به آهنگران بگویید اشعار حماسی بخواند، مردم ما مردم جنگند
وارث: یکی از به یاد ماندنی ترین این نوحه ها «سوی دیار عاشقان، به کربلا می رویم...» است که در شب عملیات بیت المقدس که آهنگران برای رزمندگان خوانده است و بارها شنیده شده است. وی که در بین عراقی ها به «بلبل خمینی» مشهور بود خاطراتی شنیدنی از دوران دفاع مقدس دارد:
با دستور امام مسیر نوحهها را عوض کردم
در ماههای آغازین جنگ، عراق شهر دزفول را به شدت مورد حملات موشکی خود قرار داد و تعداد زیادی از مردم در این موشکباران به شهادت رسیدند. در مراسم اربعین این شهدا، نوحهای را آماده کردم و خواندم که سربندش این بود:
ای عزیزان بار دیگر شد به پا غوغای محشر
آسمان گردیده نیلی گشته عاشورا مکرر
آن شب صدا و سیما که از مراسم فیلم گرفته بود، این نوحه را با تصاویر شهدای موشک باران دزفول، چندین بار از تلویزیون پخش کرد. خواندن من و نوع اشعار و آن صحنهها، فضای رقتباری را برای بیننده ایجاد میکرد.
تصویر کودکی که گوشهای شهید شده بود، پیکری که سر در بدن نداشت و... در این نوحه و تصاویری که پخش شد، هیچگونه حماسهای وجود نداشت و صرفا عمق فاجعه را برای بیننده نشان میداد. در شعر فقط به کیفیت شهادت افراد در سنین مختلف و این که عده ای قطعه قطععه شدند و بعضی سر در بدن نداشتند و... اشاره شده بود.
وقتی امام خمینی این تصاویر را از تلویزیون دیده بودند، با واسطه به من تذکر دادند: «به فلانی بگویید اشعار حماسی بخواند، مردم ما مردم جنگند.»
به غیر از این نوحه، یک نوحه دیگر هم تقریبا با همین مضمون و بدون محتوای حماسی اجرا کرده بودم. بعد از این تذکر امام، پرونده گذشته را بستم و در تمام شعرهایی که به صورت نوحه میخواندم، سعی میکردم بُعد حماسی کار را در نظر بگیریم و در بسیاری از مواقع، حتی جملهای از امام را سربند شعرها قرار میدادم، مثل نوحه ی «بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت» یا «جنگ است جنگ سرنوشت ای سپاه قرآن»
نکتهای که در اینجا باید به آن اشاره شود، این است که به غیر از حضرت امام، هیچ کس به این بعد کار توجهی نداشت و امام تنها کسی بود که این مسائل را گوشزد کرد و من و امثال من، از آن به بعد راه خود را پیدا کردیم.
***
وقتی نوحه ای از تلویزیون پخش می شد سعی ام براین بود که دیگر آن را جایی نخوانم. مگر بچه های تیپی یا لشگری خودشان تقاضا می کردند همان نوحه را بخوانم. علتش هم این بود که آن زمان از نوحه های تکراری استقبالی نمی شد و این قضیه به خصوص در بچه های خوزستان و بالاخص دزفول جلوه ی بیشتری داشت.
وقتی نوحه ای از تلویزیون پخش می شد به خاطر پوشش سراسری اش همه جا می پیچید و به قولی نوحه سوخت می رفت و این دلیلی می شد که دیگر از این نوحه استفاده نکنم و کنارش بگذارم. البته خود همین داستان باعث ترغیب هر چه بیشتر من و همکارانم به خصوص آقای معلمی می شد که نوحه و اشعار جدیدی را برای اجرا آماده کنیم.
دلیل اینکه در هشت سال جنگ این همه نوحه با سبک های مختلف و متنوع خوانده شد همین علاقه و اشتیاق زیاد رزمندگان و مردم به سبک ها و نوحه های جدید بود.
ناگفته نماند برای اینکه یک نوحه زود تکراری نشود سعی می کردم بدون اطلاع صدا و سیما آن نوحه را چند جا اجرا کنم تا استفاده ی کافی را از آن برده باشم. این کار من دو حسن داشت اول نوحه در مناطق مخالف اجرا می شد و دوم اگر صدا و سیما برای تصویربرداری می آمد به آن نوحه تسلط کامل داشتم.
منبع: بسیج مداحان