حاج منصور ارضی: تشکر در اعمال و رفتار ثابت میشود نه با زبان
باور کنیم در نعمتهای خداوند و مخصوصاً نعمت هایی که از خون شهدا به ما رسیده شکرگزار نبودیم و حالا کاسه چه کنم، چه کنم دردست گرفته ایم.
وارث: بیانات حاج منصور ارضی در زیارت عاشورا مورخ بیست و ششم مرداد ماه 1395 حسینیه لباس فروشان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
از شر اخلاق ناپسند خود به خدا پناه ببریم.
حقیقت پناه بردن به خدا از اخلاق و اعمال و رفتار خودمان در ارتباط با خانواده و جامعه تفسیر میشود. واقعاً به این شکل به خداوند پناه ببرید "أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ" و یا "اَعُوذُبِکَ یا عَظیمُ مِنْ شَرِّ خَلْقِکَ جَمیعاً" . یک وقت پناه بردن به خدا از اخلاقیات خودمان است، چطور معلوم میشود؟!در دعای هشتم صحیفه حضرت سجاد علیه السلام سوء اخلاق و مذام الافعال ما به چشم میخورد، همانگونه که ایشان به این موضوع اشاره میفرمایند:
" کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الْاسْتِعَاذَةِ مِنَ الْمَکَارِهِ وَ سَیِّئِ الْأَخْلَاقِ وَ مَذَامِّ الْأَفْعَالِ " ؛ نیایش در پناه جستن به خدا از ناملایمات و اخلاق ناستوده و کردارهاى ناپسندیده .
در ادامه این مناجات به صفات کسی که ناسپاس است پرداختیم و چند صفت بیان شد، امروز به چند مورد دیگر میپردازیم از امام صادق علیه السلام سوال شد آیا شکر حدّى دارد که وقتى بنده انجام داد سپاسگزارى محسوب شود؟ (یعنی ما باید بدانیم که شکر میزان، حد و اندازه دارد) امام فرمودند: آری
سائل گفت: آن حدّ چیست؟
امام فرمودند: خـدا را بر هر نـعمتى کـه به او داده، چـه در مال یـا خـانواده، ستایش کند و اگر به نـعمت مالى، حقّى تعلق گرفته، آن را ادا کـند.
تشکر در اعمال و رفتار ثابت میشود نه با زبان
حال نگاه کنید؛ خداوند به شما بچه داده ، خداوند به شما مال و رزق داده این باید شکر شود. البته در دعای عافیت که جبرائیل برای رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان بیماری حسنین آوردند که در مفاتیح روایت شده "اِلهى کلَّما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ نِعْمَةً قَلَّ لَک عِنْدَها شُکرى .... قَلَّ لَک عِنْدَها صَبْرى فیامَنْ قَلَّ شُکرى عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ یحْرِمْنى" خدایا هراندازه نعمت به من دهى شکر من در برابرش اندک است و هرگاه مبتلایم گردانى به بلایى اندک است در برابر آن شکیبایى من، پس اى کسى که اندک است شکرم در برابر نعمتهایش ولى او محرومم نگرداند. ببینید نکته را متوجه شدید میفرماید من شکر را کم کردم ولی مرا از نعمت محروم نساختی! پس متوجه شدیم.
یک وقت این نعمات از سوی ولی نعمت میرسد این نعمت شکر دارد یک وقت این ولی نعمت تقلیل میرود و میرسد به مرجع تقلید و یا ولی فقیه باز هم باید شکر کنی، اما الان هم میرسیم به خدمت امام رضا علیه السلام که ولی نعمت ماست طبق زیارت نامه اش هم ما شکرگزار او نیستیم " تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ" و یا همانگونه که در دعای امین الله و جامعه کبیره به آن اعتراف میکنیم، این تشکرها باید عملی باشد و با زبان کامل نیست.
باخود صادق باشیم، اول به خود انتقاد کنیم سپس به سراغ دیگران برویم.
باور کنیم در نعمتهای خداوند و مخصوصاً نعمت هایی که از خون شهدا به ما رسیده شکرگزار نبودیم و حالا کاسه چه کنم، چه کنم دردست گرفته ایم. بله وقتی که دستمان تنگ میشود شروع به انتقاد از دولت، میکنیم یا فضایی برای انتقاد از دیگران ایجاد میکنیم، اول باید از خود شروع کنی سپس به سراغ دیگران یا دولت بروی ، بله ما از دولت انتقاد میکنیم ناکار آمدی از دولت دیده ایم اما این انتقاد برخودمان وارد است که شکر نعمتهای قبل را به جا آوردیم.
خدا لعنت کند راهزنان راه معروف و نیکی را...
امام سجادعلیه السلام در "رسالة الحقوق" میفرماید: حق کسی که صاحب نیکی بر توست، این است که سپاسگزار او باشی و کار نیک او را یاد کنی و خالصانه بین خود و خدایت در حق او دعا کنی و گفتار نیک درباره او داشته باشی، اگر چنین کنی در نهان و آشکار او را سپاس گفته ای و اگر هم روزی قدرت بر جبران داشته باشی، نیکی او را جبران کنی. یک دوستت که به تو قرضی داده و تو نمیتوانی دین او را پرداخت کنی لااقل بلندشو و برای او دعا کن ، با خداوند مناجات کن! ولی ما اینکار را نمیکنیم بلکه گله مند هم هستیم.
از امام صادق علیه السلام روایت است: "لَعَنَ اللّهُ قاطِعی سَبیلِ المعروف، وَ هُو الرّجلُ یُصْنَعُ الیه المعروفُ فَتُکَفِّرهُ، فَیَمْنَعُ صاحِبَهُ مِنْ ان یَصْنَعَ ذلک اِلی غیره" خدا لعنت کند راه زنان راه معروف و نیکی را، راه زن خیر کسی است که به او خوبی میشود و او ناسپاسی و کفران میکند، در نتیجه آن نیکوکار را مانع از آن میشود که به دیگری نیکی کند. یک وقت هم برای کسی کاری میکنی و قرض الحسنه برای او درست میکنی اما طرف قرض الحسنه را پرداخت نمیکند، یعنی هم آبرو و هم پول را به خطر میاندازی، خب آن خیّر هم میگوید دیگر من کار خیر برای کسی انجام نمیدهم. هرچند این بهانه است اما شما قرض را بدون امید به برگشت بدهید تا راحت باشی، همیشه از پول حلال در راه حلال قرض دهید.
منبع: قدیم الاحسان
/1102001307