برپایی کلاس قرآن زیر آتش تک‌تیراندازها + عکسی دیده نشده از شهید همت

کد خبر: 24976
فعالان قرآنی کشورمان با بیان اینکه خاطرات بسیار شیرینی از جبهه‌های جنگ دارد از برگزاری کلاس‌های قرآن در حالی که در تیررس تک تیراندازهای دشمن بود، سخن گفت.

وارث: احمد لیایی، از فعالان قرآنی کشور با اشاره به اعزام خود به جنگ هشت‌ساله از طریق پایگاه بسیج مالک اشتر تهران، گفت: نکته جالب قضیه این است که سال‌ها بعد به عنوان معاون این پایگاه، فعالیت خودم را ادامه دادم. سال 1360 همزمان با عملیات فتح‌المبین، دوران آموزشی را در یزد گذراندم و بعد از آن هم به جبهه اعزام شدم.مدیر گروه تلاوت شبکه قرآن سیما افزود: موقعی که راهی جبهه شدم، قبل از عملیات بیت‌المقدس بود، با توجه به اینکه ساکن تهران بودم به لشگر حضرت رسول(ص) معرفی شدم و به عنوان نیروی رزمنده عادی در گردان حبیب‌ابن‌مظاهر در عملیات بیت‌المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد، حضور داشتم، شهید «وزوایی» نیز در این عملیات حضور داشت و شهید شد. بعد از گردان حبیب در عملیات والفجر مقدماتی، والفجر یک و  چهار در لشگر حضرت رسول(ص) حضور داشتم.عضو گروه تواشیح قدر تصریح کرد: در عملیات کربلای چهار، کربلای پنج، والفجر هشت و 10 در لشگر سید الشهدا(ع) بودم، در آن زمان به عنوان یک سپاهی در جبهه حضور یافتم و دیگر بسیجی نبودم. حضورم در جبهه مداوم نبود، بلکه به صورت پراکنده و دارای وقفه بود، این نبود که به صورت پیوسته حضور داشته باشم.این عضو گروه تواشیح قدر اظهار کرد: در این عملیات‌ها و در یک مرخصی از طرف لشگر حضرت سید الشهدا(ع)، برای رد گم کردن نزد دشمنان یک مأموریت به من داده شد تا در تهران حضور یابم، در تهران یک مراسم فرهنگی به مناسبت خاصی برگزار شده بود که در واقع هدف اصلی آن فریب دادن دشمن بود تا گمان کنند لشگر سید‌الشهدا(ع) در جبهه حضور ندارد. با تبلیغاتی که صورت می‌گرفت و با توجه به حضور ستون پنجم دشمن ــ که منافقین در ایران بودند ــ این اطلاعات به دست دشمن می‌‌رسید.وی خاطرنشان کرد: سازمان تبلیغات اسلامی در ایام جنگ، گروه‌هایی از فعالان قرآنی را در قالب کاروان‌هایی به جبهه اعزام می‌کرد که عمده فعالیت آنها فرهنگی بود و محافل قرآنی برگزار می‌کردند و به رزمنده‌ها در مناطق دورتر از خط مقدم، آموزش قرآن کریم می‌دادند که با حضور خوبی  از سوی رزمنده‌ها هم مواجه می‌شد.این فعال قرآنی افزود: در همان برهه در مسابقات قرآن لشگر سیدالشهدا(ع) که تازه اقدام به برگزاری مسابقات قرآن کرده بود هم شرکت کردم و توانستم رتبه اول را به دست بیاورم.لحظات خوش آزادسازی خرمشهرلیایی در ادامه در مورد خاطراتی که از آن ایام دارد، یادآور شد: یکی از شیرین‌ترین خاطرات من مربوط به عملیات بیت‌المقدس است که منجر به آزادی خرمشهر شد، ساعت 10 صبح روز آزادسازی یعنی از زمانی که شهر آزاد شد تا فاصله نیم ساعته آن که اعلام رسمی از طریق رادیو صورت گرفت یکی از زیباترین و خاطره‌انگیزترین ساعات حضور من در جبهه و عملیات‌های مختلف بود. خرمشهر و آزادسازی آن اتفاق بسیار بزرگی بود و زمانی که رزمنده‌ها وارد مسجد جامع خرمشهر شدند من نیز در آنجا حضور داشتم.وی بیان کرد: یکی از خاطرات تلخ من مربوط به عملیات والفجر چهار بود که در آن عملیات از سوی مدرسه اعزام شده بودند. این گروه به عضویت گردانی در آمدند که شهید ابراهیم همت آن را راه‌اندازی کرده بود که فرمانده آن هم شهید «حسن زمانی» بود و اسم این گردان حضرت حمزه(ع) بود. شهید زمانی نیز از شهید «نظام‌آبادی» که فردی بسیار دلیر و شجاع بود برای معاونت گردان دعوت کرد. شهید نظام‌آبادی، رئیس گروهانی بود که من در آن عضو بودم که شرط گذاشته بود زمانی به گردان می‌آید که من و باقی دوستان نیز همراهش باشیم، شهید همت قبول کرد و ما وارد گردان حمزه(ع) شدیم. عملیات که انجام شد بزرگترین ارتفاعات منطقه که معروف به «کانی‌مانگا» بود به طور متناوب بین ایرانی‌ها و عراقی‌ها دست به دست می‌شد و نهایتاً ما موفق به گرفتن آن شدیم و گردان ما هم شهید زیادی داد. دوستان بسیاری از من در آن عملیات شهید شدند و چون در برهه‌ای از عملیات در خط مقدم نبودم، موقعی که دوستان از خط مقدم باز می‌گشتند به این فکر می‌کردند که من هم شهید شده‌ام اما این توفیق نصیب من نشد و خاطره‌ای دردناک برای من بود.این فعال قرآنی اظهار کرد: قرآن به گونه‌ای بود که اکثر رزمنده‌ها یک قرآن کوچک در جیب خودشان داشتند، این قرآن‌ها همیشه همراه رزمنده‌ها بود و در فرصت‌هایی که بیشتر پدافندی بود و عملیاتی نبود شروع به تلاوت قرآن می‌کردند. این تصاویر در بسیاری از عکس‌ها به ثبت رسیده است و اگر تصاویر آن دوران را ببینید شهدای بسیار زیادی را می‌بینید که در آخرین لحظات و در حالی که مشغول تلاوت قرآن بوده‌اند به شهادت رسیده‌اند. این واقعیتی بود که به عینه دیده می‌شد.لیایی با بیان اینکه رزمنده‌ها به معنای واقعی کلمه با قرآن مأنوس بودند، گفت: ما در منطقه‌ای در غرب ایران به نام «بمو» حضور داشتیم که نزدیک مرز خسروی بود و درست پشت کوهی که ما قرار داشتیم عراقی‌ها بودند، ما در آن پادگان، کلاس‌های قرآن را برگزار می‌کردیم و بچه‌ها با اینکه در تیررس تک‌تیرانداز عراقی‌ها بودند، اما کلاس‌های قرآن را برگزار می‌کردند و حتی از قصد، قرآن را با صدای بلند می‌خواندند تا به گوش عراقی‌ها برسد./س.ب215