چرا خداوند «شب قدر» را به حالت استفهامی بیان می‌کند؟

کد خبر: 70495
خداوند براى بیان عظمت شب قدر مى‌فرماید: «تو چه مى‌دانى شب قدر چیست»؟ (وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ) و بلافاصله مى‌گوید: «شب قدر شبى است که از هزار ماه بهتر است» (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر).
وارث
آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیات 2 تا 4 سوره مبارکه «قدر» به اهمیت شب قدر اشاره کرده است که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم؛
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
 
«وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ ؛ و تو چه مى‌دانى شب قدر چیست؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است! فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مى شوند.» (قدر/ 2 تا 4)
 
خداوند براى بیان عظمت شب قدر مى‌فرماید: «تو چه مى‌دانى شب قدر چیست»؟ (وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ) و بلافاصله مى‌گوید: «شب قدر شبى است که از هزار ماه بهتر است» (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر).
 
این تعبیر نشان مى‌دهد: عظمت این شب به قدرى است که حتى پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) با آن علم وسیع و گسترده‌اش قبل از نزول این آیات، به آن واقف نبود.
 
مى‌دانیم: هزار ماه بیش از هشتاد سال است، به راستى، چه شب با عظمتى است که به اندازه یک عمر طولانى پر برکت ارزش دارد.
 
در بعضى از تفاسیر آمده است: پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: یکى از بنى اسرائیل لباس جنگ در تن کرده بود و هزار ماه از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول (یا آماده) جهاد فى سبیل اللّه بود، اصحاب و یاران تعجب کردند و آرزو داشتند چنان فضیلت و افتخارى براى آنها نیز میسر مى‌شد، آیه فوق نازل گشت و بیان کرد که: «شب قدر از هزار ماه برتر است».
 
در حدیث دیگرى نیز آمده است: پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از چهار نفر از بنى اسرائیل که هشتاد سال عبادت خدا را بدون عصیان انجام داده بودند سخن به میان آورد، اصحاب آرزو کردند: اى کاش آنها هم چنین توفیقى پیدا مى‌کردند، آیه فوق در این زمینه نازل شد.
 
در این که: عدد «هزار» در اینجا براى «تعداد» است یا «تکثیر»؟ بعضى گفته‌اند: براى تکثیر است، و  ارزش شب قدر از هزاران ماه نیز برتر مى‌باشد، ولى روایاتى که در بالا نقل کردیم نشان مى‌دهد: عدد مزبور، براى تعداد است، و اصولاً عدد، همیشه براى تعداد است، مگر این که قرینه روشنى بر تکثیر باشد.
 
سپس، به توصیف بیشترى از آن شب بزرگ پرداخته، مى افزاید: «فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براى تقدیر هر کار نازل مى‌شوند» (تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْر).
 
با توجه به این که «تَنَزَّلُ» فعل مضارع است، و دلالت بر استمرار دارد (در اصل «تَتَنَزَّلُ» بوده) روشن  مى‌شود: شب قدر مخصوص به زمان پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)و نزول قرآن مجید نبوده، بلکه امرى است مستمر و شبى است مداوم، که در همه سال تکرار مى‌شود.
 
در این که: منظور از روح کیست؟ بعضى گفته‌اند: «جبرئیل امین» است که «روح الامین» نیز نامیده مى‌شود.
 
بعضى «روح» را به معنى «وحى» تفسیر کرده‌اند، به قرینه آیه 52 سوره «شورى»: وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا: «همان گونه که بر پیامبران پیش وحى فرستادیم، بر تو نیز «وحى» را به فرمان خود وحى کردیم».
 
بنابراین، مفهوم آیه چنین مى‌شود: «فرشتگان با وحى الهى در زمینه تعیین مقدرات در آن شب نازل مى‌شوند».
 
در اینجا تفسیر سومى وجود دارد که از همه نزدیک‌تر به نظر مى‌رسد، و آن این که: «روح» مخلوق عظیمى است، ما فوق فرشتگان، چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: شخصى از آن حضرت سؤال کرد: «آیا روح همان جبرئیل است»؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: جَبْرَئِیْلُ مِنَ الْمَلائِکَةِ، وَ الرُّوحُ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلائِکَةِ، أَ لَیْسَ أَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ؟:
 
«جبرئیل از ملائکه است، و روح اعظم از ملائکه است، مگر خداوند متعال نمى‌فرماید: ملائکه و روح نازل مى شوند»؟
 
یعنى، به قرینه مقابله، این دو با هم متفاوتند، تفسیرهاى دیگرى نیز براى کلمه «روح» در اینجا ذکر شده، چون دلیلى براى آنها نبود از آن صرف نظر گردید.
 
منظور از «مِنْ کُلِّ أَمْر» این است که: فرشتگان براى تقدیر و تعیین سرنوشت‌ها و آوردن هر خیر و  برکتى در آن شب نازل مى‌شوند، و هدف از نزول آنها انجام این امور است.
 
یا این که: هر امر خیر و هر سرنوشت و تقدیرى را با خود مى‌آورند.
 
بعضى نیز گفته‌اند: منظور این است که، آنها به امر و فرمان خدا نازل مى‌شوند، ولى مناسب همان معنى اول است.
 
تعبیر به «رَبِّهِم» که در آن تکیه روى مسأله ربوبیت و تدبیر جهان شده است، تناسب نزدیکى با کار این فرشتگان دارد، که آنها براى تدبیر و تقدیر امور نازل مى‌شوند و کار آنها نیز گوشه‌اى از ربوبیت پروردگار است.