و نوحه سرایی پرداختند؛
شعر خوانده شده توسط حاج کاظم غفار نژاد:
