ابعاد فرانقش حضرت زهرا(س) در عرصه اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین محسن الویری، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم قم، شب گذشته چهارشنبه ۱۵ بهمنماه در همایش «سیره حضرت زهرا(س)» با موضوع «فرانقش اجتماعی حضرت زهرا(س)» به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: موضوع بحث بنده قبلاً در یک مقاله به چاپ رسیده است و در اینجا کلیاتی از آن را ارائه خواهم داد. بحثی که درباره سیره معصومان(ع) و همچنین سیره حضرت زهرا(س) وجود دارد که اگرچه امام نیستند اما اُمالائمه بوده و از جوهره عصمت برخوردار هستند این است که آیا باید تاریخ یا سیره آنها را بیان کنیم یا راهی دیگر اتخاذ شود؟ فرق تاریخ با سیره این است که در تاریخ صرفاً یک رویداد گزارش میشود و شاید سخنی تازه از این منظر نداشته باشیم اما از منظر سیره عرصههای مختلفی برای کشف وجود دارد.
وی افزود: همانطور که علوم اجتماعی، علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و روابط بین الملل به پایان نمیرسند و دائما فربهتر میشوند و به کمال و گستردگی و شاخههای تخصصی بیشتری میرسند ما هم افقهای تازهای از بشر امروز را کشف و براساس آن میتوانیم حرفهایی بزنیم که قبلاً نمیتوانستیم بزنیم چون تازه کشف شده است. عین همین بحث برای بشر تاریخی هم مطرح است. چون نگاههای نوشونده به انسان و افقهای تازه در عرصه انسان شناسی گشوده میشود این مسائل را برای گذشته نیز میتوانیم باز کنیم.
الویری اظهار کرد: قیام کربلا یکبار اتفاق افتاده اما قبلاً درباره تأثیر ساختارهای اجتماعی در قیام کربلا قبلاً صحبتی نمیشد یا وجه روانشناسی یزیدیان قبلاً مورد توجه نبود اما چون این دانشهای جدید افقهای تازهای پیش روی ما گشودهاند، بنابراین عین همین مطلب در مورد معصومین(ع) صدق میکند. در تاریخ منابع شیعه، کسی به نقش حضرت زهرا(س) به عنوان یک مادر در منزل بحثی به میان نیاورده بلکه مجموعهای از روایات درباره فضایل یا مصایب حضرت زهرا(س) نقل شده اما امروزه درباره نقش خانوادگی و همسری و دختر پیامبر بودم وی نیز امکان بحث و بررسی وجود دارد که برآمده از مطالعات جدید است و این گنج پایانناپذیر را مدام میتوانیم بازخوانی کرده و به حرفهای تازهای برسیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم یادآور شد: بنده بنا دارم نگاهی دوباره به نقش هدایتگری حضرت زهرا(س) داشته باشم. از این زاویه، منظور سیاست یا اقتصاد یا فرهنگ نیست بلکه در عرصه زیست اجتماعی این نقش را مورد توجه قرار دادهام. این نقش اجتماعی واقعاً یک واقعه نوپدید است که ما خیلی اصرار بر کاربرد آن نداشته اما راهی هم برای گریز و پرهیز از آن نداریم. در واقع راهکاری پارسونزی است که معتقد است مقوله اجتماعی، در عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ قرار نمیگیرد بلکه بین آنها تفکیک وجود دارد.
وی تصریح کرد: وقتی میخواهیم از نقش هدایتگرانه ائمه اطهار(ع) حرف بزنیم یعنی پذیرفتهایم در نگاه اجتماعی این تفاوت وجود دارد مثلاً نمیتوانیم صرفاً از نقش هدایتگرانه در عرصه فرهنگ حرف بزنیم چون فرهنگ از سیاست قابل تفکیک نیست اما بالاخره این تقسیم بندی را قبول کردهایم و بنده بنا دارم با این رویکرد سخن بگویم. مراد از فرانقش نیز این است که نقش هدایتگرانه حضرت زهرا(س) و دیگر معصومان را نمیتوانیم به یکی از عرصههای فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی محدود کنیم چراکه در واقعیت بیرونی هیچ تمایزی به مفهوم دقیق وجود ندارد و نمیتوانیم سیاست و فرهنگ یا امور نظامی معصومان را تفکیک کنیم. بنده برای نقش هدایتگرانه شمول قائل هستم و به همین دلیل آن را فرانقش نامیدهام.
الویری ادامه داد: اگر بنده میخواهم از علوم جدید استفاده کنم به این علت است که بدون آنها نمیتوانم از گنجِ سیره بهره ببرم چراکه در غیراینصورت صرفاً به بیان تاریخ خواهم پرداخت. حال اگر قرار است از این مطالعات استفاده کنم باید تا جایی که میتوانم مشخص کنم به ضوابط علوم جدیدی که از آن بهره میگیرم پایبند هستم. باید از مفاهیم نیز به خوبی استفاده کنم و آنها را به معنای خودساخته به کار نبرم. مثلاً وقتی از نقش سخن میگویم نمیتوانم هرگونه مایل باشم از آن استفاده کنم و به هر شکلی به منزلت حضرت زهرا(س) اشاره کنم بلکه باید این تقید را داشته باشم که به این علوم مراجعه کرده و ببینم که این علوم، نقش و منزلت را دقیقاً به چه معنایی به کار بردهاند.
وی یادآور شد: درست به کار بردن مفاهیم و اصطلاحات هم به معنای بستن راه خلاقیت نیست بلکه یا باید از آنها را عیناً انتخاب کرده یا اگر ویرایشی میکنیم باید به زبان علمی برای دیگران قابل فهم باشد. گاهی یک روشزدگی نیز دیده میشود که عملاً مانع خلاقیت شده و همانند یک کانال است که در مقابل جریان آب کشیده شده است و این کانال هرگونه اراده کنده آب را به سمتی میکشاند. این هم بحثی است که در روششناسی دانش تاریخ باید مورد توجه قرار گیرد لذا باید خلاقیت ما بالا باشد تا به یافتههای جدید تاریخی دست پیدا کنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم اظهار کرد: بر پایه این مقدمات، بنده یک ماتریس یا جدول دوگانه طراحی کردهام که در یک قسمت شبکه ارتباطی حضرت زهرا(س) را قرار دادهام که در کجاها نقش آفرین بوده و سپس ردیفهای این جدول را به منزلت و ستونها را به نقشهای وی اختصاص دادهام تا به این نتیجه برسم که از تلاقی این نقش و منزل به چه نکاتی دست پیدا خواهیم کرد. در ستونها، مواردی شامل خانواده، خویشاوندان، خواص صحابه، زنان مدینه، مراجعه کنندگان و توده مردم را قرار دادهام. این همان شبکه ارتباطات اجتماعی است و مثلاً ارتباط با خدا در اینجا قرار نمیگیرد. در واقع بنده به صورت ویژه گزارشات تاریخی و نقش آفرینیهای اجتماعی حضرت زهرا(س) را بررسی کردهام و چه بسا اگر این بحث را در مورد حضرت کاظم(ع) مطرح کنم دیگر خواص صحابه مطرح نباشد چراکه در آن زمان دیگر صحابهای وجود نداشته است یا اگر در مورد حضرت امام حسن عسکری(ع) صحبت کنم دیگر زنان مدینه محلی از اعراب ندارد چون اساساً در مدینه زندگی نکردند.
وی گفت: درباره مفهوم جامعهشناختی منزلت هم باید گفت که منزلت انتظاری را از فرد ایجاد میکند. مثلاً معلم یک جایگاه اجتماعی دارد و توقع خاصی را در میان مردم ایجاد میکند. سه منزلت به لحاظ اجتماعی در حضرت زهرا(س) تشخیص دادهام که در شیوه ارتباطی ایشان موثر است. یک منزلت برخورداری از جوهره عصمت است یعنی سرشت پاک و دور از گناه و خطا دارند البته چه بسا این مورد تایید شیعیان باشد و اهل سنت آن را نپذیرند اما من حق دارم به عنوان یک پژوهشگر بگویم که براساس اعتقادات من ایشان دارای عصمت هستند و در نتیجه انتظار رفتارهایی خارج از دایره عصمت از ایشان ندارم. البته این یکی از چالشهای تاریخ نگاری ما با رویکرد دینی است.
الویری تصریح کرد: منزلت دوم ایشان که موقعیتی است که دیگران انتظار خاصی از آن دارند، وابسته بودن به یک خانواده برگزیده و دختر پیامبر(ص) بودن است که البته بعد از هجرت به مدینه رئیس جامعه هم بودهاند و صاحب قدرت اجرایی نیز شدهاند. البته همسر ایشان یعنی حضرت علی(ع) نیز انسانی کاملاً برجسته و متفاوت است. حتی مادر حسنین و زینب کبری بودن نیز بر منزلت ایشان میافزاید.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم بیان کرد: منزلت سوم، شهروند جامعه اسلامی بودن در عصر نبوی است. در این مدل، ما جنبههایی خاص را گزینش کردهایم و گفتهایم از مجموع این موارد اگر نکتهای را به عنوان الگو برداشت کنیم میتوانیم به این برداشت برسیم که ایشان به دلیل این سه ویژگی در همه صحنههای ارتباطی همواره نقش هدایتگرانه داشتهاند و این نقش در تمام این عرصهها به چشم میخورد.
وی ادامه داد: مراد این است که با استخراج گزارههای اجتماعی و واکاوی و درنگ در آنها میتوانیم به این قاعده برسیم که ایشان هر جا نقش آفرینی در زمینه توده مردم، خواص صحابه، مردم مدینه یا ... داشتهاند نقش خود را حفظ کردهاند. اگر حضرت زهرا(س) خود را فقط به خانواده یا خویشاوندان محدود میکردند برای دیگران الگو نبودند اما وقتی برای توده مردم الگو باشند بنابراین میتوانند برای بقیه موارد نیز الگو باشند.
الویری تأکید کرد: همچنین الگوی زیست حضرت زهرا(س) را بررسی کردهام که نخستین شاهد تاریخی آن به ازدواج و ماجرای جهیزیه ایشان بر میگردد. آنچه ایشان برای آغاز زندگی خویش برگزیدهاند نیز حاوی یک الگوی هادیانه است. از شواهد دیگر سادهزیستی حضرت زهرا(س) است که نشان میدهد ایشان یک زندگی کاملا عادی داشتهاند و از جمله در منزل، گندم یا جو را آسیاب میکردند. همچنین موردی همانند تنپوش آن حضرت که محقرانه بوده است نشانه همسانی زیست حضرت زهرا(س) با توده مردم است.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم در پایان تأکید کرد: ایشان حتی در زمینه خوراک خود نیز با عموم جامعه همسان بودهاند. تمام این موارد یادآور فضایل حضرت زهرا(س) و برای همه ما درس آموز است و لایههای عمیق عاطفی ما را درگیر میکند.
lمنبع: ایکنا
افزودن دیدگاه جدید