حجت الاسلام حسینعلی : ما معرفتمان به خدا و نماز کم است، برای همین وقت برایش نمی گذاریم
وارث: جلسۀ هفتگی هیئت قمر بنی هاشم شمیران با سخنرانی حجت الاسلام مهدی حسینعلی و مداحی مداحان اهل بیت علیهم السلام کربلایی محمد پورعباسیان و جواد پورعباسیان برگزار شد.

اگر کل مجموعه عبادات و دین را مانند پازلی فرض کنیم همراه با صفحه زیرش که هر چیزی باید سر جای خودش باشد، توحید صفحه زیر پازل است، اگر همه پازل را درست بچینیم و صفحه زیرش درست نباشد پازل درست نشده است. الان اگر بخواهیم نماز را بحث کنیم یکی از راه هایش این است که از راه توحید بحث کنیم. یعنی بدانیم این کاری که انجام می دهیم برای چه کسی است. اگر خدا و رابطه خودمان با خدا را خوب بشناسیم نمازمان درست خوانده می شود.
بحث توحید بحث زیربنایی است. باید برای خودمان جا بیفتد. باید اول خیس بخورد و جا بیفتد که رابطه ما با خدا چگونه است. و این که ما در مقابل خدا هیچی نیستیم. یک سری اندیشه گرهای حس گرا و عقل گرا خدا را کنار گذاشته اند و می گویند ما خودمان می فهمیم و می خواهند از راه عقل خودشان به خدا برسند. در حالیکه ما در آیات قرآن داریم که یکی از نشانه های مومنین ایمان به غیب است و اگر نباشد کار ناقص می ماند. امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه صفحه 270 می فرمایند: "ولو فکّروا فی عظیم القدره و جسیم النعمه لرجعوا الی الطریق و خافوا عذاب الحریق"
اگر مردم در عظمت خدا و بزرگی نعمت هایش می اندیشیدند به راه بر می گشتند. در مسئله ضعف نماز مثلا می آیند می گویند: کاری بگویید که من نمازم را خوب بخوانم؟ خب این مقدمه ای دارد. جای دیگر را باید درست کنی تا این هم درست شود. آقای بهجت که در نماز گریه می کند، باید کارهای قبلش را هم ببینی.
ما که می خواهیم با خدا صحبت کنیم باید مقدماتی را رعایت کنیم که نتیجه اش خوب خواندن نماز می شود. مثلا فرض کنید رفیقی دارید که سالها در هیئت با هم دوست بودید و چند سالی به خارج از کشور می رود و می گوید می خواهد برگردد و ما خوشحال می شویم و مدام از او می پرسیم کی می آید. وقتی می آید و می خواهیم با هم صحبت کنیم حواسمان به جای دیگر است و او می گوید: نه به آن قربان صدقه هایت نه به این بی محلی هایت! حالا ما می خواهیم با خدا صحبت کنیم فکرمان هزار جا هست و آرامش نداریم.
برای جایی رفتن دو ساعت خودمان را آماده می کنیم ولی برای خالقمان می خواهیم وقت بگذاریم با بدترین لباس و بی ادبی حاضر می شویم و باعث می شود نماز خوبی نداشته باشیم. از ابوحمزه ثمالی نقل کرده اند که: آقا امام سجاد علیه السلام در حال نماز بودند و وقتی از رکوع بلند شدند عبایشان کج شد و تا آخر نماز آن را صاف نکردند. بعد از نماز ابوحمزه به آقا گفت: چرا در نماز صافش نکردید؟ امام سجاد فرمودند: تو نمی دانی در مقابل چه کسی ایستاده بودم؟ بی ادبی بود در هنگام نماز این حرکت را می کردم.
اینکه گفتیم درباره خدا تفکر کنید هر چه فکر کنیم چون موجود محدودی هستیم در مورد خدا هم همان طور فکر می کنیم. مثلا به ما می گویند: یک نفر بزرگ است. چون ما بزرگی را در تناسب می بینیم مثلا می گوییم مصلی از مسجد بزرگ تر است. ولی اگر مثلا به ما بگویند روحت بزرگ است، برایمان سخت است. و این به دلیل محدود بودن ماست. وقتی می گویند "الله اکبر" خدا بزرگ تر است، احتیاج به فکر کردن دارد.
روایت جالبی از امام باقر علیه السلام در کتاب بحارالانوار جلد 69 باب 37 روایت 23 آمده است که: مورچه خیال می کند خدا هم شاخک دارد چون برای خودش شاخک خیلی مهم است. ما هم چون آدم مادی هستیم فکر می کنیم خدا هم باید مانند ما صفت داشته باشد. هر چه معرفت ما به خدا بیشتر شود نمازمان هم با شناخت بهتری هست. بعد از اینکه خدا را این طور شناختیم باید سعی کنیم خدا را در همه جا به یاد داشته باشیم. خدا برای سر نماز و هیئت و مسجد نباشد. باید از صبح که بیدار می شویم خدا را تا شب داشته باشیم. در بحث عبادات گفتیم: "و ما خلقتُ الجن والإنس إلا ليعبدون" عبادت یعنی در راه رضای خدا باشد.
هیئت رفتن در راه رضای خدا باشد. این ها باعث می شود نماز انسان خوب باشد. اگر یک روز از صبح خدا را در نظر داشته باشیم، قطعا نمازمان در آن روز با روزهای قبل فرق دارد. هر چقدر به فکر خدا باشیم نمازمان بهتر است.
روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که سفارش به جناب ابوذر است: " يا أباذر ما من مؤمن يقوم مصليا إلا تناثر عليه البر ما بينه و بين العرش و وكل به ملك ينادي يا ابن آدم لو تعلم ما لك في الصلاة و من تناجي ما انفتلت."
ای ابوذر هیچ مومنی نیست که به نماز بایستد و رحمت پروردگار تا عرش او را احاطه نکند و خداوند فرشته ای را می گمارد و به او دستور می دهد که اگر می دانستی با چه کسی مناجات می کنی، هیچوقت از نماز خودت را رها نمی کردی. ما معرفتمان به خدا و نماز کم است و برای همین وقتی برایش نمی گذاریم.
یکی دیگر از عواملی که به نمازمان کمک می کند بحث اول وقت خواندن آن است.
ما که نماز را باید بخوانیم، مثلا فرض کنید پنج دقیقه وقت می گذاریم، چرا اول وقت نخوانیم؟
امام صادق علیه السلام در کتاب کافی جلد 3 صفحه 274 می فرمایند: فضیلت نماز اول وقت با آخر وقت مانند فضیلت آخرت نسبت به دنیاست. یعنی اصلا قابل مقایسه نیست. در سوره نساء آیه 103 " إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا." نماز واجبی است که وقت برایش مشخص شده است. در سیره امام صادق علیه السلام است که در لحظه شهادتشان به خانواده شان فرمودند: کسی که نمازش را سبک بشمارد در آن دنیا از شفاعت ما بهره ای نمی برد.
به مرحوم امام گفتند اینکه امام صادق علیه السلام این چنین فرمود: منظور این است که یک وقت بخواند یک وقت نخواند؟ مرحوم امام فرمودند: اینکه یک وقتی نخواند که خلاف شرع است. منظور این است که در وقت نماز مشغول کار دیگری باشد.
آیت الله قاضی رضوان الله علیه فرموده بودند: اگر کسی نمازش را اول بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.
آخرین روایت در کتاب منازل الآخره به نقل از سفینه البحار جلد 2 صفحه 549 آشیخ عباس قمی روایتی می آورد که می گوید: در مشرق و مغرب عالم کسی نیست مگر اینکه ملک الموت روزی پنج بار به او نگاه می کند و اگر در آن پنج موقع در معرض دید ملک الموت باشد دو کار خوب برایش می کند یکی اینکه ملک الموت شهادتینش را برایش می گوید و دیگر اینکه شیاطین را از او دور می کند. بدترین جایی که ابلیس به آدم رو میاره و تمام تلاشش را می گذارد موقع مرگ است.
سعی نکنیم خیلی چیزهایی بدانیم، سعی کنیم به آنچه که می دانیم عمل کنیم.
/1102101304