تفاسیر قرآنی ناظر به واقعیات زندگی بشر باشند
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا محمدیفرد، استاد حوزه علمیه، ۵ بهمن در نشست علمی «درآمدی به مطالعات قرآن و نظریهپردازی در علوم انسانی» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد با اشاره به اینکه اخیراً کتاب «درآمدی بر مطالعات قرآن و نظریهپردازی در علوم انسانی» از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است گفت: بیش از صد سال قبل فعالیتی در زمینه علوم انسانی اسلامی و علوم دینی شروع شد و آن این است که قرآن را به عنوان منبع معرفتی مورد توجه قرار داد و بدین ترتیب به تولید علوم انسانی قرآنی و دینی پرداخته شد. اگر میخواهیم به سراغ قرآن برویم و از آن علوم انسانی تولید کنیم، باید رجوع روشمند داشته باشیم. بنابراین مهمترین دغدغه و هدف در مطالعات قرآنی، روشمندی در رجوع به قرآن است و برای تحقق این هدف تلاش کردیم که بگوییم مراد از مطالعه روشمند و روش درست چیست؟ این کتاب در راستای معرفی یک روش معتبر در استخراج نظریهپردازی قرآنی و تولید علوم انسانی اسلامی صحیح است.
محمدیفرد با بیان اینکه باید توصیف خوبی از تحقیقات قرآنی در کشورهای ایران، مالزی و کشورهای عربی_ اسلامی انجام شود تا ببینیم باید چه روشی را برای حصول نتیجه اتخاذ کنیم، اظهار کرد: این کتاب در ۵ فصل نگارش یافته؛ عنوان فصل اول «تفسیر موضوعی به مثابه نمونه ایدهآل مطالعات قرآن و نظریهپردازی در علوم انسانی» است. مطالعات قرآن مفهوم گستردهای دارد و هر نوع رجوع به قرآن به غرض بهرهبرداری علمی را شامل میشود ولی مراد ما از مطالعه روشمند، هر نوع رجوع به قرآن کریم نیست، بلکه مراد تفسیر موضوعی استاندارد است. در این تفسیر، موضوعی به قرآن عرضه میشود و دیدگاه قرآن درباره آن به دست میآید، برای اینکه به تفسیر موضوعی استاندارد دست یابیم، با تکیه بر سنت اجتهادی و تفسیری، یک مطالعه تاریخی و مطالعه مفهومی صورت گرفته و در تاریخی سیر تطور تفسیر موضوعی بررسی شده که در سه دوره رخ داده است، دوره اول یا ابتدایی؛ که در این دوره مطالعات موضوعی به صورت گردآوری است و به دیدگاه منسجم از قرآن ختم نمیشود یا شامل مباحث معناشناسی و مفردات است که منتهی به تولید نظریه علمی از قرآن نیست.
وی افزود: دوره دوم میانی است و افرادی مانند طنطاوی و عبده، طالقانی و بازرگان و ... در این مرحله مطالعات قرآنی داشتند. این افراد در مواجهه با نظریات اندیشمندان غربی تلاش کردند بگویند همانطور که غرب فرهنگ و تمدن دارد ما هم داشته و داریم یا قرآن در تعارض با علوم روز نیست. باز در این مرحله هم چیزی به عنوان نظریات علمی قرآنبنیان را شاهد نیستیم. شهید صدر در کتاب السنن خود برای اولین بار واژ نظریهپردازی قرآنی را به کار بردند، گرچه قبل از ایشان هم در آثار علامه طباطبایی و مرحوم شاهآبادی، مباحث اقتصادی و ... از منابع دینی مورد بحث بود، ولی عنوان «نظریهپردازی قرآنی» در آثار شهید صدر مطرح شد. وی غایت تفسیر موضوعی را نظریهپردازی قرآنبنیان برشمرده است و بسیاری از محققان عرب و ایرانی این مفهوم را وارد آثار خود کردند.
تفسیر موضوعی استاندارد
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه تفسیر موضوعی که منتج به نظریهپردازی علمی براساس قرآن شود، تفسیر موضوعی استاندارد است که مؤلفههایی دارد، اضافه کرد: از منظر شهید صدر، موضوعی در تفسیر موضوعی ناظر به واقع موجود و عینیت خارجی است. بنابراین اولین مؤلفه ناظر بودن به واقعیت بیرونی تلقی میشود نه صرفاً استخراج دیدگاه قرآن. اگر میگوییم که قرآن از دوره نزول برای اداره جامعه انسانی دیدگاه دارد، باید در همه زمانها پاسخگو باشد و برای امروز ما هم نظر و برنامه داشته باشد.
محمدی فرد گفت: معتقدیم که استناد به قرآن باید معتبر و حجت باشد و مطالعه تفسیری که بخواهد با علوم انسانی و نظریهپردازی معتبر باشد، باید از سنخ تفسیر موضوعی ناظر به واقع، اجتهادی و غایت آن تولید نظریه دارای حجیت باشد، وگرنه نظریهپردازی قرآنی نیست. البته برای سنجش این مطالعات، معیارهایی لازم است که به الگوی ارزیابی ناظر به مباحث علوم انسانی و قرآنی نیاز دارد. لذا در فصل دوم الگوی جامع ارزیابی تحقیقات علوم انسانی مطرح شده که مختص به رویکرد خاصی در علوم انسانی نیست و معیارهای عام مشترک وجود دارد، زیرا رویکردهای غربی و اسلامی وجود دارد و هر کدام به چندین شاخه مثلاً غربی به هرمنوتیکی و پراگماتیستی و ... تقسیم میشود.
وی افزود: یکی از معیارهایی که در این بخش معرفی شده، لایههای شکلگیری علوم انسانی است که لایه اول، کاربست روش تحقیق محسوب میشود. بیشترین تحقیقات علوم انسانی در لایه کاربست روش تحقیق انجام شده است، یعنی بسیاری از محققان علوم انسانی و اجتماعی، نوآوری در نظریات کلان و روش ندارند، بلکه ذیل یکی از روشهای موجود تحقیق و کار میدانی میکنند. مثلاً در علوم اجتماعی، روش تحلیل گفتمانی، تحلیل مضمون و ... را داریم یا در اقتصاد بحث اقتصادسنجی را طرح میکنند. لایه میانی، چارچوب تولید نظریه یا روش تحقیق است، یعنی محققانی که سطح علمی بالاتری دارند ابداع روش کردهاند یا از مفاهیم و نظریات یک علم، چارچوب نظری را تولید میکنند، یعنی این توانمندی را دارند که نظریات را کنار همدیگر قرار دهند تا قابلیت تحقیقات بعدی را داشته باشد.
پرداختن به معیارهای علوم انسانی بومی
محمدیفرد بیان کرد: در فصل بعدی معیارهای تولید علم را بر اساس قرآن بومیسازی کردهایم، یعنی اگر میگوییم قرآن منبع معرفتی علمی است، معیارهای عام تولید علوم انسانی هم در رجوع به قرآن وجود دارد، در غیر این صورت ارتباطی بین علوم انسانی و قرآن برقرار نخواهد شد.
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه هر تحقیقی در علوم ذیل یکسری مبانی و رویکردهاست، اضافه کرد: نمیتوانیم نظریهپردازی قرآنی داشته باشیم، ولی رویکرد علمی خود را تعیین یا معرفی نکنیم. همچنین عناصر روششناختی باید معرفی شوند. اجتهادی بودن و حیث حجیت در استناد به قرآن هم باید کاملاً روشن بیان شود. مسئله دیگر بازاندیشانه بودن است؛ به این معنا که وقتی ما با توجه به روشی به قرآن رجوع میکنیم، باید عناصری در تحقیق باشد که به ما اجازه دهد تا اگر به دادههای جدید رسیدیم، بتوانیم به واسطه آن مبانی را بازتعریف کنیم. شهید صدر معتقد بود که هرقدر نظریه عامتر باشد، میتواند پایههای مطالعات بعدی در علوم انسانی قرآنی را فراهم کند، یعنی برای مطالعات جزیی ابتدا باید مطالعات اساسی و عام انجام شود و باید دایره مطالعه تجربه بشر را آنقدر گسترده کنیم تا شامل تجربیات عمومی بشر شود نه اینکه فقط ناظر به یک منطقه و محیط و کشور باشد.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: شهید صدر به صورت کلی دو سنخ رجوع به منابع دینی را معرفی کرده؛ اول در کتاب اقتصادنا که اقتصاد اسلامی در آن مطرح است، ولی در ابتدا رجوع به فتاوای فقهایی است که به منابع اسلامی رجوع کرده و فتوا دادهاند. سنخ دوم رجوع هم در کتاب السنن ایشان آمده و ۱۴ جلسه در مورد قواعد تاریخی در قرآن سخن گفته است. او درباره رجوع مستقیم به قرآن بحث کرده و محور بحث ما در این کتاب همین است و با مطالعه در تاریخ تفسیر به این نتیجه میرسیم که در ابتدا تفسیر به صورت ترتیبی و نیز بالغ بر هزار سال بر مطالعات تفسیری حاکم بود و شکوفاییها در قرون ابتدایی رخ داد. از دید وی، شکوفایی در فقه بیشتر از تفسیر است، زیرا فقیه به صورت موضوعی به روایات فقهی مراجعه میکند، ولی چون در تفسیر ناظر به عینیت واقعی و نیازهای جامعه نبود، دچار رکود شد. بنابراین اگر قرار باشد در تفسیر تحول رخ دهد، باید به سراغ تفسیر موضوعی برویم.
وی تأکید کرد: او از رهگذر این مقایسه مطرح میکند که تفسیری به نظریهپردازی قرآنی منتهی میشود که ناظر به واقعیت زندگی اجتماعی باشد وگرنه صرفاً در حد مفهومشناسی واژگان قرآن باقی میماند و نیز در نوع تفسیر باید موضوع و مسئله را از زندگی بشر و تجربیاتش بگیریم و بعد به قرآن عرضه کنیم و این تجربیات هم عام باشد. لذا باید دایره مطالعات تجربه بشر گسترده در نظر گرفته شود. از دیدگاه او، قوانین تاریخ اولین مسئله در زندگی بشر است که باید به قرآن عرضه شود؛ این مسئله از زمان ابن خلدون مطرح و در مارکسیسم هم خیلی مورد توجه بود و اولین کتابی که درباره سنن تاریخ صحبت کرده قرآن کریم است. همچنین موضوعات بشری باید در قالب پرسشها به قرآن عرضه شود و با استنطاق از قرآن به حل آن بپردازیم و نباید نظریاتی را که متعلق به یک جامعه است از قرآن انتظار داشته باشیم، زیرا قرآن برای همه بشریت است.
منبع: ایکنا
افزودن دیدگاه جدید