حجت الاسلام شجاعی: نتیجۀ هرکاری به ما خواهد رسید
وارث: مراسم شب بیستم ماه مبارک رمضان در حسینیه فاطمیون با سخنرانی حجت الاسلام شجاعی و با مادحین حاج عزیز اسماعیلی و سید صادق مرعشی برگزار شد.
در ادامه خبر متن سخنرانی حجت الاسلام شجاعی را می خوانید:
روح ما بین عقل و نفس است. روح اگر ترقی کند و از الهام نفس ملحمه "وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا" به تمام معنا نکات خاصی برای انسان است که سیر عقلی در متابعت از الهام نفس ملحمه است، نفس مانند عقل چهار درجه دارد در شب های گذشته از نفس اماره به سوء و نفس ملهمه( که نفس مسمئه هم بیان می کنند.) نکاتی عرض کردم.
نکته دیگر که بیان کردم این بود که پایه نفس اماره به سوء شهوت است و شهوت برابر با عقل است. مَلَک عقل است و حیوان شهوت است. انسان عقل و شهوت دارد اگر عقلش بر شهوتش تسلط یابد از ملائک نیز بالاتر می رود. اما اگر نفس فرمانده شد. نفس اماره به سوء او را از مادون خودش (حیوان) نیز پایین تر می برد.
یکی از فراز های نفس، نفس لوامه است. این نفس، نفس ملامت کننده است و ما با این نفس در منابع تربیتی علمی اسلام با دانشگاه های جهان اختلاف داریم. در مسئله نفس لوامه به عنوان مبنای خاص که در باطن بشر به انسان الهام خوبی ها و سرزنش از بدی ها می کند.
در مسئله مربوط به اصول خاص الهامات شیطان به بدی الهام می کند و به قرآن دستور می دهد که از او دوری کنید. نفس اماره به سوء و همچنین مسائلی که به شهوت و خصوصیات قبلی بحث کردم. اما الهام نفس لوامه کشنده است. آنقدر این نفس عجیب است که دو کار را انجام می دهد. پایه گروهی که به مثال قرآن می گویند: "الهی العفو نفس لوامه" است. یعنی نفس لوامه می گوید: مال مردم را خوردی امشب برو در خانه خدا "الهی العفو" بگو و این الهی العفو ها که شب گذشته در سراسر ایران بلند بود محصول نفس لوامه است.
قرآن می فرماید: " لا أقسم بيوم القيامة" این "لا " لا نفی است و این لا نفی؛ به معنای اثبات است و این که می گویی قسم نمی خورم به روز قیامت؛ یعنی قسم می خورم به روز قیامت و معنایش این است که " لا أقسم بيوم القيامة: قسم می خورم به روز قیامت" در عالم قیامت به تمام اعمال ما رسیدگی می شود و این بیان قرآن محترم است که در عالم قیامت تمام اعمال شما بررسی می شود و اگر به اندازه دانه خرمایی حقی بر گردنتان باشد باید بدهید و اگر به کسی تجاوزی کردید باید سزای کارتان را ببینید. نفس لوامه خیلی عجیب است و کسی را آزاد نمی گذارد.
ما زیر دوربین نظام قرار داریم و نتیجه هر کاری به ما خواهد رسید.
مسئله مربوط به وجدان که امروزه به نام وجدان اخلاقی است، همه حال در انسان وجود دارد منتهی گاهی ممکن است. دچار سرگرمی های خاص باشیم و کاری از نفس لوامه بر نمی آید اما زمانی که پیر شدیم وقتش رسیده است.
نفس لوامه و یا همان وجدان اخلاقی که ما را به استرزا وادار می کند و یا گاهی من را به توبه وادار می کند. آنقدر به من فشار می آورد تا مرضی در من ایجاد کند تا اینکه بشر را می کشد و قبل از مرگ او را از بین می برد و اگر گناهی کرده است. نفس لوامه او را توبیخ و سرزنش می کند و او را از راهی که رفته است به توبه باز می دارد. مطمئن باشید از ضربه نفس لوامه راحت نمی شوید و دوام در باطن الهام می کند و حتی امکان ندارد بگذارد کسی در این زندگی آزاد و آرام باشد.
حجاج ابن یوسف، صد بیست هزار نفر را در دوران حکومتش سر زد و زمانی که سر کسی را می زد اشتهای عجیبی به غذا پیدا می کرد. او قنبر غلام امیرالمومنین علیه السلام را کشت و خیلی از رجال دوستدار امیر المومنین علیه السلام را به شهادت رساند. سعید ابن جبیر فرد عاشق و دلباخته امیرالمومنین علیه السلام آخرین کسی بود که به دست او کشته شد.
زمانی که سر بریده سعید ابن جبیر را مقابل حجاج گذاشتند. حجاج دید لبان او می گوید :"لا اله الا الله " اما برخی دیگر می گویند: سعید ابن جبیر سه مرتبه "الله اکبر" گفت و همان لحظه وجدانش شروع کرد و یکی در باطن حجاج گفت نامرد مگر او چه کار کرده بود.
حجاج با خودش گفت: مگر سعید ابن جبیر با من چه کرده بود حتی زمانی که خواب بود از خواب می پرید و می گفت: سعید ابن جبیر. سال آخر یک نفر از اطرافیانش به او گفت تو خلیفه عادلی هستی حالا که از این دنیا نجات پیدا کنی اول راحتی تو است. حجاج گفت: احمق من صد و بیست هزار دوست امیرالمومین علیه السلام را کشته ام و تو به من می گویی عادل؟ من عادل هستم؟ من می گویم کاری کنید از این درد نجات پیدا کنم. طبیب آوردند: و طبیب پس از معاینه گفت بدنش از درون پر عقرب شده است.