دکتر مولایی: اجازه ندهیم کسی بخواهد بین بسیجی ها و شهدا تفرقه بیندازد! +گزارش تصویری

کد خبر: 27904
پنجمین یادواره 47 شهید با سخنرانی دکتر حاج قاسم مولایی و مداحی حاج روح الله بهمنی در مسجد علی بن الحسین علیه السلام برگزار شد.
وارث:  پنجمین یادواره 47 شهید با سخنرانی دکتر حاج قاسم مولایی و مداحی حاج روح الله بهمنی در مسجد علی بن الحسین علیه السلام برگزار شد.

در ادامه متن سخنان دکتر مولایی را می خوانید:

یکی از دوستان تعریف می کرد که چند سال پیش هزار شهید را از شلمچه برای مشهدالرضا آماده کردیم، به اندیمشک که رسیدیم دیدیم که جلوی کاروان بسته شده است، برگشتیم و دیدیم که یک مادر شهید جلوی کاروان را گرفته است و اجازه نمی دهد که کاروان حرکت کند. آمدیم و از او پرسیدیم که چرا اجازه نمی دهی کاروان حرکت کند؟ آن مادر شهید گفت این کاروان کجا برود؟ وقتی من تازه گمشده ام را پیدا کرده ام، بیست سال چشم به راه بودم تا اینکه الآن تابوت پسرم را در این کاروان شما دیدم و اجازه نمیدهم ببریدش، تازه پیدایش کردم. خیلی با او صحبت کردیم تا قبول کرد، به او گفتیم به محض اینکه به مشهدالرضا رسیدیم از آنجا خودم میاورم و او را تحویلت می دهم.

کاروان راه افتاد و رفتیم مشهد و برگشتیم، خودم دنبال کار را گرفتم و رسیدم درب منزلشان. گفتم مادر جان الوعده وفا، یک نگاهی کرد و گفت که نمی خواهم برای خودتان! آن روز که من این کار را کردم به خانه که رسیدم خوابم برد، در عالم رویا دیدم که پسرم آمد تا در را باز کرد هراسان خودم را انداختم به طرفش که بعد از بیست سال پسرم آمده است، دیدم خودش را از من عقب کشید، گفتم پسرم میدانی من چند سال است منتظرت هستم؟ پسرم گفت می دانی امروز با من چه کار کردی؟ همۀ همرزم های من رفتند مشهد زیارت آقا اما تو مرا نگه داشتی. یک مرتبه هراسان از خواب بیدار شدم و گفتم خدایا مرا ببخش! حالا هم دیگر جنازه اش را نمی خواهم.

ما همچین شهدایی را تقدیم اسلام کردیم، در این مسجد هم 47 شهید داده ایم. این عکس هایی که در دور تا دور مسجد هست برای همۀ بچه های اینجا خاطره است، آجر به آجر این مسجد از این بچه ها خاطره دارد.

شهید فرهاد یحیایی بچۀ عجیبی بود، از نظر اخلاق، تواضع، افتادگی، مردانگی، عجیب بود. یک روز از جلوی همین مسجد اعزام خورد که به جبهه برویم. حدود دوازده سیزده نفر شده بودیم، هیچ وقت نمی گفت که من سپاهی هستم، به ماهم می گفت که وقتی به جبهه رفتیم نگویید من سپاهی هستم بگویید بسیجی ام. رفتیم و تقسیم شدیم و افتادیم گَردان شهادت، رفتیم در گردان و مستقر شدیم. خیلی ها در آنجا علاقۀ عجیبی به شهید یحیایی پیدا کرده بودند. چندتا از بچه های شهر ری بودند می آمدند و می گفتند که آقا فرهاد می شود با ما هم رفیق بشوی، هیچ اغراقی نمی کنم چهره ای کاملا نورانی داشت.

وقتی که عملیات کربلای هشت شروع شد، شهید یحیایی مسؤل پشتیبانی گردان شهادت شد. به او گفتیم اگر اسیر بشویم باید چه بکنیم؟ گفت ما هیچ وقت اسیر نمی شویم. عملیات کربلای هشت انجام شد، برای بچه ها سلاح و مهمات می آورد. عملیات که تمام شد برگشتیم و دیدیم که فرهاد نیست. خیلی مضطرب شده بودیم، کل منطقۀ شلمچه را زیر پا گذاشتیم ولی پیدایش نکردیم.

زنگ زدیم به تهران و گفتیم که بیمارستان ها را بگردند، آنها هم گفتند خبری نیست. آمدیم به تهران اما هیچ خبری از فرهاد نبود، خدا پدرشان را رحمت کند، در مراسم یادبود یکی از شهدا در همین مسجد نشسته بودیم، پدر شهید یحیایی یک گوشه نشسته بود و گریه می کرد، گفتم که ان شاالله یک خبری هم از فرهاد می شود، گفت هرچه که خدا بخواهد، عمرش کفاف نداد تا فرهاد را ببیند.

بعد از یازده سال استخوان های فرهاد را آوردند. گفتند که باید او را در یک قطعۀ خوب دفن کرد یک جایی که جلوی چشم همه باشد.

یک عزیزی بود که وقتی جنازۀ شهید داوود معینی را آوردند اینجا و تشییع می کردند، خیلی منقلب شده بود و ریخت به هم، هفتم داوود بود که راهی جبهه شد و روز چهلم داوود هم خبر شهادتش را آوردند. این بچه ها همه عاشق بودند. همۀ این شهدا برکت های ما هستند. ما با اینها زندگی کرده ایم.

هر روز باید در ذهنمان مرور کنیم که این شهدا چه کسانی بودند. همۀ این شهدا کسانی بودند که ما با آنها زندگی کرده ایم. حضرت آقا فرمودند که زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. امروز هم این بچه های بسیجی، بچه هایی که سن و سالشان به جنگ و جبهه نمی خورد دارند جا پای همین شهدا می گذارند.

امروز خیلی باید مراقب باشیم، دنبال این افتاده اند که یک جور بین این بچه های بسیجی تفرقه بیندازند، دنبال این افتادند که یک جوری این بچه ها را از شهدا جدا بکنند، اما این بچه ها بچه های ولایتی و انقلابی هستند، جایی نشسته اند که جای تک تک شهدا بوده است و با این چیزها هم عقب نشینی نمی کنند. 

مراقب باشیم که اجازه ندهیم کسی بخواهد بین بچه ها و شهدا تفرقه بیندازد. ما هرچه داریم از همین شهدا داریم. 

در ادامه این مراسم؛ ذاکر اهل بیت علیه السلام حاج روح الله بهمنی به روضه خوانی پرداخت.