در چه شرایطی گرفتار بلا و مصیبت می‌شویم.

کد خبر: 96237
وارث

آیه 180 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «و لا یحسبن الذین یبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خیر لهم بل هو شر لهم» مردم وقتی قارون که سنبل زراندوزان و سرمایه داران بود را می دیدند، می گفتند: «یا لیت لنا مثل ما اوتی قارون انه لذو حظ عظیم» یعنی: ای کاش ما هم مانند قارون دارای ثروت و مکنت بودیم که او از خوشیها دارای سهم بزرگی است. ولی طولی نکشید که چهره واقعی زراندوزی نقاب افکند و خداوند او را به کیفر کردارش در زمین فرو برد (قصص 77-83).

آنچه از مجموع آیات مذکور استفاده می شود، توجه دادن به این حکم بدیهی و قطعی عقل است که کامیابی موقت در صورتی که عواقب خطرناک داشته باشد، خیر نیست و ناکامی موقت هم در صورتی که دارای آثار مثبت و سازنده باشد، شر نیست.

امیر مؤمنان (ع) می فرماید: آن خیری که پس از آن آتش دوزخ باشد، خیر نیست و آن شری که پس از آن بهشت باشد، شر نیست! نکته دقیق اینکه، چون راز هستی برای انسان مکشوف نیست و دانستنیهای انسان در برابر نادانیهای او، نسبت قطره به اقیانوس است، لذا هر چند نسبت به پاره ای از مسائل کاملا عقل می تواند احاطه داشته باشد و حکم قطعی صادر کند، ولی بسیاری از مسائل پیش می آید که عقل پس از دقت هم نمی تواند احاطه به تمام ابعاد موضوع حکم خود پیدا کند؛ و لذا نباید در این مورد حکم قطعی بدهد. و قضیه ملاقات حضرت موسی و خضر (ع) نمونه بارز این مسئله است.

ثانیا از دیدگاه متون اسلامی، مصائب و مشکلات و سختیهایی که در نظام هستی گریبانگیر انسان می شود، دو نوعند:

ناکامی و مصائب افراد مکلف و مسئول.

ناکامیهای افراد مستضعف.

از دیدگاه اسلام مصائب و مشکلاتی که در نظام هستی متوجه افراد مسئول و مکلف می گردد، از دو حال خارج نیست: یا این مشکلات و مصائب ثمره کردار خود اوست که در نظام ثابت و غیر قابل تغییر آفرینش بر اساس قانون عمومی علیت گریبانگیر او شده و یا مشکلاتی است که در نظام آفرینش برای تکامل انسان که فلسفه افرینش اوست قرار گرفته و فلسفه این سختیها با فلسفه آفرینش انسان یکی است و در حقیت این مصیبت و بلا نیست بلکه یکی از بزرگترین موهبتهای الهی است. و اما ناکامیهای افراد مستضعف معلول علل طبیعی و بر اساس قانون علیت است که به طور اجمال به بررسی هر دو صورت می پردازیم:

از دیدگاه قرآن کریم، تمام مصائب فردی و اجتماعی که گریبانگیر بشر می شود، زاییده انتخاب و سوء استفاده از آزادی خویش است. در آیه 30 سوره شوری می فرماید: «ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم» و در آیه 79 نساء می فرماید: «ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من مصیبه فمن نفسک». اگر انسان دو بعدی نبود و از آزادیهای خود، سوء استفاده نمی کرد، هیچگونه مشکل مادی و معنوی و فردی و اجتماعی نداشت؛ لذا قرآنمی فرماید: «و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض ...» (اعراف69). ولی وقتی انسان پا را از گلیم خود بیرون برد و از آزادی و اختیار خود سوء استفاده نمود، این سوء استفاده، بر اساس قوانین موجود در متن جهان آفرینش و بر اساس سنت غیر قابل تغییر جهان، موجب پیدایش مصائب گوناگونی برای شخص عامل و بلکه برای جامعه می شود و بالاتر از این، موجب فساد و تباهی در جهان هستی می گردد.

البته مصائب در مورد انسانهای پاکی که دچار خطا شده اند، از نظر متون اسلامی، دارای دو حکمت است: الف) تأدیب: اگر کسی در راهی است منتهی به هلاکت و بدبختی می شود و هر گونه خوشی و کامیابی در این راه برای او شر محض است و خیر او در این است که هر چه بیشتر در این راه سختی و مصیبت و ناکامی ببیند تا بلکه از نیمه راه منصرف شود. ب) تمحیص: واژه تمحیص به معنی پاکسازی است، چون کردار ناشایسته در روح و روان انسان اثر می کند و فطرت پاک او را آلوده می سازد: «بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون» (بحار ج75). (بلکه کردار ناشایسته، دلهایشان را زنگ زده و فطرت پاک انسانی آنها مانند آهن، زنگ زده گردیده است.) پیامبر اکرم (ص) می فرماید: هیچ سختی و بیماری و آزار و اندوهی به مؤمن نمی رسد مگر اینکه خداوند به وسیله آن گناهان، او را پاک می سازد. (بحار ج81).

امام علی (ع) روزی به اطرافیان خود فرمود: می خواهید برایتان بگویم که با فضیلت ترین آیات قرآن کدام است؟ پیامبر خدا به ما فرمود: «ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر» و خداوند بزرگوارتر است که این طور افرادی را که در دنیا کیفر کردار خود را دیده اند در آخرت دوباره آنها را عقاب کند ... .

دوم: فلسفه مصائب در رابطه با تکامل انسان: می دانیم که انسان موجودی است دو بعدی که یک بعد او را جسم و بعد دیگرش را جان تشکیل داده است، بدون تردید فراهم بودن وسایل عیش و نوش و خوشگذرانی، عامل تقویت و تکامل جسم نیست؛ بلکه مطلب کاملا به عکس است، افرادی که در ناز و نعمت به سر می برندو کوچکترین سختی در زندگی تحمل نکرده اند، از نظر جسمی ناتوان تر از دیگران هستند و این قانون نه تنها در مورد انسان بلکه در مورد تمام حیوانات و گیاهان و نباتات نیز جاری است. و همانگونه که جسم انسان جز در پرتو مشکلات و سختیها نیرو نمی گیرد، و باید از سختیها تغذیه کند، روح و جان انسان هم جز با تغذیه از مشکلات، تکامل نخواهد یافت و این مطلب نیاز به استدلال ندارد و از واضحات است.

پیامبر اکرم (ص) این واقعیت را چه زیبا بیان فرمود: «ان الله لیغذی عبده المؤمن بالبلاء کما تغذی الوالده ولدها باللبن». یعنی: خداوند بنده با ایمان خود را با بلا و سختیها تغذیه می کند همانطور که مادر فرزندش را با شیر تغذیه می نماید.

امام عسکری (ع) می فرماید: «ما من بلیه الا و لله فیها نعمة محیط بها» یعنی: هیچ بلایی نیست مگر اینکه خداوند در نهاد آن خیر نهفته که آنرا فرا می گیرد! یکی از بزرگترین دانشمندان روانشناس می گوید: مصائبی که ما را احاطه می کند، غالبشان نعمتهای مستور و پنهانند که باعث جنبش و تحرکند!

میلتون می گوید: بهترین مردمان از لحاظ عمل آنهایند که بیشتر رنج برده اند. و بر این اساس پیامبر اکرم می فرماید: ایمانت کامل نمی شود تا اینکه مشکلات را نعمت و خوشگذرانی را محنت ندانی!

ثالثا. مصائب افراد مستضعف: سؤالی است که چرا بسیاری از کودکان در نظام آفرینش با بدترین وضع ادامه حیات می دهند و به صورت رقت انگیزی زنگی می کنند و جان می دهند؟!

دو پاسخ به این اشکال می توان داد که مستفاد از قرآن و روایات اسلامی است: آثار تکوینی گناه: آثار تکوینی گناه عبارت است از آثاری که در رابطه با نظام هستی است و نظام تکوینی جهان اقتضا آن آثار را دارد؛ مانند جوشش آب وقتی به درجه مخصوص از حرارت برسد. بعلاوه نظام هستی بر اساس قانون علیت است، به این معنا که هر پدیده ای در جهان از مجرای خاصی که علت و به وجود آورنده آن است، موجود می گردد و به قول شهید مطهری، آنچه در اصطلاح فلسفه به نام نظام جهان و قانون اسباب خوانده می شود در زبان دین ، سنت الهی نامیده می شود: «فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا». امام صادق(ع) می فرماید: «ابی الله ان یجری الاشیاء الا باسباب فجعل لکل شیء سببا» یعنی خداوند امتناع می ورزد که اشیاء را جز از مجرای سببها جریان دهد، پس برای هر چیزی نسبتی قرار داده است؛ لذا از نظر اسلام گناه و کردار ناشایسته انسان تکوینا و بر اساس قانون علیت نه تنها در مورد شخص گنه کار تأثیر سوء دارد بلکه نسبت به سرنوشت سایر افراد جامعه نیز مؤثر است.

تذکر و آگاهی: دومین فلسفه ای که در روایات اسلامی برای وجود مصائب و بلاها در سطح جامعه ذکر شده است، مسئله تذکر و آگاهی است.امام صادق (ع) خطاب به مفضل که از اصحاب جلیل القدر امام صادق و امام کاظم (ع) است و در نزد ائمه از جایگاه رفیع و منزلت عظیمی برخوردار بوده و از اصحاب خاص آنان به شمار می رفته است، در فلسفه بلاها فرمودند: اگر آفرینش گر و حکیم و تدبیرگری در کار نیست، چرا بیش از این و سخت تر از این آفات پدید نمی آید؟ نمی بینی که جهان هستی از آن بلاهای بزرگ در امان است و تنها گاه به این درد و بلاهای آسانس گرفتار می شود؟ این برای آن است که مردم ادب شوند و استقامت یابند. آنانکه این بلاها و مصیبت ها را بی فایده و خالی از حکمت می پندارند مانند کودکانی هستند که داروهای تلخ و شفابخش را نکوهش می کنند و از اینکه از غذاهای زیانبار منعی می شوند به خشم می آیند. کوتاه سخن اینکه آفرینش گر والا مرتبه، با حکمت و قدرت خود همه این امور را به سود و مصلحت همه می گرداند؛ چنانکه اگر توفان، درختی یا نخلی را از ریشه در آورد، سازنده ماهر آن را بر می دارد و در جاهای فراوان بکار می گیرد. بنابراین نزول بلایا باید به سه نکته توجه کرده:

الف) علتها و اسباب؛

ب) مصلحتهای الهی؛

ج) وجود حکمت و عدالت حق.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.