کلیدواژه: بانک شعر

اشعار ویژه شب پنجم ماه محرم

اگر شعر زیبایی ویژه شب پنجم ماه محرم خوانده اید برای استفاده دیگر عزیزان در بخش نظرات آن را ارسال کنید  

نغمه مستشار نظامی؛ سفره رحمت است و بر همه جا، گسترانده حریر آرامش

سفره نور، خانه خورشید، شک ندارم که میزبان عشق است ‎ناگهان زنگ می‌زند مهمان، پشت در کیست ناگهان؟! عشق است پدر از باغ سیب می‌آید ، یک سبد آفتاب در دستش ‎قوری چینی گل سرخی، چای مادر در استکان عشق است ‎نور پاشیده در نگاه اطاق، خانه از خنده‌های ما سرشار ‎زندگی چیست غیر ازین لبخند؟ این همان واژه،...

حسین ایمانی؛ یاایـُّهاَ العَـزیز به کامَـم عسل بریز

وقتی غزل به عشقِ تو آغاز می شود بال وُ پَـرِ پـریدنِ من باز می شود وا می شود زبانِ قلم می شود غزل دارد غَزل نوشته اَم اِعجاز می شود هیچم ولی همین که تو را می زنم صدا عرشِ خدا اسیرِ همین ساز می شود لطفِ خـداست نوکـری آلِ فاطمه پس صوتِ دلخراشِ من آواز می شود این نابَلَد همین که به مضمو...

پویانفر؛نماهنگ گوشه حجاز+متن

من همونم، همیشه از خودم فراری که جز شما نداره یاری، اگه من رو به جا بیاری مهربونم، بازم برات غزل سرودم نگی به یاد تو نبودم، توی تموم تار و پودم من روز از خودت نرونم، بزار عاشقت بمونم بزار تا نفس دارم از تو و خوبی‌هات بخونم خواهم رضای تو، جانم فدای تو دلم می‌خواد که باشم با تو خسته‌ام...

  محسن ناصحی؛ تو آمدی معنا کنی معنا شدن را

 تو آمدی معنا کنی معنا شدن را       زیبا کنی زیبایی و زیبا شدن را       وقتی خدا می خواست با تو گُل کند، تو        ترسیم کردی گُل شدن را؛ وا شدن را       تو آمدی تا حضرت آدم نخواهد        زین پس اسیر ج...

علی اکبر لطیفیان؛ هرچه میل شماست تسلیمیم

از سکوتم صدا درست کنید ذکر یا ربنا درست کنید ببرید و بیاورید مرا بلکه از من گدا درست کنید در دلم گر بناست خانه کنید اول این خانه را درست کنید میشود سنگ دستتان بدهم میشود که طلا درست کنید هرچه میل شماست تسلیمیم یا خرابم ویا درست کنید فقر ما را کسی درست نکرد‌ ای کریمان شما درست ...

مهدی رحیمی؛ کلاس درس شد سجاده ات، من روز میلادت نشستم تا جهان را پاى این منبر بیاموزم

ه دنیا آمدى تا مطلبى دیگر بیاموزم من از رفتار تو الله را اکبر بیاموزم کلاس درس شد سجاده ات، من روز میلادت نشستم تا جهان را پاى این منبر بیاموزم بریزم دور این ناعلم هارا و منِ خود را بدون واسطه از ساقى کوثر بیاموزم سر شب در تَعَلُّم سر به مهر کربلا بگذار سحر بردار سر از سجده تا از سر بیا...

پوریا باقری؛ خوب شد ، ایران ما یک سهم از زهرا گرفت

خوب شد ، ایران ما یک سهم از زهرا گرفت خوب شد یک زن ، میان خاندانت جا گرفت لطف کرده فاطمه ، ما را حساب آورده است خوب شد این دفعه این عرض دعای ما گرفت ما حساب کار خود را از ازل پس داده ایم اینچنین بوده که چشم مادرت ما را گرفت شهر بانوی قبیله ، شد کنیز فاطمه مثل مروارید بود و رزق از دریا گ...

غلامرضا سازگار؛ از روز ازل دست تو تقدیم خدا شد

گلزار زمین خوب تر از خلد برین است هر سو نگرم نور خداوند مبین است دامان زمین سجده گه روح الامین است در بیت ولایت پسری ماه جبین است این شمع فروزان حرمخانۀ دین است این نخل علی دسته گل ام بنین است در باغ ولا عطر گل یاس مبارک آمد به جهان حضرت عباس مبارک امروز بنی هاشمیان را قمر آمد از بحر خروش...

صابر خراسانی؛ دریا دل قبیله دریایی آمده

  باید به رخ ها بکشانی هنرت را اسوده کنی مرتبه تیغ دو سرت را رند کن و یک گوشه رها کن سپرت را صفین محیاست بیاور پسرت را   چشم تو گره خورده به ابروی ابوالفضل وصل است به تو قدرت باوزی ابوالفضل   بیهوده نیست همسفر آماده میکنند اسپند را به پشت در آماده میکنند ...

محمد حسین رحیمیان؛ حیدری در خانه‌ی حیدر به دنیا آمده

حیدری در خانه‌ی حیدر به دنیا آمده یا که امشب حمزه‌ای دیگر به دنیا آمده لرزه افتاده به جان دشمنان اهل بیت حامی اولاد پیغمبر به دنیا آمده‌ ای فدائیان دربار حسین و مجتبی چشمتان روشن که سر لشکر به دنیا آمده رفت دوران سراب و عالمی سیراب شد تشنگان سقای آب آور به دنیا آمده درد بی درمان ندار...

محسن عرب خالقی؛ ماه مدینه را به من امشب نشان دهید

وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید این حرفهای مانده به دل را زبان دهید وقتش رسیده روی پر جبرئیل ها شعری به قلب این قلم از آسمان دهید تامیوه ی رسیده مضمون به ما رسد قدری درخت واژه تان را تکان دهید ارزانی ستاره بود ماه آسمان ماه مدینه را به من امشب نشان دهید من از شما به غیر شما ...

علی اکبر لطیفیان؛ من و سجده بر خاک کویت حسین جان

چه خوب است آب و هوایی که دارید همیشه بهشت است جایی که دارید الهی روی خلوتی هم نبیند شلوغی این کوچه هایی که دارید مجال عرق ریختن هم ندادید به پیشانی این گدایی که دارید نمی خواهم اصلا بفهمم که ما را کجا می برد رد پایی که دارید همین که شما می بریدم، یقینا شبی می رسم تا خدایی که دارید ...

محمد سهرابی؛ بوسه بر تو رزق جان مصطفاست،اصلاً این سینه دکان مصطفاست

دل مشرّف شد به درگاه حضور روح چون مِی گشت و تن شد چون بلور «کلّمینی زارِ» عرفانی شدم برکه ی پاک مسلمانی شدم دیشب از روحم تنم را شسته ام رفتنم را ماندنم را شسته ام یک نفر در من مرا تقدیس کرد اشک من آمد، دلم را خیس کرد کیست این طوفان معماری شده؟ چیست این در سینه ام کاری شده؟...

حاج علی اکبر نصیری ؛ دو مولود از عطای حق عیان شد در مه شعبان

دو مولود از عطای حق عیان شد در مه شعبان که عالم از طراوت گشته رشک روضه رضوان دو خورشید جهان افروز شد از شرق دین پیدا که دنیا از فروغ رویشان گردیده نورافشان دو گل در گلشن آل محمد آشکارا شد معطر زان دو گل گردید یکسر عالم امکان دو جشن باشکوه و این دو عید باسعادت را بگویم تهنیت من، از دل و ...

محسن عرب خالقی؛ عباس ماند چون که مطیع امام بود

وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید این حرفهای مانده به دل را زبان دهید وقتش رسیده روی پر جبرئیل ها شعری به قلب این قلم از آسمان دهید تامیوه ی رسیده مضمون به ما رسد قدری درخت واژه تان را تکان دهید ارزانی ستاره بود ماه آسمان ماه مدینه را به من امشب نشان دهید من از شما به غیر شما ...

احمد عزیزی؛ بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین

حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید &nbs...

علیرضا خاکساری؛ رواق منظر چشم من آشیانه شود

به نام خالق آئینه‌ها به نام خدا به نام صاحب آدینه‌ها به نام خدا به نام حضرت ایزد خدای عزوجل به نام حضرت امجد خدای شعر و غزل اگرچه با قلمی که شکسته بنویسم به یمن این شب و روز خجسته بنویسم خوشا به حال من و دفتر غزل خیزم به شوق و شور و شعف واژه واژه می‌ریزم صدای بال و پر جبرییل می‌آید ...

علی اکبر لطیفیان؛ گاهی سرم به گوشه ی دیوار می گرفت

دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت از بال من شکسته ترین آفرید و رفت خون گلوی زیر فشارم که تازه بود با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت بد کاره ای به خاک مناجات سر گذاشت وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفت راضی نشد به بالش سختی که داشتم زنجیرهای زیر سرم را کشید و رفت شاید مرا ندیده در آن ظلمتی که بو...

ضغیر اصفهانی؛ ظلمی که عیان گشته از آن فرقه بد خو

ای موسی بن جعفر که ز قدر و شرف و جاه موسی و شعیبند تو را بنده درگاه در طور ز تو ساز شد او از انا الله آن وادی ایمن که بود تربتت ای شاه فرشی است که با عرش الهی زده پهلو ای زاده زهرا خلف سید لولاک در بزم عزای تو ملک با صد چاک بال و پر خود فرش کند بر زبر خاک از شمع حریم تو یکی شعله در ا...

خوشدل تهرانی؛ رحم بر حال دل دختر ناشاد کنید

هر کجا مرغ اسیری است، ز خود شاد کنید تا نمرده است، ز کنج قفس آزاد کنید مُرد اگر کنج قفس،طایر بشکسته پری یاد از مردن زندانی بغداد کنید چون به زندان به ملاقات محبوس روید از عزیز دل زهرا و علی یاد کنید کُند و زنجیر گشائید،زپایش دم مرگ زین ستمکاری هارون،هه فریاد کید چار حمال، اگر نعش غری...

حبیب چایچیان؛ گرچه مهمانم ولی خود میزبان دشمنم

  بود کی زندان یوسف تیره چون زندان من روز من شب شد از ین بی رحم زندانبان من چون درین ظلمت سرا،بر خوان غم مهمان شدم غم خجل شد زین محقر کلیه احزان من گرچه مهمانم ولی خود میزبان  دشمنم عالمی بنشسته چون بر سر سفره احسان من گر کشد بار غمم یعقوب،گردد ناصبور یوسفش هرگز ندارد طاقت ...

علی رحیمی؛ هفتم امام شیعیان،موسی بن جعفر

هفتم امام شیعیان،موسی بن جعفر زندانی آل نبی،سبط پیمبر در کنج زندان،با حی سبحان نالید و هر دم،گفتا به افغان انا فتحنا لک فتحا مبینا گفتا خدایا کنج این زندان افکارم از زهر هارون رفته از کف اختیارم در کنج زندان با حی سبحان نالید و هر دم،گفتا به افغان انا فتحنا لک فتحا مبینا جرمم بود ح...

هلالی؛ اباصالح التماس دعا

  اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش..  مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا به دیدار قبر بی شمعِ مجتبی رفتی یاد ما هم باش..  زیارت نامه که میخوانی، در کنار آن تربت خاموش به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی؛ ...

محمد قاسمی؛ بانو رسیده بود به ساعات آخرش

کنج حیاط خانه ی خود، بین بسترش بانو رسیده بود به ساعات آخرش خیره به گوشه ای شده بود و یکی یکی رد می شدند خاطره ها از برابرش خورشیدوار، در تب گرمای شهر شام می سوخت آسمان ز نفسهای آخرش همراه هر نفس زدنش، آه می کشید آن کهنه یادگاری خونین دلبرش هر روز، روضه داشت؛ حسینیه ی دلش این مدّتی که بود ب...

نفیسه سادات موسوی؛ برای حفظ حرم، زینب انتخاب شده

پس از حسین ،جهان بر سرش خراب شده برای حفظ حرم، زینب انتخاب شده نشاند بوسه به حلق بریده، از آن روو به خون تشنه لبی، معجرش خضاب شده کسی که داغ دو فرزند بر جگر دارد نشسته سنگ صبورِ دلِ رباب شده چه رفته بر دل زینب ،کسی نمی داند دمی که وارد مهمانیِ شراب شده اگرچه خطبه خودش خوانده ...

عبدالرضا هلالی؛ دنیا زینب ، عقبی زینب ، مرد آفرین عاشورا زینب

با ولای علی با دعای علی حیدری کردی تو کوفه تو به جای علی . اقتدار علی افتخار علی  کرده خطبه ی تو کار ذوالفقار علی . دنیا زینب ، عقبی زینب ، مرد آفرین عاشورا زینب اعلی زینب والا زینب واللهِ لافتی الا زینب . یا قاهر العدو یا والی الولی یا قاهر العدو یا والی الولی جانم به زی...

استودیویی/محمود کریمی؛ تو رفتی

شهادت حضرت زینب سلام الله علیها