حجت الاسلام شریف: فلاح و رستگاری در گرو تبعیت از اهل بیت(ع)است+گزارش تصویری
وارث: مراسم شب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام شیخ مهدی شریف و شعرخوانی صابر خراسانی و مداحی حاج حسین سیب سرخی، حاج ناصر آئینی و حاج محسن فتاحیان در هیئت روضة العباس(ع) برگزار شد.
در ادامه متن سخنرانی حجت الاسلام شیخ مهدی شریف را می خوانید:

فلاح و رستگاری در گرو تبعیت از اهل بیت(ع)
فلاح و رستگاری در گرو تبعیت و موالات نسبت به اهل بیت علیهم السلام است. هر جا ما دچار سعادت و خوشبختی شدیم اگر بررسی کنیم می بینیم به جهت حرکت در مسیر اهل بیت علیهم السلام بوده است. هر جا چه در بُعد فردی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی و ... دچار نقصان و بدبختی شدیم ریشه اش در دور شدن از اهل بیت علیهم السلام و آموزه های ایشان است. به عنوان مثال وضعیت جامعه را نگاه کنید، چرا در بعضی بانک ها دچار فضای ربا شدیم؟ چرا پول های ما شبهه ناک شده است؟ چون از روش اهل بیت علیهم السلام دور شده ایم. به فضای آموزشی نگاه کنید. در فضای اجتماعی و خانوادگی نگاه می کنیم همین کیفیت را می بینیم، به جهت نشناختن روش اهل بیت علیهم السلام است. چرا مبغوض ترین حلال نزد خدا که طلاق است این قدر قبحش ریخته شده و متاسفانه جشن طلاق را می بینیم؟
چرا مرد نمی تواند درست با همسرش برخورد کند؟ چرا ارباب با رعیتش نمی تواند درست برخورد کند؟ هر جا ما دچار فساد شدیم به جهت دوری از روش و منش اهل بیت علیهم السلام بود. امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره فرمود: بِمُوالاتِكُمْ عَلّمنا اللّهُ مَعالِمُ دينِنا و أصْلَحَ ما كانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيانا؛
ما اگر اهل موالات با اهل بیت علیهم السلام شویم و پی در پی دنبال آنها بیاییم دو اتفاق در زندگی ما می افتد؛ اتفاق اول: هر مطلبی از امور دینی احتیاج داشته باشیم اهل بیت علهیم السلام واسطه می شوند و خدا به ما می آموزد. اگر اهل موالات با اهل بیت علیهم السلام شدیم فسادهای دنیایی ما حل خواهد شد.
یکی از شاخصه های زیبای رفتاری امام کاظم(ع)
می خواهم یکی از شاخصه های اخلاقی امام موسی کاظم علیه السلام را بیان کنم. خود حضرت تعبیر عجیبی دارند: اگر اهل محاسبه امور خودتان در هر روز نباشید خودتان را جزو ما حساب نکنید. کسی می تواند بگوید من همراه موسی بن جعفر علیه السلام هستم که هر روز به حساب خودش برسد و نگاه کند اگر اعمال خوب انجام داده خدا را شکر کند و اگر گناهی مرتب شده استغفار کند. در کلام دیگری حضرت می فرماید: وَ لا تَستَقِلّوا قَلیلَ الذُّنوبِ، فَاِنَّ قَلیلَ الذُّنُوبِ یَجتَمِعُ حَتّی یَکُونَ کَثیرًا1؛ مبادا گناهان کم را هم اندک به حساب نیاورید؛ چرا که گناهان اندک جمع می شوند، تا آن که گناه بزرگ و بسیار می گردند.
یکی از زیباترین شاخصه های رفتاری امام موسی بن جعفر علیه السلام بحث رفتار ایشان با کسانی بود که آنها را دوست نداشتند یا قبول نداشتند. با مخالفین و افراد خطاکار و منتقدین چطور باید رفتار کرد؟ اگر کسی به ما توهین کرد چطور باید با او برخورد کنیم؟
مرحوم علامه مجلسی در جلد 48 بحارالانوار روایتی از "الخرائج و الجرائح" قطب راوندی نقل می کند، که این کتاب از کتب بسیار ارزشمند ماست. هرجا دنبال مقامات نورانی اهل بیت علیهم السلام باشیم دو کتاب به کار ما می آید: "بصائرالدرجات" و "الخرائج و الجرائح". قطب راوندی از بزرگان و علمای شیعه است؛ فقیه، متکلم، فیلسوف و مفسر و یک دانشمند جامع الاطراف بوده است.
مرحوم مجلسی نقل می کند که در مدینه یکی از نوادگان عمربن خطاب زندگی می کرده است. این فرد هر وقت آقا موسی بن جعفر علیه السلام را میدید سه کار انجام می داد: 1- به ایشان دشنام میداد. 2- آقا را اذیت می کرد. 3- به وجود مبارک امیرالمومنین علیه السلام دشنام میداد. البته در یک برهه ای جسارت به امیرالمومنین علیه السلام عادی شده بود.
این کار همیشگی او شده بود، اصحاب به آقا گفتند: اجازه بدهید او را بکشیم او به شما و جدّ شما توهین می کند. حضرت فرمود: نه کاری نکنید. مدتی گذشت، آقا فرمود: جای آن شخصی که از نسل عمر است، کجاست؟ اصحاب خوشحال شدند و گفتند: بیرون شهر در مزرعه است. بعضی ها گمان می کنند به این جهت به آقا "کاظم" می گفتند چون خشم خودش را فرومی خورده، اما غافلند از اینکه امام و حجت خدا اختیار عالم را دارد و مظهر پوشش خشم خداست، به ظهور رساننده این جمله است: یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبهُ2؛
امام کاظم علیه السلام رحمت خدا را بروز می دهد، لذا امام رضا علیه السلام فرمود: قبر پدرم در بغداد امان است برای مردم بغداد؛ چون خشم را فرو می برد. حضرت و اصحاب با مرکب به سمت مزرعه شخص عمری حرک تکردند، معمولا از راهی عبور می کنند تا محصولات کشاورز آسیب نبیند اما حضرت از میان مزرعه و محصولات حرکت کردند و به فریادهای شخص عمری توجه نکردند. بعد از آن کنار ایشان نشستند و فرمودند: چه خبر؟ او همانطور مات و مبهوت مانده بود که من این همه به او دشنام داده ام و او از حال من جویا می شود. حضرت فرمود: درآمدت از زمین کشاورزی حدودا چقدر است؟ چقدر به تو ضرر زدیم؟ آن شخص گفت مثلا این مقدار. حضرت کیسه ای به او داد و فرمود: این پول کشتت و این هم ضرری که به تو زدیم و خداوند آنچه را که امید برداشت از این مزرعه داری به تو بدهد.
اصحاب خیلی ناراحت شدند از اینکه حضرت به او پول داد. مسجدهای آن زمان تیم کشی بوده و هر کس با یاران خودش در گوشه ای جمع می شده، هر کس با یار و آقای خودش می نشسته. آن فرد عمری هم با یاران و هم مسلکان خودش نشسته بود و به محض اینکه آقا به مسجد آمدند از جای خود بلند شد و احترام ویژه ای به امام کاظم علیه السلام کرد. یارانش خیلی ناراحت شدند و او را کتک زدند، اما او پاسخ داد: شما ایشان را نمی شناسید. آیا ما می توانیم به خاطر آقا موسی بن جعفر علیه السلام بگذریم و اینطور برخورد کنیم؟
ما هم به آقا موسی بن جعفر علیه السلام، به دخترش حضرت معصومه سلام الله علیها و پسرش آقا علی بن موسی الرضا قول دهیم، با یکدیگر مهربان تر برخورد کنیم، همانطور که آنها ستارالعیوب هستند ما هم همانطور شویم. در زیارت عاشورا می خوانیم: انی سلم لمن سالمکم؛ حسین جان من دوستم با هر کسی که با شما دوست است. وقتی پرونده اعمالم را بررسی می کنم می بینم با هر کس که خرده حساب دارم یا از دست آنها دلخور هستم دوست امام حسین علیه السلام است، پس چطور می خواهم به چشمان آقا نگاه کنم، شاید این دنیا چشمم ناپاک است و آقا را نمبینم اما موقع مردن یا آن طرف که حتما آقا را می بینم، نکند شرمنده آقا شوم!
اهل بیت(ع)؛ مظهر رحمت خداوند
ما باید طوری برخورد کنیم که شرمنده اهل بیت علیهم السلام نشویم. اهل بیت علیهم السلام ما مظهر رحمت خداوند هستند، آبروخر بوده اند و آبروبر نبوده اند. قضیه بُشر را شما بهتر از من می دانید. روزی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از کوچه ای که خانه «بُشر» در آن بود عبور میفرمود، موقعی که به در خانه «بشر» رسید اتفاقا در باز شد و یکی از کنیزکان بشر از خانه بیرون آمد کنیز حضرت را شناخت و آن حضرت هم میدانست که این خانه ی بشر است از کنیز سئوال فرمود: آقای تو آزاد است یا بنده؟
پاسخ داد: آزاد است. فرمود: بله اگر بنده بود این اوضاعش نبود و از آقای خود اطاعت می کرد. کنیز به منزل برگشت و ماجرا را برای بُشر شرح داد. بُشر پابرهنه از خانه بیرون آمد و به پای آقا افتاد و توبه کرد و گفت: از حالا به بعد آزادگی را نمی خواهم. آقا به محض توبه کردنش، توبه او را پذیرفت و نه نیاورد. او هم به پاس اینکه امام توبه اش را پذیرفته بود تا آخر عمر پابرهنه بود و به "بُشرحافی" یعنی پابرهنه معروف شد. ما هم ببخشیم و نگذاریم شخصیت شخص خرد شود.
پرهیز محبین اهل بیت(ع) از دو کار
امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که دوستدار ما اهل بیت است به خاطر ما دو کار انجام ندهد، قمار نکند و شراب نخورد. چون در مجلسی که یزید اسرا را آورده بود در کنار سر مطهر سیدالشهدا علیه السلام هم قمار زد و هم ته مانده شرابش را در ظرفی که سر مبارک ایشان بود ریخت. نمی شود به خاطر حرف دکتر هر کاری را انجام داد و نمی شود حرف خدا را زیر سوال برد. زنی از جایی بسیار دور نزد امام صادق علیه السلام آمد و گفت: من دینم را از شما گرفته ام و سوالاتم را باید از شما بپرسم، دکتر گفته به خاطر بیماری ام باید شراب بنوشم شما اجازه می دهید؟ حضرت فرمود: مگر نمی دانی شراب نجس و خوردن آن حرام است.
ماجرای همسایۀ شراب خوار
امام رضا علیه السلام دوستی به نام ابراهیم بن ابی البلاد3 داشتند. در کتاب های علم رجال حدیث گفته شده است این آقا ثقه است یعنی هر حرفی بزند، درست است. اشتباه در نقل حدیثشان نیست.
در قرن ششم عالمی به نام ابن حمزه طوسی4 داریم. کتابی به «الثاقب فی المناقب» نام دارد. ابن حمزه طوسی در این کتاب می گوید ابراهیم بن ابی البلاد نقل می کند: «کان لی جار یشرب الخمر و سکر و ینتهک الله.» همسایه ای داشتم که شراب می خورد و مست می شد و هتک حرمت می کرد. وقتی با او حرف می زدیم و می پرسیدیم چه دینی داری که شراب می خوری؟ می گفت من دوستدار علی بن موسی الرضا علیه السلام هستم. ابراهیم می گفت این دیگر مرا آتش زد. گفتم پیش امام رضا می روم و یک دستخط از او می گیرم و این فرد را بدبخت می کنم. یک نامه نوشت و خدمت آقا رفت. وقتی برگشت دید امام رضا علیه السلام چیزی نوشته اند که او آتش گرفت. نوشت: آقای ابراهیم، محب علی بن ابی طالب علیه السلام، یک پایش می لغزد ولی پای دیگرش او را نگه می دارد و برمی گرداند؛ یعنی توبه می کند. من دیگر عصبانی شدم. گفتم من نامه نوشتم که این را بدبختش کنیم، ولی انگار آقا به ما بدل زد. با خودم کلنجار رفتم که من که کوتاه نمی آیم باید او را بدبخت کنم.
همین طور که در فکر بودم که چه کار کنم، دیدم چند روز بعد نامه ای از آقا آمد. در نامه نوشته بود آقای ابراهیم اگر می شود این اقلام را برای من تهیه کنید و بفرستید. نگاهی به لیست انداختم و تخمین زدم که هزینه اش شصت دینار می شود. پیش خودم گفتم اولا که من شصت دینار ندارم ثانیاً ما با امام رضا علیه السلام حساب و کتاب مالی نداریم. ما تاحالا نه از ایشان پول قرض کرده بودیم و نه پولی قرض داده بودیم. همه غرها را زدم. گفتم بالاخره امام رضا علیه السلام چیزی از ما خواسته است، بیاییم یک فکری کنیم. در همین فکرها بودم که در خانه را زدند.
در اوج اعصاب خردی از دو جانب، دید همسایۀ مستش پشت در است. گفت تو دیگر چه می خواهی؟ گفت: چیزی نمی خواهم. فقط یک امانتی آورده ایم. این را به امام رضا علیه السلام برسان و بگو در هر راهی دوست دارد خرج کند. گفتم چیست؟ گفت پول است. با کراهت گرفتم و در را محکم کوبیدم. شمردم دیدم شصت دینار است. خرج اقلام حضرت هم شصت دینار بود، این بنده خدا هم شصت دینار به ما داد. خجالت کشیدم. گفتم به خدا قسم این مصداق قول علی بن موسی الرضا علیه السلام است که محب امیرالمومنین علیه السلام، یک پایش می لغزد ولی یک پای دیگرش او را برمی گرداند.
شما یک قدم به سمت علی بن موسی الرضا علیه السلام بردار او هزاران قدم به سمت شما بر میدارد.
پی نوشت:
1- الامالی، ص157.
2- علم الیقین، فیض کاشانی، ج ۱، ص ۵۷.
3- شَیخ نَجَاشِی گفته :إِبْرَاهِیم بن أَبِی الْبِلَادِ نام پدرش یَحْیَی و یا سُلَیْمَان میباشد و او از مَوالیان است، او مردی ادیب بود و از قاریان به شمار میرفت و در حدیث ثقه و مورد اعتماد است و پدرش اَبُو الْبِلَادِ نابینا بود و از رُوات اشعار به شمار میرفت. نام او در جاهای متعددی در مسند الرضا(ع) آمده است.
4- ابن حمزه طوسی، معروف به عماد الدین طوسی، از فقهای امامیه در سده ششم هجری. بعضی او را هم طبقه شاگردانشیخ طوسیدانسته و برخی دوره او را از این هم متأخرتر دانستهاند. کتاب معروف او در فقه «الوسیلة الی نیل الفضیلة» نام دارد و به همین جهت او را صاحب وسیله نیز خواندهاند و چون زندگی او معاصر با شیخ طوسی یا پس از او بوده است، با توجه به جنبه فقاهت او، به ابوجعفر ثانی یا ابوجعفر متأخر مشهور است.