شعر/پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟

کد خبر: 89812
علی اکبرلطیفیان
وارث

 

ای اذان اشهد انّ علی مولای من
میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من

چند سالی میشود تاج سر زهرا شدی
نقطه ی پایین “با ” ای نقطه ی در “فا” ی من

یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو
حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من

من خودم فکری به حال دردهایم میکنم
جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من

صبح تا حالا نشسته ام چند تا گل چیده ام
ای بزرگ خانه ام ! تقدیم تو گلهای من

هر چه کردم سینه ام نگذاشت ، جان فاطمه
چند بار این بچه هایم را بغل کن جای من

من نمیدانم هر وقت خوابم میبرد
استخوان من میفتد روی هم ، ای وای من

دست تو وا شد خدا رو شکر پس من میروم
راستی تابوت را آماده کرد اسمای من ؟

بعد از این مسجد برو راحت برو راحت بیا
یک سر مویی کم شد ز مویت پای من

پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟
یا خجالت میکشد این زینب کبرای من

 


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.