شرط انسانیت، بیتفاوت نبودن است
طاهر قلی زاده محمدی، پژوهشگر حوزه دین، در یادداشتی به تبیین شروط انسانیت در دین و اخلاق، به ویژه نسبت انسانهای دیگر پرداخته است. متن این یادداشت در ادامه از نظر میگذرد:
انسان در زندگی اجتماعی خود که با افراد و حوادث متعددی روبرو می شود میتواند واکنشها و تعاملات مختلفی را داشته باشد. واکنشهایی که برخی ظهور و بروز بیرونی پیدا کرده و برخی تنها درونی هستند و انسان فقط در وجود خود نسبت به افراد و یا حوادثی که با آن مواجه و یا از آن مطّلع میشود حالتی هیجانی پیدا میکند که چگونگی این حالت مهم بوده و بر تمام شاخصههای اخلاقی و رفتاری انسان میتواند تاثیرگذار باشد؛ لذا بحث این است که آن واکنش چه باید باشد و در مواجه شدن با حوادث و رویدادها چه هیجانی را انسان باید از خود بروز دهد، احساس و هیجانی درونی که میتواند حتی معیاری باشد برای سنجش وجود خیر و برکت در انسانها و بتوان بر اساس آن قضاوت کرد که آیا در وجود فردی خیر هست یا نه!
چنانکه در روایتی امام باقر(علیهالسلام) در بیان ملاک اینکه بدانیم آیا در وجودمان خیری هست یا نه به همین حسّ درونی اشاره کرده و میفرمایند: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إِلى قَلْبِكَ، فَإِنْ كَانَ يُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ، فَفِيكَ خَيْرٌ وَ اللَّهُ يُحِبُّكَ؛ وَ إِنْ كَانَ يُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ، فَلَيْسَ فِيكَ خَيْرٌ وَ اللَّهُ يُبْغِضُكَ، وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ؛ هر گاه بخواهى که بدانى آیا در تو خيرى هست، به دلت نگاه كن، اگر دوستدار اهل طاعت خدا بودی و از اهل معصيت خدا بیزار بودی و آنها را در دل دشمن داشتی، در تو خير است و خدا هم تو را دوست دارد، اما اگر اهل طاعت خدا را دشمن داشتی و اهل معصيت خدا را دوست داشتی در تو خيری نيست و خدا تو را دشمن خواهد داشت؛ هر كسى همراه دوست خود است.» [۱]
بر اساس این روایت میتوان به لزوم مدیریت احساسات رسید و توجه داشت که چه بسا با یک علاقه و یا انزجار به ظاهر ساده عیار انسانیمان متفاوت شود. که البته این احساسات، ممکن است ریشهای به عمق تمام تعالیم و یا تجاربی داشته باشد که انسان در طول زندگی آنها را درون خود به وجود آورده اما آنچه یقینی است و باید به آن توجه داشت، اهمیت دادن به این احساسات و هیجانها میباشد که لازم است آنها را مدیریت کرد خصوصا که این احساسات درونی خواسته یا ناخواسته در طولانی مدت، در مرحله عمل و رفتار نیز اثرگذاشته و به مرحله ظهور خواهد رسید! چراکه رفتار انسان نتیجه آن چیزی است که به آن تمایل داشته و تحت تاثیر هیجانات آن قرار گرفته؛ چنانکه در روایتی از امیرالمومنین علی (علیهالسلام) چنین بیان شده که حضرت میفرمایند: «مَن کَثُرَ فِکرُهُ فِی المَعاصِی دَعَتهُ إلَیها؛ آنکه در گناهان، بسیار اندیشه کند، این کار او را به گناه مىکشانَد.» [۲] که این روایت به خوبی اشاره به این مطلب دارد که امور درونی خواسته یا ناخواسته در عملکرد انسانها تاثیرگذار است و نباید به سادگی از کنار آنها عبور کرد؛ لذا بر اساس همین روایت و تعالیم دیگری که در این زمینه وارد شده است میتوان به این نتیجه رسید که واکنش صحیح نشان ندادن به حوادث و اتفاقها، میتواند مشکلات متعددی را در رفتار و کردار انسان به وجود آورد پس نباید به سادگی از کنار هیجانات درونی نسبت به اتفاقها و حوادث عبور کرد؛ تاکیدی که آن را با عباراتی مختلف میتوان در مبانی و دستورات دینی نیز مشاهده کرد، دستوراتی که تاکید کردهاند باید به وقایع و حوادث بیتفاوت نبود که از باب نمونه میتوان به موردی مشهور که دغدغه حضرت علی (علیه السلام) را در این موضوع می فهماند اشاره داشت که حضرت پس از آنکه خبر تجاوزها و ستمهایی از گوشه و اطراف به گوششان میرسد که یکی از آنها ستمی بود که در حق یک زن یهودی روا داشته شده بود تاکید میفرمایند که اگر انسان مسلمان از این غصّه بمیرد جای تعجب نیست [۳] که این روایت در ابعاد مختلف منجمله در بحث اهمیت هیجانات میتواند مورد توجه قرار بگیرد و زنده نگاه داشتن احساسات و مبارزه با روحیهی بیتفاوتی را بیشتر گوشزد کند. نکته ای پراهمیت و تاثیرگذار در زندگی انسانها که در تمامی اعصار و زمانها جاریست و نه فقط بحث آخرت بلکه زندگی روزمره انسانها و جوامع را تحتتاثیر قرار خواهد داد که زیبایی آن را امروزه میتوان در ظاهر و باطن مردم کشورمان به خوبی دید!
[۱۴:۳۸, ۱۳۹۹/۱/۲۸] مجتبی برزگری: افرادی که معنای حقیقی انسانیت را به جهانیان آموختند و با دل و جان نسبت به مشکلات هموطنانشان بیتفاوت نبوده و در تمام نقاط کشور، شکوه حضورشان را در مواجهه با مشکلات، و یاری رساندن به سایر مردم، با توجه به آموزههای فرهنگی و دینی که برگرفته از احادیث متعددی منجمله آنچه دستورالعمل امیرالمومنین علی(علیه السلام) به مالک اشتر[۴] است شاهد بودیم؛ مردمی که با تمام وجود، منهای توجه به قومیت و جنسیتی خاصّ، در مبارزه با سختیهای حاصل از شیوع ویروسی منحوس، دلسوزی خود را به نمایش گذاشتند که تمام اینها حکایت از برنامهریزی و مدیریت صحیح هیجانات درونی نسبت به حوادث و بروز این احساسات و هیجانات در مقام عمل دارد که ریشهی آن را باید در باورها و آموزههای فکری و ریشهداری دانست که سبب تمایز جامعهی ایرانی از سایر جوامع شده است تعالیمی که میتوان شمهای از آن را در ادبیات کهنمان نیز مشاهده کرد که در پایان این نوشته به یکی از آنها اشاره خواهیم داشت که سعدی بزرگ فرمود:
بنی آدم اعضای یکدیگرند ::: که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار ::: دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی ::: نشاید که نامت نهند آدمی
پینوشت:
[۱] كافي ج۳ ص ۳۲۸
[۲] غرر الحکم ح ۸۵۶۱
[۳] نهج البلاغه خطبه ۲۷
[۴] «فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِيالدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ.. مردم دو گروهاند، یا برادران تو هستند در دین و یا نظیر تو در آفرینش» [نهج البلاغه نامه ۵۳]
منبع: ایکنا
افزودن دیدگاه جدید