اگر اعتماد به حکومت وجود نداشته باشد سنگ روی سنگ بند نمیشود
مراسم سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدباقر علوی تهرانی ظهر امروز، ششم اردیبهشتماه مصادف با بیست و چهارم ماه رمضان در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد.
گزیده مباحث این جلسه را در ادامه میخوانید؛
ششمین عامل رسیدن به حکمت از نظر جناب لقمان وفای به عهد است. عهد قراردادی است که مراعاتش لازم است، هم به حکم عقل و هم در عرف و هم به حکم شرع. در جوامعی هم که قوانین دین رعایت نمیشود، عهدهایی که بسته میشود رعایت میشود و تعهدات ملاحظه میشود. دلیلش چیست؟ مراعات عهد یکی از مهمترین عوامل و پشتوانههای اداره یک مملکت است. برای اداره حکومت، سه عنصر اصلی وجود دارد: معیشت، امنیت، اعتماد. اگر معیشت به هم بخورد ولی امنیت باشد مردم تحمل میکنند، اگر معیشت و امنیت به هم بخورد ولی اعتماد وجود داشته باشد مردم سختیها را تحمل میکنند ولی اگر اعتماد از بین رفت هرچند معیشت و امنیت وجود داشته باشد مردم تحمل نمیکنند. وفای عهد یکی از عوامل جلب اعتماد است و اگر این اعتماد وجود نداشته باشد سنگ روی سنگ بند نمیشود.
بعضی مسلمان نیستند ولی جوانمرد هستند. از نشانههای جوانمردی وفای به عهد است چون وفای به عهد اعتماد میآورد. اعتماد در زندگی خانوادگی، اجتماعی و سیاسی و حکومتی لازم است و نباید کاری کرد که اعتماد از بین برود چون اگر رفت دیگر نمیشود کاری کرد. اعتماد بر اساس یک پیشینه ساخته میشود و ممکن است هزار سال طول بکشد تا به دست بیاید. در کاسبی ممکن است سر همدیگر را کلاه بگذاریم ولی اینطوری اعتماد را در جامعه از بین میبریم. ممکن است در اثر این کار صد هزار تومان سود کنیم ولی اعتماد را در جامعه از بین بردیم. چقدر باید هزینه کنیم دوباره این اعتماد بازگردد؟
وقتی سران قریش علیه پیامبر(ص) به پادشاه روم نامه نوشتند تا کمک بگیرند و پیامبر(ص) را از میان راه بردارند، پادشاه روم سوال کرد این آدم قبلا چگونه بود وفادار به عهد بوده است گفتند آری، پرسید امانتدار بوده است گفتند آری، بعد گفت پس این آدم در ادعای نبوتش هم دروغگو نیست. پس وفای به عهد جلب اعتماد میکند. اعتماد چیزی نیست که با پول به دست بیاوری، باید از لحظه لحظه عمرت استفاده کنی تا اعتماد بسازی کما اینکه پیامبر(ص) از قبل از بعثت شروع کرد تا این اعتماد به وجود آید.
کسی که وفای به عهد ندارد دین ندارد
در روایت داریم کسی که وفای به عهد ندارد دین ندارد. در روایت دیگری میخوانیم کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، اگر وعدهای داد باید به آن وفا بکند. به شما میگویند اگر خواستید دختری را به عنوان عروس انتخاب کنید باید مومن باشد، دیندار باشد ولی شما هیچ وقت نپرسیدید شاخص ایمان و دین چیست؟ یکی از شاخصهای دینداری وفای به عهد است: «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ».
پیامبر(ص) با مردی کنار سنگی قرار گذاشت. اصحاب گفتند خوب است از کنار این سنگ که زیر آفتاب است زیر سایه بروید ولی پیامبر(ص) فرمود من با آن آدم اینجا قرار گذاشتم و اگر نیاید حشر من اینجا خواهد بود. پیامبر(ص) ضعف عقل ندارد، پیامبر (ص) بیکار نیست بلکه وفای به عهد خیلی مهم است چیزی که برای ما هیچ ارزشی ندارد. یکی از عهدهای ما پیوند زناشویی است. شما در روز اول چه تعهدی کردید ولی الآن خلاف آن عمل میکنید و انتظار دارید زندگی استوار باشد. اینهمه پافشاری برای وفای به عهد برای این است که اعتماد از بین نرود. لذا شریعت ما اموری که به مسئله اعتمادسازی برمیگردد خیلی سنگین میگیرد مثلا میگوید غیبت نکن، دروغ نگو چون اعتماد از بین میرود. اگر من و شما به هم اعتماد نداشته باشیم دیگر فقط اسممان انسان است.
هیچ کس حق ترک آن را ندارد
در سطح حکومت توصیه پیامبر(ص) به یکی از کارگزارانش چنین است: تو را به تقوای الهی سفارش میکنم، یعنی از خدا بترس، همچنین تو را توصیه میکنم به راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک خیانت. ترک خیانت مخرج مشترک راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت است. وفای به عهد از اصلیترین مقررات دین است. راوی میگوید به امام سجاد(ع) عرض کردم چکار کنیم تمام دین را انجام دادیم؟ حضرت فرمود راست بگویید، به عدالت حکم کنید و وفای به عهد بکنید. این سه کار، انجام همه دین است. اگر بخواهید به عدالت عمل کنید، حکم عدالت بین شما و خدا چیست؟ اینکه بنده خدا باشیم و تمام عبادات را انجام دهیم. همه چیز در این سه جمله است. در روایت دیگری آمده است وفای به عهد چیزی است که هیچ کس حق ترک آن را ندارد. روزه ماه رمضان واجب است ولی اگر مسافر باشی به تو واجب نیست ولی سه چیز را نمیتوان ترک کرد؛ یک، ادای امانت چه به آدم خوب و چه بد، دو، وفای به عهد چه به آدم مسلمان و چه غیر مسلمان و سه، نیکی به پدر و مادر چه آدم خوبی باشند چه آدم خوبی نباشند.
داستان حکمیت را همه شنیدید. یک عده شورشی امیرالمومنین(ع) را وادار کردند با معاویه به حکمیت برود. حضرت فرمودند هیچ چیز برای من تلختر از این نبود که یک خیمه دیگر مانده بود ریشه فساد کنده شود ولی یک مشت آدم بیمغز و نفهم شمشیر کشیدند و ایشان را وادار کردند دست از جنگ بردارد. وقتی این گروه شورشی نادان فهمیدند معاویه چه کلاهی سرشان گذاشته است به علی(ع) گفتند ما را بسیج کن دوباره با معاویه بجنگیم. حضرت نگاهشان کرد و فرمود من اول هم همین را خواستم ولی شما نگذاشتید این اتفاق بیفتد ولی الآن که عهد بستم دیگر این کار را نمیکنم.
منبع: ایکنا
افزودن دیدگاه جدید