حجت الاسلام بی آزار تهرانی: حضرت علی اکبر(ع) در جوانی دغدغه عاقبت بخیری داشتند! +گزارش تصویری

کد خبر: 33751
مراسم جشن شب میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار تهرانی و مداحی ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج سعید حدادیان، حاج احمد نیکبختیان و کربلایی محمد حسین حدادیان در هیئت محبان فاطمه الزهرا سلام الله علیها برگزار شد.
وارث: مراسم جشن شب میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار تهرانی و مداحی ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج سعید حدادیان، حاج احمد نیکبختیان و کربلایی محمد حسین حدادیان در هیئت محبان فاطمه الزهرا سلام الله علیها برگزار شد. 

در ادامه متن گزیده ای از سخنان حجت الاسلام بی آزار تهرانی را می خوانید: 


فصل خاصی از عمر ما دوره جوانی است. سرمایه ای که ما نسبت به آن در صحنه قیامت مسئول هستیم. فرمودند در قیامت قدم از قدم کسی نمی تواند بردارد الا اینکه درباره چند چیز از او سوال می کنند.
 1) مال از چه راهی اخذ کردی و در چه راهی هزینه کردی؟ بعضی ها دریافت صحیح ندارند و فکر می کنند اگر در راه صحیح خرج کنند، درست می شود. این خبرها نیست! الان یک عده ای مبتلا به این معنا شده اند. ملک الشعرای بهار می گوید:
مال مردم‌ خوردن از اسلام باشد دور و ما / مال مردم خورده تا خود را مسلمان ساختیم
2) از عمر انسان می پرسند که این عمر را کجا هزینه کردی؟ مهم اینجا است؛ معنای عمر وسیع است. طفولیت، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، کهنسالی و مرگ. همه اینها می شود عمر و تا وقتی ما نفس می کشیم صاحب عمر هستیم. آدم یعنی آه و دم. اما یک فصلی به عنوان بهار عمر وجود دارد که به آن موضوعیت بخشیده می شود که در قیامت به طور ویژه از آن می پرسند که غیر از عمرت، جوانی ات را در کجا صرف کردی؟ این خیلی اهمیت دارد. فلذا اگر انسان بیدار باش باشد و مانند شما پناهجویان قرآن و اهل بیت علیه السلام بداند کجا دارد عمرش را صرف می کند، سربلند است و قیامت روز سعادتش است. بالاخره کسی که جوانی اش مقدمه بیداری اش باشد و نه بیماری، یعنی در جوانی سربلند باشد و چشمش به دنبال حضرت حق باشد، جوانی اش می شود مقدمه بیداری اش و اگر در جوانی سر به هوا باشد و به دنبال نفسش باشد و نفس بر او غلبه پیدا کند، غفلت و تاریکی باعث بیماری او می شود و جوانی اش می شود، مقدمه بیماری. کسی که جوانی اش به بیماری سپری شد، سعادت دنیا و آخرت به سختی گیرش می آید. مگر استثنائاتی بودند که عمرشان را در بطالات و نفسانیات گذرانده اند ولی به یک جذبه دوست عمر رفته را در یک نفس جبران کردند. قاعده عالم این است که کسی که جوانی را دریافت، دُر میابد. 
غافل نباش ار عاقلی/ دریاب اگر صاحب دلی
شاید که نتوان یافتن / دیگر چنین ایام را
کل عمر یک نَفَس است اگر جوانی را از دست بدهی، کل عمرت را از دست داده ای. اهل بیت علیه السلام خیلی پیگیر این معنا بودند و به مروجین و مبلغین حریمشان مرتبا تاکید می کردند، " علیکم بالشباب " بر شما باد به جان ها. در امر تربیت بر جوان ها سرمایه گذاری کنید. جوان خیلی زود شکل می گیرد. سن وقتی بالا رفت، خیلی سخت می شود که انسان تغییر حال بدهد. اگر برای انسان خیر و نور در جوانی ملکه شد دیگر پیری موقع برداشت است و اگر هم برای انسان شکل گرفت و به یک جایی انسان رسید که اخلاقیاتش، رفتارش در وجودش شکل گرفت دیگر آن روزگار، تغییر، تحول و حتی نشاط در عبادت و فرصت در جبران خیلی کم و کوتاه است. این نشاط در جوانی فصل بسیار خوبی است و به شما عرض می کنم در خلقت هیچ الگویی در نظام جوان و جوانی مثل دردانه حضرت ابی عبدالله علیه السلام، حضرت علی اکبر علیه السلام نیست. قرآن جوان های بسیاری را مثال زده است. حضرت یوسف علیه السلام یک جوان است و شرح حال ایشان الگوی تام و تمام است. 
در میان آقایان حضرت یوسف علیه السلام و در میان بانوان، حضرت مریم سلام الله علیها الگو هستند.
برخی ها می گویند خداوند به ما جمال داد و ما در دام شهوت افتادیم و به گناه افتادیم در صورتیکه هر چقدر هم بگویی هیچ کس جمال و زیبایی اش به گوشه ای از زیبایی الهی حضرت یوسف علیه السلام نمی رسد ولی یوسف علیه السلام سر بلند بود و برهان رب خویش را می دید و با برهان در جوانی حرکت کرد. " إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ " او با خداوند خویش پیمان بست و خداوند هم به وسیله کودکی در گهواره خیانت او را مرتفع کرد. همه نگرانی یوسف در این بود که حاضرم تمام مشکلات را تحمل کنم اما مرا خائن ندادند. حضرت یوسف علیه السلام با تمام هزینه هایی که داد ولی یک مصداق تام و تمام بندگی خداوند است. 
یک جوانی در خلقت خداوند وجود دارد که نظیر ندارد و ما این را بر اساس ارق شیعیمان نمی گوییم و مینی دارد. جناب ابن ادریس حلی شخصیتی است که فقها و مجتهدین از او در اقوال شاز نام میبرند. کتابی دارد به نام سرائر. امام خمینی(ره) بر این جمله به نقل از ایشان تاکید دارند، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام دست حضرت سید الشهدا علیه السلام را گرفتند و فرمودند: حسینم دیگر زیر این آسمان چشمی مانند علی اکبر تو را نخواهد دید. 
امام سجاد علیه السلام می فرمایند: وقتی علی اکبر علیه السلام به میدان رفتند ضجه سپاه عمر سعد بلند شد از بس که این آقا زاده، کشته بر زمین ریخت. استاد رزم علی اکبر علیه السلامف حضرت ابولفضل علیه السلام بودند. رشادتشان حیدری، جمالشان محمدی بود.
امام سجاد علیه السلام می فرمودند: پدرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مسلط بر رزم بودند ولی در برخی مواقع مهلت و رخصت می دادند. چند مورد من از گوشه خیمه دیدم که از پدر در یکی از مراجعات پرسیدم: آقا جان شما برخی ها را رها کردید و رفتند، این چه فرصتی بود که شما دادید؟ سید الشهدا علیه السلام فرمودند: نگاه کردم در وجود او و دیدم در هفت نسل بعد او قرار است یکی از محبین ما بیاید، این رخصت را دادم تا او در این عالم خاکی بیاید و مهر حضرت ابوتراب در قلب او باشد.
تمام جوان ها باید به حضرت علی اکبر علیه السلام اقتدا کنند. جوان ها باید به ایشان اقتدا کنیم. این آقا که ضربان قلبش رضایت دوست است.
وقتی کاروان سید الشهدا علیه السلام وارد کربلا شدند، اولین روضه را خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام خواندند بعد از آن حضرت علی اکبر علیه السلم از پدرشان پرسیدند: قرار است همه این اتفاقات بیفتد امام پدرم، آیا ما بر مدار حق هستیم؟ 
این پیام دارد برای ما که ای جوان نگویی حالا من جوان هستم و وقت برای توبه هست، نه. 
حضرت علی اکبر علیه السلام در آن زمان دغدغه عاقبت بخیری داشتند. اگر جوان نگاهش اینگونه باشد مقصد را پیدا می کند. 
در جوانی باید ته خط را نگاه کنی تا بیدار باشی و آراسته باشی.

در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج سعید حدادیان، حاج احمد نیکبختیان و کربلایی محمد حسین حدادیان به مدیحه خوانی و مولودی خوانی پرداختند.