حشمتالله قنبری، پژوهشگر تاریخ اسلام، ۷ خرداد، در برنامه تلویزیونی «هدی» که از شبکه قرآن و معارف سیما پخش شد، به شرح فقراتی از نهجالبلاغه پرداخت که متن آن را در ادامه میخوانید؛
حضرت امیر(ع) به مالک اشتر امر فرمود که وقتی در جایگاه ریاست و مقام خودت نشستی و زمام کار در دست تو قرار گرفت، با مردم یکی شو. از آن طرف معمولاً برای یکی شدن با مقامات، آدم بسیار زیاد است، اما اینکه امام(ع) میگویند تو به آنها نزدیک شو، معلوم میشود منشأ کارآمدی دولت و حکومت و دستگاههای اجرایی در حوزههای مختلف، در گرو چنین روابطی است. لقمان به خاطر اینکه از ریاست فاصله گرفت حکیم شد، اما وقتی حکیم شد و سرچشمههای حکمت از او جوشید، مشاورت داود پیامبر را قبول کرد و داود به سراغ او رفت، بنابراین اینجا امام علی(ع) چنین موضوعی را مطرح میکند که یک وظیفه است؛ یعنی روی آدمهایی که در پی نزدیک شدن به تو نیستند یا خیلی حساب نکن و یا مراوده نداشته باش.
برخیها خودشان را صاحب کشور و خدمتکار مردم میدانند و با سرمایه مردم درس خواندند و وظیفه خود میدانند که خود را ارائه کنند و اینها قابل احترام هستند و امام(ع) توصیه میکند با انسانهای باشخصیت و معتبر ارتباط برقرار کن که اینها افرادی هستند که در بیوتات صالحه رشد کردهاند و از فخامت برخوردارند، ضمن اینکه یک پیشینهای نیز دارند.
نکته دیگر اینکه، انسان مؤدب در یک دستگاه مؤدب تربیت میشود، لذا بار تربیتی امام(ع) در سایه امر به حکومت این است که خانواده مطلوب دین، خانوادهای است که زایشگاه ادب و ناشر تربیت است و قدرت سازندگی و بالندگی برای ارتقای بشر در آن به وجود میآید و این کار، کار خانواده است و اگر خانواده مرتب باشد، همه خصلتها در این خانواده قابلیت استحکام پیدا میکند. از اینرو است که امام صادق(ع) فرمودند بهترین میراثی که از پدران برای فرزندان میتواند به جا بماند، ادب است.
ادب یک محصول لطیفهای است که در درون اخلاق نیز به وجود میآید. در نظام خانواده، این ادعا را همه پدران میکنند و چهبسا یک وقت بچهها حرف و حدیثی دارند و نیازی دارند که دعوایی صورت میگیرد، اما بعد به این نتیجه میرسند که این میراث را برای شما جمع کردیم. وقتی امام صادق(ع) فرمود بالاترین میراث ادب است؛ یعنی همه این سرمایههای مالی را نیز در چارچوب ادب تبدیل به ادب کنید که اگر وارث بیادب داشته باشید، مالش تبدیل به قاتل خود و جامعهاش میشود.
پدر مؤدب، پدری است که به اولاد خود بفهماند هر آنچه دارد، خالصانه در اختیارش قرار گرفته و این را برای اهل خانهاش میخواهد اما اگر ادب وجود نداشته باشد، نماز و خواندن قرآن و زهد و ... ، باطل است و خسارت درست میکند. پدر فاخر و مادر فاخره، مورد احترام و تعظیم اولیای خدا هستند و اینها هستند که طراز اولها را آماده خدمت و قبول مأموریتهای الهی میکنند.
همچنین، هرگز متمول بودن به معنای صالح بودن نیست. در زندگی گذشتگان نگاه کنید؛ بلعم بن باعور و یا فرعون چه شخصیتی داشتند؟ هم متمکن بودند و هم مرجعیت داشتند و هم به جای خاصی بستگی داشتند، اما بیوتات صالحه ارتباطی به غنا و ثروت ندارد و خیلی از خانوادهها از بالاترین تمکن برخوردار هستند، اما برای یک ساعت هم طعم زندگی را درک نمیکنند. توجه کنید که به یکباره یک نفر از روستاهای کرمان پیدا میشود و تبدیل به یکی از شخصیتهای برجسته میشود، اما این مسئله، با طهارت و اخلاص و درآمد حلال به دست میآید.
اگر لقمه پاک و شیر پاک و نفس پاک وجود داشته باشد، امثال حاج قاسم سلیمانی بیرون میآید و این بیت، بیت صالح است. اینجا علم هم ممکن است ایجاد صلاحیت نکند و شما مهمترین اراذل و اوباش را که میبینید، این طور هستند که به مدارج علمی نیز رسیدهاند. این ابزار و آلاتی که موجب میشود یک جایی منفجر شود، توسط دانشمندانی تولید شده که تربیت نداشتند و علمشان موجب نابودی بشر شد. بشر گاهی با داشتههای خود به تباهی کشیده شده است.
بنابراین بیوت صالح، خانه یک کارگر و یا مستخدم هم میتواند باشد و آنهایی که مدام سر و صدا میکنند، همان انسانهای فخار و بیتربیت هستند، بنابراین هرکجا نام خدا مطرح باشد بیت صالح است و این در به روی همه هم باز است. انقلاب اسلامی تجربه عملی بود، بنابراین رسیدن به صلاحیت، با تمکن و تمول نیست، ضمن اینکه ممکن است کسی که متمول هست نیز اهل رستگاری باشد.
نکته دیگر، اراده انسان برای تغییر سرنوشت خود است. از بنیامیه شخصیتی به نام حُر بیرون آمد که تکلیفش با خداست و در زیارت عاشورا نیز بنیامیه به صورت کلی لعن میشوند، اما تکلیف حُر با خداوند است و این شدنی است. در خانه فرعون آسیه قرار دارد و سفره فیض و هدایت هیچ وقت بسته نیست، اما اراده میخواهد. این توصیههایی که در روایات داریم برای این است که شروع کنیم به تصحیح زندگی از پدر به پسر که این باید منتقل شود تا بشر بالندگی یابد. رسول خدا(ص) نیز به اصلاب شامخ خود افتخار میکند و این ایجادکننده یک تربیت دقیق است، اما ثروت و یا موقعیتهای اجتماعی و سیاسی و یا پست و طرازهای بالا و رسمیداشتن، دلیل بر نجابت و اصالت نیست. فخامت خانوادگی و اصالت به معنای برخورداری از سلامت نفس و مستحکم بودن نظام خانه و خانواده است.
سپس امام(ع) به سوابق حسنه تأکید میکنند که به معنای شایستگی عبادی نیست، چون این وظیفه است. نمیشود کسی پیرو اهل بیت(ع) باشد و مؤدب به آداب آنها نباشد و سابقه حسنه یعنی برای انجام مأموریت دیوانی و اداری منطبق با جایگاهی که به او ارائه میکنند، کار قابل دفاع داشته باشد؛ یعنی به لحاظ علمی و تجربی و استفاده از امکاناتی که در حوزه مدیریت به او تحمیل شده موفق باشد که وقتی او را ترازو قرار میدهند که بالاتر ببرند، کارش قابل دفاع و خوب باشد و خودش منتقد خودش نباشد. اگر شما در جایگاه ریاست قرار گرفتید و آدم نالایق را نصب کردید به انسانیت خیانت کردهاید و در منطق اسلام، با بودن اصلح، رجوع به صالح نیز خیانت است.
منبع: ایکنا
Links:
[1] https://vareth.ir/tag/keyword/15590/%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%DB%8C
[2] https://vareth.ir/tag/keyword/6843/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87
[3] https://vareth.ir/tag/keyword/7590/%D8%A7%D8%AF%D8%A8
[4] https://vareth.ir/tag/keyword/9501/%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C