ریا حتی میتواند اعمال پاک گذشته را نیز از بین ببرد و اصطلاحا باعث «حبط اعمال» شود. از امام باقر(ع) نقل است که: «نگهداری عمل از انجام آن سختتر است.» راوی از حضرت میپرسد «منظور از نگهداری عمل چیست؟» حضرت جواب میدهند: «برای رضای خدا، انفاق میکند اما بعد از آن کاری را که کرده است، بر زبان میآورد، همین باعث میشود که ثواب یک عمل پنهان را از او بستانند و برایش ثواب یک «بخشش آشکار» را بنویسند [که کمتر است] اگر برای بار دوم، آن کاری را که کرده است، به زبان آورد، عملش پاک میشود و برایش «ریاکاری» مینویسند.»1 همین مطلب از امام صادق نیز روایت شده است.2 از این نکته، میتوان به بحث دیگری رسید که با عنوان «سُمعه» شناخته میشود. «سُمعه» آن است که آدم کاری را در خلوت انجام میدهد ولی هدف او آن است که با این کار بعدها مشهور شود و آن کار خوب به «سمع» مردم رسیده و مردم از آن مطلع شوند. «روح سُمعه» هیچ تفاوتی با ریا ندارد و اگر آدمی از ابتدا به این نیّت که مردم از آن مطلع خواهند شد چنین میکند تمام مفاسد ریا را بر خویش بار کرده است و اگر در لحظه انجام عمل نیّت پاکی دارد ولی بعدها، آن را به گوش مردم میرساند، در حقیقت عمل خود را «حبط» کرده است. نکته ششم درباره ریا پاسخ به این سوال است «که آیا ثواب ندادن به عمل ریایی، یک نکته شرعی است و یا یک فرآیند عقلایی است؟» در پاسخ لازم است اشاره کنیم که «ثواب ندادن» به ریاکار یک امر کاملا عقلایی است و در همه روابط عقلایی هم وجود دارد ولی «عقابکردن ریاکار» یک بُعد شرعی و الهی دارد، به همین جهت بحث از «عدم تعلق ثواب» را در این نکته مورد اشاره قرار میدهیم و بحث دوم را به نکته بعد وامیگذاریم.
اینکه به «ریاکار» ثواب داده نمیشود، یک امر عقلایی است، به این معنی که عقلا در روابط خود با یکدیگر نیز وقتی به فاعل یک کار، اجر و پاداش میدهند که آن کار را «به خاطر ایشان» انجام داده باشد. توجه کنیم که سخن ما در اعمال و رفتارهای توصلی نیست. (که دیروز آن را توضیح دادیم) بلکه در مورد کارهایی است که ارزش آنها به آن است که با قصد انجام شوند. مثلا اگر کسی به قصد احترام به شما از جا برمیخیزد میتواند توقع داشته باشد که شما هم به او احترام کنید ولی اگر کسی برای اینکه کسی دیگری را احترام کند، از جا برمیخیزد، نمیتواند از شما توقع تشکر و یا پاداش داشته باشد. پس اگر کسی بهخاطر جلب محبت مردم نماز میخواند باید از همان مردم انتظار پاداش داشته باشد، چرا که این عمل را برای خدا انجام نداده است، همین مطلب مورد اشاره امام صادق(ع) است که میفرماید: «از ریا بپرهیز چراکه کسی که برای غیرخدا کاری را انجام دهد خدای تعالی او را به کسی که کار برای او انجام شده است وا میگذارد.»3 هم ایشان میفرمایند: «کسی که برای مردم کاری را انجام میدهد ثوابش هم بر عهده مردم است.» 4 قرآن کریم درباره «حبط اعمال نیک» به مثالی بسیار زیبا اشاره میکند که میتواند تکمیلکننده این بحث باشد.
خداوند سبحان در آیه ۲۶۶ سوره بقره میفرماید: آیا دوست دارید که باغی زیبا داشته باشید و درحالی که پیر و ناتوان شدهاید و فرزندان بیمار دارید و به دنبال آن هستید که از این بوستان انتفاع ببرید، به ناگاه آتشی درگیرد و همه باغ را بسوزاند. مطابق این تمثیل میتوان گفت که فرزندان بیمار ما، اعمال بد زندگانی ما هستند و باغ و بوستان اعمال خوب ما میباشند. در جهان دیگر انتظار داریم که بهوسیله آن اعمال صالحه، خود را از رنج کردار بد خویش برهانیم. اما آتشی که بر آن باغ به سبب «ریا و منتگذاری و سمعه» فرو میفرستیم همه باغ را از بین میبرد: «أَ یَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فِیها مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْکِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ.» این نکته را با روایتی به پایان میبریم که حضرت امام در آداب الصلوة 5 از پیامبر(ص) نقل میکنند؛ آن بزرگوار (که سلام خدا بر او و اهل بیت او باد) میفرمایند: «لِکُلِّ امرِءٍ ما نَوی» (برای هر کس همان است که نیت کرده است) و توضیح میدهند که: «اگر کسی به سوی خدا و رسول خدا هجرت کرده است پس هجرتش به سوی خدا و رسول خداست و اگر کسی به سوی دنیا هجرت کرده است و یا به سوی زنی که با او ازدواج کند، هجرتش به سوی همانهاست.» 6 نکته آخر درباره ریا آنکه بدانیم «ریاکار» به سبب آنکه «مشرک» است در مسیر عذاب الهی است و این بُعد از ریا یک نکته الهی است. روایات بسیاری در دست است که ریا را شرک دانسته است: از امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه: «فَمَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا.» 7 (پس هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.) روایت شده است که: «کسی که کار خوبی میکند ولی خدا را در نظر ندارد بلکه آن کار را بهخاطر ستایش مردم میکند و مشتاق است که این کار خوب به گوش مردم برسد چنین کسی در عبادت خدا مشرک است.»8
همچنین از امام باقر روایت شده است که: «کسی که از روی ریا نماز میخواند مشرک است و کسی که دستورات خدا را بهخاطر ریاکاری و خوشآمد مردم انجام میدهد، مشرک است.» 9 لازم است در اینجا توجه کنیم که «شرک» یعنی برای خدا شریک قراردادن و گاه در «ذات خدا» است (به اینکه به چند خدا قائل شوند) و گاه در «صفات خدا» است (بهمعنای دقیق کلامی که برای آن گفتهاند و عبارت است از تغایر وجودی صفات الهی با ذات ربوبی) و گاه در «افعال خدا» است. در مقابل هر یک از آنها، توحید ذاتی، توحید صفاتی و توحید افعالی قراردارد. «شرک افعالی» نیز به اقسامی تقسیم میشود که مهمترین آنها عبارتند از: «شرک در خالقیت الهی» (به اینکه کسی معتقد شود خالقی غیر از خدا هم وجود دارد و مثلا بگوید خدا افعال خیر را انجام میدهد و شیطان افعال شرّ را) و «شرک در ربوبیّت» (به اینکه کسی معتقد شود کسی غیر از خدا تدبیر امور عالم را بر عهده دارد) و «شرک در عبادت» (به اینکه غیرخدا را عبادت کند است) بُتپرستان «شرک در عبادت» و «شرک در ربوبیّت» داشتهاند؛ یعنی بهرغم اینکه فقط «خدا» را خالق جهان و مالک عالم میدانستند، اما میگفتند که «بُتها» تدبیر و تربیت جهان را بر عهده دارند و لذا آنها را نیز عبادت میکردهاند چنانکه قرآن از زبان آنها میگوید که: «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى»10(ما آنها را جز براى اینکه ما را هرچه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمىپرستیم) از آنچه گفتیم معلوم میشود که «ریاکار» چون معتقد است که «مردم» میتوانند به او خیر و شرّ برسانند و لذا بهدنبال جلب نظر مساعد آنهاست، پس بهنوعی از شرک در ربوبیت دچار است. البته این شرک، شرک خفی است که در رفتار ریاکار جلوهگر میشود. توجه به این نکته لازم است که «ریاکار» نمیخواهد غیرخدا را «پرستش» کند و لذا نمیتوان او را «مشرک در عبادت» دانست، ولی چون در ذهن خویش دیگران را منشأ تاثیرگذاری میداند به «شرک در ربوبیّت» دچار است. البته از امیرالمومنین (ع) حدیثی مفصل درباره شرک وارد شده است، ایشان یک قسم از اقسام شرک را «شرک ریا» دانسته است. ممکن است بتوان از این حدیث شریف و همچنین از حدیث امام صادق (ع) در تفسیر آیه سوره کهف، چنین استفاده کرد که «ریاکار» حتی در زمره «مشرکین در عبادت» هم جای دارد.
11توجه کنیم که گاه «ریاکاری» در خلوت نیز به سراغ آدمی میآید. در توضیح این مطلب به همین اندازه بسنده میکنم که آدمی همانطور که با خود سخن میگوید، گاهی سعی در فریب خویشتن دارد. انسان در مواقع بسیار تلاش میکند تا با کارهایی که میکند خود را بفریبد تا دچار عذاب وجدان نشود. این از سختترین لحظات است که انسان بتواند به این شناخت برسد که آیا این کار را برای رضای الهی میکند و یا در تلاش است که «خود را برای خود» بیاراید. در این باره سخن بسیار است که البته محتاج شناخت بیشتر از «روان انسان» است. این بحث را با روایتی از رسول خدا (ص) به پایان میبریم، ابن ابی الحدید در شرح نهجالبلاغه روایت میکند که یکی از اصحاب، حضرت رسول را در حالی که گریه میکردند، مشاهده کرد، از ایشان علت را جویا شد حضرت فرمودند: «از مشرک شدن امت خود نگرانم. ایشان بُت را نمیپرستند، خورشید و ماه را نمیپرستند ولی با اعمال خویش، ریا میکنند.» 12
پانوشت:
1 . کافی، ج2، ص296. 2.عُدّةُ الدّاعی، ص221. 3. کافی، ج2، ص293. 4.کافی، ج2، ص293. 5. ص199. 6.بحار الانوار، ج67، ص249. 7. کهف/110. 8. کافی، ج2، ص294. 9. تفسیر قمی، ج2، ص47/ میزان الحکمه، ج4، ص1944. 10. زمر/3. 11.بحارالانوار، ج2، ص90/ کافی، ج2، ص294. 12.شرح نهجالبلاغه، ج2، ص179. ایضاً عُدّةُ الدّاعی، ص214.
منبع: آرمان امروز
Links:
[1] https://vareth.ir/tag/keyword/15371/%D8%B1%DB%8C%D8%A7
[2] https://vareth.ir/tag/keyword/65364/%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86
[3] https://vareth.ir/tag/keyword/17022/%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C
[4] https://vareth.ir/tag/keyword/21990/%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1
[5] https://vareth.ir/tag/keyword/6085/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AB