حجت الاسلام ادیب یزدی: عالی ترین مراتب توحید در روز عاشورا، از وجود امام حسین(ع) سر زد
وارث: مراسم عزاداری شب دوم محرم با سخنرانی حجت الاسلام ادیب یزدی و مداحی حاج اکبر مولایی(پیش منبر)، حاج مجید شعبانی، حاج مهدی زنگنه و حاج احد قدمی در هیئت الزهرا سلام الله علیها برگزار شد.
در ادامه متن سخنان حجت الاسلام ادیب یزدی را می خوانید:
معنویت عاشورا فصلی تمام نشدنی است. چرا که وجود مبارک امام حسین علیه السلام، انسانی کاملی است و شخصیت آقا بالاتر از لفظ و تخیل ما است. اعتقادی که ما به امام معصوم داریم عبارت از این است که: نگاه می کند با چشمهای خدایی. حتی اگر تعبیر کنیم که با چشمهای خدا نگاه می کند اشکال و ایرادی ندارد. می شنود با قوه شنیدار الهی. آنچه از دو لب گهر بار امام معصوم علیه السلام آن هم سالار شهیدان علیه السلام در می آید، کلام الهی است. اعضاء و جوارح وجود مقدس امام علیه السلام، آنچه فعل از او صادر می شود، تا در دستگاه عظیم الهی تایید نشود و طول و عرض آن فعل بررسی نشود و به جارحه امام معصوم علیه السلام ابلاغ نشود, از آن ذات مبارک صادر نمی شود. یک همچین شخصیتی که چشمش بینایی حق و گوشش شنوایی حق و لسانش بیان حضرت جل الجلاله می باشد، آنچه از وجود مبارکش صادر و ساطع می شود قابل استناد است.
به همین دلیل وقتی چنین شخصیتی در راس مخروط نهضت عظیم عاشورا تشریف دارند، آنچه از ایشان ساطع می شود تماما حاوی معانی است. مثل آیات قرآن.
همین طور که قرآن مملوء از اسرار است و به هر کسی که تسلط بیشتری داشته باشد، برداشتهای مختلف و عمیقی از آیات قرآنی خواهد داشت، که ممکن است لفظی در قرآن باشد که معنای مختلفی داشته باشد و به همه معانی نیز قابل استاد باشد، از امام حسین علیه السلام نیز هر چه سر بزند قابل تعبیر و تفسیر می باشد. لذا چنین شخصیتی معلم کائنات است.
باید هر محرم تا محرم دیگر متفاوت شویم و در جا نزنیم که بسیار خطرناک است. در جا زدن در مکتب امام حسین علیه السلام اصلا معنا ندارد. حتما انسان باید رو به تعالی و رشد باشد.
در روز عاشورا، شبیه ترین ایام دنیا به روز قیامت است. در بعضی از مقاتل آمده است که روز عاشورا هر چه مردم منتظر می شدند، شب نمی شد و روز بسیار طولانی بوده است. البته کل قتال ابی عبدالله علیه السلام ده ساعت بیشتر طول نکشیده است از اولین تیری که به سمت خیمه های مظلومیت رها شد تا جدا شدن راس مطهر علیه السلام.
خدای تعالی عالم وجود را در این ده ساعت قرار داده است. در این مدت اتفاقات بسیار عجیبی افتاده است. تمام منازل سلوک و تمام مراتب اخلاق در عالی ترین مرحله رشد و تعالی و امکان وقوعش، از سالار شهیدان عالم علیه السلام سر زده است. حضرت تا دیدند در معرض بلاهای عظیم و عجیب و بی سابقه قرار گرفته اند، چون در این زمان هست که انسان می تواند کسب کامالات داشته باشد و رشد کند. لذا وجود مقدس حضرت سید الشهدا علیه الاسلام وجود مبتلایان است.
در احوالات امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین است. احوالاتی که بر سر امت می آید بر ایشان هم نازل می شود. آقا غریب است و ما بی خیال هستیم. و سرگرم دنیاییم.
حضرت سید الشهدا علیه السلام هم امام مبتلایان هستند و هم امام مضطرین.
شهادت آقا خیلی طولانی شد. از اولین زخم که بر پیشانی حضرت فرود آمد و خون به صورت مبارکش جاری شد تا لحظه شهادت چندین ساعت طول کشید. چرا آقا شهید نمی شدند؟ چون جسم آقا حامل روح عصمت است.
در عبارتی آمده است: که شهادت حضرت ابی عبدالله علیه السلام یک امر مستمر است و اگر می بینید که شور و نشاط هنوز وجود دارد به همین دلیل است. چون شهادت یعنی لقاء وجود حق تعالی و زخمهایی متعدد بر پیکر امام علیه السلام ورود می آمد ولی شهادتی در کار نبود. در مقاتل داریم که حرمله، تیری به قلب مطهر امام علیه السلام زد که امام از پشت سر آن را بیرون کشیدند و ناودان خون راه افتاد و باز هم آقا مقابله می کند. آقا خیلی سخت به شهادت رسید. در برخی مقاتل 950 زخم و در برخی دیگر 1300 زخم نام برده اند. باز هم مقابله می کردند.
امام حسین شب عاشورا دعا کردند: خدایا از اصحاب من درد تحمل تیر و شمشیر و نیزه را دور کن. ولی آقا برای خودشان دعا نکردند و هر چه درد بود برای خود آقا بود. شهدای کربلا همه قتیل کربلا بودند و آقا ذبیح کربلا بود. سرهای شهدای کربلا را از جنازه ها جدا کردند ولی ... . در حالی که حضرت دارد تیزی خنجر را حس میکند صدای ناله زن و بچه ها را دارد می شنود و آتش گرفتن خیمه ها را میبند. باران بلا دارد بر ابی عبدالله علیه السلام میبارد و ایشان ذره ای گله ندارند که خدایا چرا من؟ خدایا ممنونتم که من را قابل دانستی، این بلاها برای من است.
عالی ترین مراتب توحید در روز عاشورا، از وجود بی کران امام حسین علیه السلام سر زد. دریای بی کران توحید است عاشورا! تمام منازل سلوک در روز عاشورا طی شد در ده ساعت!
امام حسین علیه السلام تا از حضرت زینب سلام الله علیها اجازه نگرفت به میدان نرفت. وقتی برای وداع وارد خیمه شدند به حضرت زینب سلام الله علیها گفتند: جز من کسی باقی نمانده است، صدای ناله ای از خیمه مظلومیت بلند شد. و حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: مولای من اگر می خواهید بروید، تشریف ببرید. و به سرعت به سمت میدان حرکت کرد مانند تیری که از چله آزاد شده است. و حضرت زینب سلام الله علیها دیدند که آقا چقدر دور شدند. حضرت زینب سلام الله علیها صدا زدند: آقا مهلتی بده. کجا با این سرعت می روی؟ و حضرت زینب سلام الله علیها گفت: یابن زهرا سلام الله علیها، تا نام مبارک مادر را شنیدند امام حسین علیه السلام ، ناگهان پاهایشان شل شد. لذا حضرت علیه السلام برگشت. هر دو به یاد مادر ناله ها زدند. امام حسن علیه السلام گفتند: خواهرم کاری داری با من؟ حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: وصیتی دارم. اجازه بدهید به جای مادر زیر گلوی شما را ببوسم.
در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج مجید شعبانی، حاج مهدی زنگنه و حاج احد قدمی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.
/ر.م211