حجت الاسلام قرنی: قله بلند بندگی؛ عبادت بالحب است

کد خبر: 69823
قله بلند بندگی، اوج روزه داری، اوج شب زنده داری هم عبادت بالحب است. خدا فاعل بالحب است و قله بلند بندگی هم عبادت بالحب است؛ یعنی همان عبادتی که امام العارفین امیرالمومنین علیه السلام به پیشگاه ربوبی انجام می داد و عرض می کند: خدایا نه ازترس جهنم تو را عبادت کردم و نه به شوق بهشت، بلکه تو را شناختم شیفته ات شدم و به خاک افتادم.

وارث: مراسم شب چهارم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین قرنی و مناجات خوانی حاج محمد رضا غلامرضازاده در مهدیه تهران برگزار شد.

در ادامه متن سخنرانی حجت الاسلام حسین قرنی را می خوانید:

حجت الاسلام قرنی

فاعلیت خداوند از چه نوعی است؟

گزینه مختار در معنای فطرت، خلقت با کیفیت خاص است یعنی هر موجودی علاوه بر مرتبه ی وجودی اش از یک خصوصیاتی برخوردار است که این خصوصیات در قالب علوم تجربی، از عناصر 108 گانه جدول مندلیف یا عناصر دیگر هر کدام دارای خصوصیات فیزیکی، شیمیایی، میل ترکیبی و مسائلی از این دست هست.


یک تفسیر عارفانه ای در عرفان نظری در موضوع هستی مطرح می شود. یکی از مسائلی که در عرفان نظری مطرح می شود بحثی است تحت عنوان فاعلیت حق تبارک و تعالی. در این موضوع اظهار نظرهای متعددی از ناحیه ارباب نظر مطرح شده است. به عنوان مثال فلاسفه مشّائین و پیروان مکتب ارسطو مثل ابن سینا و فارابی، فاعلیت حق را فاعلیت بالعنایه تفسیر می کنند. فلاسفه اشراقی و پیروان مکتب شهید سهروردی فاعلیت حق را فاعلیت بالتجلی تفسیر می کنند. متکلمین مثل خواجه نصیر طوسی قدس سره قدوسی، این مرد عظیم شیعه که خدمت های بزرگی به مکتب تشیع کرده است، شیعه شدن ایران به برکت خواجه نصیر طوسی و شاگردش علامه حلی بوده است.


ارباب ذوق و حضرات اهل عرفان که متاسفانه این قدر عرفانهای کاذب سردرآورده اند که اصلا عرفان اسلامی را مورد نفرت قرار داده اند و متهم کرده اند. ارباب عرفان ناب در توجیه فاعلیت حق می فرمایند: فاعلیت حق، فاعلیت بالحب است.


معنای فاعلیت

اولا منظور از فاعلیت کارهایی است که خدا در هستی انجام داده، می دهد و خواهد داد. یکی از کارهای خدا خالقیت است، خالق فقط خداست و خالقیت مخصوص خداست، رازقیت برای خداست. رزق فقط روزی جسم و تن نیست، هم تن احتیاج به غذا دارد و هم روح و "من" به اصطلاح فلسفی. بعضی ها انفاق مادی و طعامی دارند و بعضی ها انفاق روحی دارند.


طعام روح علوم الهی و معرفت است. در روایت داریم در آخرالزمان صبح از منزل خارج می شود در حالی که مومن و باایمان است اما شب که برمیگردد کافر است. مثلا فرزندمان وقتی شب به منزل برمیگردد یک چیزهایی می گوید از او می پرسیم: چه چیزی به خوردت داده اند؟ غذای مسموم تن را مسموم می کند اما افکار مسموم روح را از بین می برد و تباه می کند. رزق علم است.

معنای فاعلیت بالحب


فاعلیت خدا در هستی با فرمول محبت پیاده می شود؛ این معنای فاعلیت بالحب است. یعنی در تفسیر عرفانی هستی به هر چیزی نظر کنی تابلویی از محبت می بینی. در این دیدگاه جاذبه ی زمین یک جذبه ی محبت و یک کشش حبی است. من و شما غرق در محبت خدا هستیم. از تفسیر هستی شناسی از نگاه عرفانی همه ی هستی مالامال از محبت است. ما به خاطر جاذبه زمین است که اینجا نشسته ایم، این جاذبه ی عمومی در تفسیر عرفانی، جذبه ی محبت است یعنی شما در محبت غوطه ور هستید! اگر من این را فهمیدم چه کیفی می کنم! آن وقت دعای ابوحمزه را که می خواهنم می فهمم امام سجاد علیه السلام هم همین را می گوید؛ خدایا تو داری به من عشق می ورزی در حالی که به من نیازی نداری، من خودم را غرق در محبت خدا می بینم، قسمتی از دعای ابوحمزه است.


فضیلت انسان به این است که می تواند اینها را بفهمد اما حیوانات نمی فهمند، او نبیند جز به اصطبل و علف، وزکرامت دور ماند و از شرف. الکترونهایی که در هسته مرکزی پروتون و نوترون در گردش هستند یک امر مادی و تجربی است اما در تفسیر عرفانی شوریده های شیدایی هستند که به طواف محبوب مشغولند.


داستان عشق شمع و پروانه از دو نگاه متفاوت

فرق بین ما و عرفا در نگاهی است که آنها به هستی می کنند، در تفسیری است که آنها از هستی می کنند آنها بالعیان مشاهده می کنند. تفسیر امیرالمومنین علیه السلام است: ای انسان تو خیال میکنی همین عالم جسم هستی، تو عالم کبیر هستی، همه ی هستی در وجود توست، ملک و ملکوت در کُنه آدمی به هم گره خورده مهم این است که آنرا بشناسی.


برای اینکه تفاوت مشّائین و عرفان را متوجه شوید مثالی برایتان می زنم. در ادبیات و نقاشی چرخش پروانه دور شمع و سوختن آن سمبل شوریدگی، عشق و عاشقی است. ابوعلی سینا به عناون فیلسوف مشّاء درباره علت چرخیدن پروانه می گوید: پروانه یک باصره(بینایی) و یک لامسه دارد. بینایی اش او را به کانون نور می کشد، وقتی نزدیک می شود لامسه اش از حرارت شمع متاثر می شود و فرار می کند، دو مرتبه بینایی اش او را به کانون نور میکشد و دوباره لامسه اش حساس می شود. علتش این است که پروانه حس مشترک ندارد. حس مشترک یعنی حوضچه ای که حواس در ارتباط با هم هستند و محل آن بصل النخاع است، جایی است که لامسه با باصره ارتباط برقرار می کند. من و شما می فهمیم آنچه نورافشانی میکند همان هم می سوزاند، اما ما این را می فهمیم و پروانه آن را نمی فهمد.


اما عارف می گوید: پروانه و حرکتش دور شمع یک حرکت عاشقانه و عارفانه است، پروانه قربانی عشق است. اما فیلسوف می گوید یک حرکت احمقانه است، پروانه قربانی حُمق است.


همین حضرات اهل عرفان می گویند: قله بلند بندگی، اوج روزه داری، اوج شب زنده داری هم عبادت بالحب است. خدا فاعل بالحب است و قله بلند بندگی هم عبادت بالحب است؛ یعنی همان عبادتی که امام العارفین امیرالمومنین علیه السلام به پیشگاه ربوبی انجام می داد و عرض می کند: إلهي ماعبدتُك خوفاً من عقابك و لاطمعاً في ثوابك و لكن وجدتُك أهلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ1؛ یعنی خدایا نه ازترس جهنم تو را عبادت کردم و نه به شوق بهشت، بلکه تو را شناختم شیفته ات شدم و به خاک افتادم.

در ضمیر ما نمی گنجد به غیر دوست کس    هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس


در عبادت چرتکه نینداز!

این می شود عبادت بالحب! یکی از ایراداتی که به عبادت امثال من وارد است این است که مدام دنبال این هستم که فلان عبادت چقدر ثواب دارد، معادله سنجی می کنم تا ثوابش را بسنجم، ولی اوج عبادت این است که تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن، که خواجه خود صفت بنده پروری داند. مدام چرتکه نینداز که چقدر ثواب دارد تو بندگی ات را بکن و واگذار به خدا کن. چرا خودت را ارزان می فروشی؟ تو بندگی ات را کن! روزه ات را بگیر و ثوابش را به خدا بسپار.


این می شود عبادت بالحب، اوج بندگی، قله رفیع بندگی! در ماه رمضان خوش به حال کسانی که اینطور هستند. روزه و شب زنده داری اش اینگونه ارزشمند می شود.

حجت الاسلام قرنی


پی نوشت:


1- بحارالأنوار، ج 41 ، ص 14.