کوثر، عطیة خدا به عالَم هستی
وارث: آن گاه که خداوند با لحنی منت آمیز به پیامبر خود فرمود : «ما به تو کوثر عطا کردیم» کسی چه می دانست کوثر یعنی فاطمه ؛ و فاطمه یعنی همه چیز.
«ما به تو فاطمه دادیم »، یعنی :
- تو را در حفظ و نگهداری آن ؛
در پیروزی و استحکام آن
و در بسط و صدور آن یاری کردیم.
یعنی :
در حفظ سلسله بزرگ همه پیامبران تاریخ و حفظ اهداف و دستاوردهای آن عنایت خاص روا داشتیم.
یعنی :
اسلام را از خطر بزرگ سقیفه نجات دادیم ؛ خط اسلام ناب را از اسلام ابوسفیانی و اموی جدا کردیم.
یعنی :
استمرار خط نبوت و تداوم مسیر رسالت را تضمین کردیم، زیرا این امر جز با تحقق خط امامت و ولایت اهل بیت امکان پذیر نبود ؛ و فاطمه – که سلام بی کران حق بر او باد – جان علی و امامت علی را از گزند خطرات مصون داشت.
او بود که بر علیه سقیفه فریاد زد ؛ روشنگری کرد ؛ قیام نمود ؛ احتجاج و استدلال کرد و تا پایان تاریخ اثبات کرد خط مستقیم الهی تنها و تنها با ولایت علی و آل علی تامین و تضمین می شود. اکنون بعد از 14 قرن و هر چه بیش تر هم که بگذرد، هیچ کس حق ندارد در بطلان خط سقیفه و حقانیت ولایت علوی تردید کند ؛ زیرا فاطمه را می بیند که در متن تاریخ ایستاد و بر علیه سقیفه موضع گرفته است ؛ و چون موضع او موضع پیامبر و خداست (چنان که بارها پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : خشنودی فاطمه خشنودی من است و ان نیز خشنودی خداست ؛ و نارضایتی فاطمه نارضایتی من و خداست)، پس خط سقیفه قطعاً باطل است.
«ما به تو فاطمه دادیم» یعنی حجت را بر همگان تمام کردیم. یعنی اعلام کردیم طرف حق طرفی است که فاطمه آنجا ایستاده است. آنجا که فاطمه ایستاده، نبوت و رسالت و هدایت و سعادت نیز همان جاست. حتی اگر فاطمه فریاد نیز نمی زد و قیام هم نمی کرد، همان صرف وجود و حضورش کافی بود که همگان حق را تشخیص دهند و بدان سو روند.
در روز قیامت کسانی رو سپید و اهل نجات خواهند بود که اکنون با فاطمه و در طرف فاطمه ایستاده اند. در آن روز نیز حجت خواهند داشت و خواهند گفت : خداوندا ! فاطمه در دنیا عطیه پیامبر تو بود ؛ و پاره تن و قلب و روح او ؛ پس ما که در کنار فاطمه بودیم در حقیقت در کنار پیامبر تو و با اسلام حقیقی بوده ایم.
اما آنان که در این دنیا راه خود را از فاطمه جدا کنند و ننگرند که او از چه کسی – یعنی علی – حمایت کرد و از ولایت و حق حاکمیت او دفاع نمود، در قیامت چه حجتی خواهند داشت ؟
شاید عده ای بگویند : ما فاطمه را دوست داریم و همین کافی است که ما طرفدار او باشیم.
اما اینان باید بدانند «طرفدار» یعنی «طرف او را داشتن» ؛ «در طرف او بودن» و این یعنی در طرف مقابل او قرار داشتن.
چه گونه ممکن است کسی بگوید : من طرف فاطمه هستم اما طرف مقابل او و طرف کسانی که فاطمه آنان را نفرین کرد، قرار بگیرند ؟!
چه گونه ممکن است کسانی بگویند ما فاطمه را دوست داریم، اما مواضع سیاسی اورا قبول نداریم ؟!
آری، خدا به پیامبرش فاطمه داد و در حقیقت استمرار دین او را تضمین کرد. اگر او در قرآنش فرموده : «ما خود قرآن را نازل کردیم و خود نیز آن را حفظ می کنیم » (سوره، آیه) در واقع به وسیله فاطمه این امر را تحقق بخشید. آیا با وجود بنی امیه نام و نشانی از اسلام و قرآن باقی می ماند ؟ و چه کسی از همان نخست انحراف، مقابل بنی امیه ایستاد، جز فاطمه ؟
راستی اگر مسلمانان دنیا می دانستند این اسلام و قرآنی که در دست آنان است، به برکت فاطمه و فداکاری او به آنان رسیده، قدر حضرتش را بیشتر می دانستند و حرمت او را زیباتر پاس می داشتند. اگر عده ای – همچون وهابیت مزدور و سلفی های خبیث – گاه در شهید شدن فاطمه تشکیک می کنند ؛ گاه در عصمتش و گاه نیز چون و چرا می کنند چرا دو ماه فاطمیهمی گیرید و عزای زهرا را بر پا می کنید، چنان چه غافل باشند نمی فهمند همین اسلام که از آن دم می زنند به برکت دخت گران قدر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به آنان رسیده است ؛ و بنابراین باید همیشه در عزای او گریست، چرا که او از هستی خود در راه اسلام گذشت. و اگر متعمداً چنین می گویند، بدانند که در مقابل اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده اند.
اگر خداوند در قرآنش به پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : «و رفعنا لک ذکرک» : ماییم که نام تو را رفعت و عزت بخشیدیم و جاودانه گشته ای ؛ به حقیقت سوگند که این امر از فداکاری فاطمه نشات می گیرد، زیرا اگر فاطمه نبود و فداکاری نمی کرد اکنون دیگر حتی نامی از اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله در روزگار برجای نبود.
و اگر خداوند فرمود : «ما به تو فاطمه دادیم» ؛ یعنی : نسل تو را از طریق همین یک دختر در همه عالم منتشر کرده و گسترانیدیم. دشمنانی که به پسر نداشتن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دل خوش کرده بودند که با رحلت آن حضرت دینش نیز رحلت خواهد کرد، نمی دانستند خدا دختری به پیامبرش عطا فرمود که نسل مبارکش دنیا را فرا خواهد گرفت. با اینکه ستمگران تاریخ فرزندان فاطمه را گروه گروه می کشتند و در لای دیوارها می نهادند، اما به برکت این کوثر، خداوند چنان کثرت و عنایتی به پیامبرش فرمود که اکنون فرزندان فاطمه در جای جای عالم حضور دارند. و این، فقط داستان نسل رسمی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است ؛ و الا اگر فرزندان معنوی آن حضرت را نیز در نظر آوریم، در حال حاضر هر جا فریادی بر علیه ستمگران در عالم بلند است ؛ هر جا مرگ بر استکبار گفته می شود ؛ هر جا بر علیه سقیفه – که امروز شامل همه مستکبران می شود – شعاری هست و هر کجا پرچم آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به آتش کشیده می شود، بی تردید جلوه ای از مبارزه فاطمی آنجا تجلی کرده و پرتوی از نسل معنوی زهرایی در وجود انسان ها رخ نموده است.
..... و آن گاه که خدا به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود : «ما به تو کوثر دادیم» چه کسی می دانست که 14 قرن بعد، فرزندی از تبار پاک فاطمه به نام خمینی کبیر رایت مبارزه فاطمی را بر دست گرفته و چنان به مستکبران عالم سیلی خواهد زد که برق آن چشم آنها را کور خواهد کرد ! و طرفه آن که این فرزند فاطمی در همان سالروز میلاد خجسته مادرش فاطمه به دنیا می آید !
.... و روزی همه عالم خصوصاً زنان درخواهند یافت که معنای «ما به تو کوثر دادیم» چیست. آنان سرانجام خواهند فهمید که شخصیت، حقوق، حرمت و عظمت زن تنها در سایه سار شخصیت فاطمه بر ایشان رقم خواهد خورد و جویباری از این کوثر زلال و حیات بخش کام آنان را نیز شیرین خواهد ساخت. اگر «روز زن» از این زاویه نگریسته شود، آن گاه زنان عالم بلکه همه دنیا عکسی از تصویر بزرگ «ما به تو کوثر دادیم» را در قلب خویش به نظاره خواهند نشست و از اینکه خدا به آنان فاطمه عطا کرده و الگوی انسان شدن و انسان زیستن بخشیده، بر خود خواهند بالید ؛ و آن روز قطعاً دور نیست و دیر نخواهد بود ؛ آری با ظهور فرزندش مهدی موعود، این وعده به زودی محقق خواهد شد و ان حضرت با افتخار این که «اسو هاش فاطمه است» جهان را به گلستانی عطرآگین از فضیلت، کرامت، عدالت و سعادت برای انسان ها تبدیل خواهد کرد.
ان شاء الله
منبع: وب سایت شخصی علیرضا بکایی
/ف.م214
«ما به تو فاطمه دادیم »، یعنی :
- تو را در حفظ و نگهداری آن ؛
در پیروزی و استحکام آن
و در بسط و صدور آن یاری کردیم.
یعنی :
در حفظ سلسله بزرگ همه پیامبران تاریخ و حفظ اهداف و دستاوردهای آن عنایت خاص روا داشتیم.
یعنی :
اسلام را از خطر بزرگ سقیفه نجات دادیم ؛ خط اسلام ناب را از اسلام ابوسفیانی و اموی جدا کردیم.
یعنی :
استمرار خط نبوت و تداوم مسیر رسالت را تضمین کردیم، زیرا این امر جز با تحقق خط امامت و ولایت اهل بیت امکان پذیر نبود ؛ و فاطمه – که سلام بی کران حق بر او باد – جان علی و امامت علی را از گزند خطرات مصون داشت.
او بود که بر علیه سقیفه فریاد زد ؛ روشنگری کرد ؛ قیام نمود ؛ احتجاج و استدلال کرد و تا پایان تاریخ اثبات کرد خط مستقیم الهی تنها و تنها با ولایت علی و آل علی تامین و تضمین می شود. اکنون بعد از 14 قرن و هر چه بیش تر هم که بگذرد، هیچ کس حق ندارد در بطلان خط سقیفه و حقانیت ولایت علوی تردید کند ؛ زیرا فاطمه را می بیند که در متن تاریخ ایستاد و بر علیه سقیفه موضع گرفته است ؛ و چون موضع او موضع پیامبر و خداست (چنان که بارها پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : خشنودی فاطمه خشنودی من است و ان نیز خشنودی خداست ؛ و نارضایتی فاطمه نارضایتی من و خداست)، پس خط سقیفه قطعاً باطل است.
«ما به تو فاطمه دادیم» یعنی حجت را بر همگان تمام کردیم. یعنی اعلام کردیم طرف حق طرفی است که فاطمه آنجا ایستاده است. آنجا که فاطمه ایستاده، نبوت و رسالت و هدایت و سعادت نیز همان جاست. حتی اگر فاطمه فریاد نیز نمی زد و قیام هم نمی کرد، همان صرف وجود و حضورش کافی بود که همگان حق را تشخیص دهند و بدان سو روند.
در روز قیامت کسانی رو سپید و اهل نجات خواهند بود که اکنون با فاطمه و در طرف فاطمه ایستاده اند. در آن روز نیز حجت خواهند داشت و خواهند گفت : خداوندا ! فاطمه در دنیا عطیه پیامبر تو بود ؛ و پاره تن و قلب و روح او ؛ پس ما که در کنار فاطمه بودیم در حقیقت در کنار پیامبر تو و با اسلام حقیقی بوده ایم.
اما آنان که در این دنیا راه خود را از فاطمه جدا کنند و ننگرند که او از چه کسی – یعنی علی – حمایت کرد و از ولایت و حق حاکمیت او دفاع نمود، در قیامت چه حجتی خواهند داشت ؟
شاید عده ای بگویند : ما فاطمه را دوست داریم و همین کافی است که ما طرفدار او باشیم.
اما اینان باید بدانند «طرفدار» یعنی «طرف او را داشتن» ؛ «در طرف او بودن» و این یعنی در طرف مقابل او قرار داشتن.
چه گونه ممکن است کسی بگوید : من طرف فاطمه هستم اما طرف مقابل او و طرف کسانی که فاطمه آنان را نفرین کرد، قرار بگیرند ؟!
چه گونه ممکن است کسانی بگویند ما فاطمه را دوست داریم، اما مواضع سیاسی اورا قبول نداریم ؟!
آری، خدا به پیامبرش فاطمه داد و در حقیقت استمرار دین او را تضمین کرد. اگر او در قرآنش فرموده : «ما خود قرآن را نازل کردیم و خود نیز آن را حفظ می کنیم » (سوره، آیه) در واقع به وسیله فاطمه این امر را تحقق بخشید. آیا با وجود بنی امیه نام و نشانی از اسلام و قرآن باقی می ماند ؟ و چه کسی از همان نخست انحراف، مقابل بنی امیه ایستاد، جز فاطمه ؟
راستی اگر مسلمانان دنیا می دانستند این اسلام و قرآنی که در دست آنان است، به برکت فاطمه و فداکاری او به آنان رسیده، قدر حضرتش را بیشتر می دانستند و حرمت او را زیباتر پاس می داشتند. اگر عده ای – همچون وهابیت مزدور و سلفی های خبیث – گاه در شهید شدن فاطمه تشکیک می کنند ؛ گاه در عصمتش و گاه نیز چون و چرا می کنند چرا دو ماه فاطمیهمی گیرید و عزای زهرا را بر پا می کنید، چنان چه غافل باشند نمی فهمند همین اسلام که از آن دم می زنند به برکت دخت گران قدر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به آنان رسیده است ؛ و بنابراین باید همیشه در عزای او گریست، چرا که او از هستی خود در راه اسلام گذشت. و اگر متعمداً چنین می گویند، بدانند که در مقابل اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده اند.
اگر خداوند در قرآنش به پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : «و رفعنا لک ذکرک» : ماییم که نام تو را رفعت و عزت بخشیدیم و جاودانه گشته ای ؛ به حقیقت سوگند که این امر از فداکاری فاطمه نشات می گیرد، زیرا اگر فاطمه نبود و فداکاری نمی کرد اکنون دیگر حتی نامی از اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله در روزگار برجای نبود.
و اگر خداوند فرمود : «ما به تو فاطمه دادیم» ؛ یعنی : نسل تو را از طریق همین یک دختر در همه عالم منتشر کرده و گسترانیدیم. دشمنانی که به پسر نداشتن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دل خوش کرده بودند که با رحلت آن حضرت دینش نیز رحلت خواهد کرد، نمی دانستند خدا دختری به پیامبرش عطا فرمود که نسل مبارکش دنیا را فرا خواهد گرفت. با اینکه ستمگران تاریخ فرزندان فاطمه را گروه گروه می کشتند و در لای دیوارها می نهادند، اما به برکت این کوثر، خداوند چنان کثرت و عنایتی به پیامبرش فرمود که اکنون فرزندان فاطمه در جای جای عالم حضور دارند. و این، فقط داستان نسل رسمی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است ؛ و الا اگر فرزندان معنوی آن حضرت را نیز در نظر آوریم، در حال حاضر هر جا فریادی بر علیه ستمگران در عالم بلند است ؛ هر جا مرگ بر استکبار گفته می شود ؛ هر جا بر علیه سقیفه – که امروز شامل همه مستکبران می شود – شعاری هست و هر کجا پرچم آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به آتش کشیده می شود، بی تردید جلوه ای از مبارزه فاطمی آنجا تجلی کرده و پرتوی از نسل معنوی زهرایی در وجود انسان ها رخ نموده است.
..... و آن گاه که خدا به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود : «ما به تو کوثر دادیم» چه کسی می دانست که 14 قرن بعد، فرزندی از تبار پاک فاطمه به نام خمینی کبیر رایت مبارزه فاطمی را بر دست گرفته و چنان به مستکبران عالم سیلی خواهد زد که برق آن چشم آنها را کور خواهد کرد ! و طرفه آن که این فرزند فاطمی در همان سالروز میلاد خجسته مادرش فاطمه به دنیا می آید !
.... و روزی همه عالم خصوصاً زنان درخواهند یافت که معنای «ما به تو کوثر دادیم» چیست. آنان سرانجام خواهند فهمید که شخصیت، حقوق، حرمت و عظمت زن تنها در سایه سار شخصیت فاطمه بر ایشان رقم خواهد خورد و جویباری از این کوثر زلال و حیات بخش کام آنان را نیز شیرین خواهد ساخت. اگر «روز زن» از این زاویه نگریسته شود، آن گاه زنان عالم بلکه همه دنیا عکسی از تصویر بزرگ «ما به تو کوثر دادیم» را در قلب خویش به نظاره خواهند نشست و از اینکه خدا به آنان فاطمه عطا کرده و الگوی انسان شدن و انسان زیستن بخشیده، بر خود خواهند بالید ؛ و آن روز قطعاً دور نیست و دیر نخواهد بود ؛ آری با ظهور فرزندش مهدی موعود، این وعده به زودی محقق خواهد شد و ان حضرت با افتخار این که «اسو هاش فاطمه است» جهان را به گلستانی عطرآگین از فضیلت، کرامت، عدالت و سعادت برای انسان ها تبدیل خواهد کرد.
ان شاء الله
منبع: وب سایت شخصی علیرضا بکایی
/ف.م214