دریا فرو نشست به موجی تلاطم اش
تبدیل شد به گریه نسیم تبسّم اش
زهر آنقدر گذاشت اثر بر وجود او
دیگر نبود قدرت یک دم تکلّم اش
از بس که دید داغ گرانبار اهلبیت
پشت زمین خمیده ز بار تألّم اش
تن های غرق خون و رُئُوسِ به روی نی
سخت است سخت بر همه حتی تجسّم اش
روزی سپهر در غم خورشید چارمین
ح...