حجتالاسلام پناهیان بیان کرد: عصاره دینداری برخورداری از حال خوب است
اولین جلسه سخنرانی حجتالاسلام پناهیان با موضوع «حال خوب» شب گذشته ۲۴ فروردینماه در مسجد امام صادق(ع) برگزار شد که متن آن از نظر میگذرد؛
موضوع بحث ما «حال خوب» است. ما با تعبیر حال خوب در ادبیات فارسی آشنا هستیم و اتفاقاً یکی از نکات زیبا در گفتوگوهای ما ایرانیان و حتی سایر زبانها این است که از همدیگر میپرسیم حالت خوب است؟ در دعای آغاز سال جدید شمسی هم این دعا را میخوانیم که «حول حالنا الی احسن الحال».
حال خوب غیر از واقعیتهای اطراف انسان است و حتی میتواند غیر از واقعیتهای درونی انسان باشد. واقعیتهای درونی ما هر چه باشند باید حالمان خوب باشد؛ دوست داریم حالمان خوب باشد. همچنین ممکن است انسان حال خودش را خوب نگه دارد، علی رغم همه واقعیتهای بیرونی و درونی، جسمی یا روحی. حال خوب میتواند علیرغم گذشته و آینده قابل تصور باشد، خواستنی باشد و حرکت به سمت آن برای انسان مطلوب و ضروری باشد.
نکته بسیار مهم این است یکی از نقاط مشترک بین زندگی انسان و عموم انسانها و خدای متعال همین حال خوب است و اینکه این امر نقطه مشترک بین انسان و خداست. باید توجه کرد فقط آدمها نیستند که دوست دارند حالشان خوب باشد خدا هم اصرار دارد حال آدمها خوب باشد. عصاره دینداری در برخوردی از حال خوب خلاصه میشود. اهمیت حال خوب نزد خدا بیشتر از اهمیت آن نزد انسانها است. درست است که این مسئله برای انسانها مهم است، اما در دین خیلی بیشتر از این حرفها به حال خوب توجه شده و باید انسانها را از جهالت نسبت به ارزش حال خوب خارج کرد.
پس حال خوب یک امر انسانی است، یک امر معنوی هم هست و ما میخواهیم این وجه مشترک بین انسان و خدا را مورد دقت قرار دهیم. نکته بسیار مهم و ارزشمند این است که بدانیم حال خوب میتواند از کم شروع شود و تا زیاد ادامه داشته باشد. معمولا حال خوب زیاد را خیلیها نمیشناسند و نمیخواهند و از کنارش عبور میکنند. گاهی این حال خوب را در اولیای خدا میبینند، ولی معمولا کسی حال خوب در اوج را تجربه نمیکند و برای رسیدن به آن برنامهریزی نمیکند. اینجا دین و خدا برای حال خوب از انسان مدعی میشوند.
نکته بسیار مهم دیگر در مورد حال خوب این است آدمها خیلی سخاوتمندانه از حال خوب خودشان میگذرند و این خیلی بد است. آدمهای خیلی راحت حال خوب خودشان را از دست میدهند و از به دست آوردن حال خوب صرف نظر میکنند، انگار یک دارایی است که ارزش ندارد. چه شده ما اینطور سخاوتمند شدیم و در از دست دادن حال خوب سخاوتمندی میکنیم. چه شده در به دست آودن حال خوب بیخیال شدیم. به ویژه در جوانها این فاجعه خیلی به چشم میخورد. جوانان قدرت دارند، انرژی دارند و راحت از حال خوب صرف نظر میکنند. فکر میکنند دنبال حال خوب بودن برای دوران بازنشستگی است. به همین خاطر رفتارهایی که به حال خوب لطمه میزند را راحت انجام میدهند. اقتضای روحی جوان این است به بالاترین سطح از حال خوب برسد ولی بیاعتناتر از پیرمردها است. فرهنگ رفتاری و فکر و نگاه جوانها را نابود کردند. جامعه جهانی دشمن حال خوب است. البته من آیات قرآن را در این مورد قرائت خواهم کرد که ببینید حال خوب چقدر در قرآن مهم است.
نکته دیگری که درباره حال خوب بدانیم، حال خوب کودکان است. خیلی اوقات والدین حال خوب بچهها را به هم میزنند، چون کودک مدام حال خودش را خوب میکند و خودش را بازسازی میکند. پدر و مادرها از نظر روحی راحت حال بچه را خراب میکنند. پس در دو گروهی سنی بیتوجهی به حال خوب رایج است؛ یکی جوانها، یکی کودکان. مثلا بچهها را راحت میترسانند. خب این حال بچه را بد میکند و در دراز مدت آثاری میگذارد که به سادگی از بین نمیرود. من دارم ابعاد موضوع را عرض میکنم.
نکته مهم دیگر این است چه وظایفی نسبت به حال خوب دیگران داریم. شاید مهمترین وظیفه اجتماعی ما و مهمترین مسیر رشد فردی ما این است حال دیگران را خوب کنیم و حال کسی را بد نکنیم. ظلم صورت فاحش حال بد است، تضییع حق الناس یعنی حال کسی را بد کردن. بعضی از بزرگان میفرمایند اگر میخواهید صدقه برایتان دفع بلا کند، یک صدقه درشت به فرد خیلی محتاج بدهید تا عمیقا حالش خوب شود. بعد وقتی حال او عمیقاً خوب میشود اتفاقات خوبی برایت رقم میخورد. در رابطه با پدر و مادر کاری کنم حالشان خیلی خوب شود، نه اینکه ناراحتشان نکنم بلکه کاری کنم حالشان خیلی خوب شود. پس درباره دیگران خیلی وظیفه داریم حال دیگران را خوب کنیم. حال خوب در تربیت فرزند یک موضوع مورد غفلت است، حال خوب در دوران جوانی یک موضوع مورد غفلت است. حال خوب در روابط اجتماعی خیلی مورد غفلت نیست ولی خیلی موضوع مهمی است و مراقبت میخواهد. مثلا در همین رانندگیها حال همدیگر را بد میکنیم که آثار وضعی بدی در پی دارد.
منبع: ایکنا
افزودن دیدگاه جدید