با شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) چه بر سر "ایمان" و "هدایت" آمد؟
مظلومیت بی انتهای علی(ع)
... چه مظلومي از عالَم رفت! چه مظلومي! ... به اتّفاق تمام مفسّرين ، تمام محدّثين ، تمام اصحاب مسانيد از عامّه، مراد از أنفسنا در آيهي مباهله «عليّ بن ابي طالب» است؛ اين يك جمله از كتاب الله. امّا متن صحيح بخاري اين است كه در سه موضع اين حديث را نقل كرده است كه: يا علي ! أنت منّي و أنا منك ؛ حجّت اين جور بر دنيا تمام ميشود. اعظم صحاح نزد همهي عامّه ، صحيح بخاري است و او اين حديث را در سه مورد نقل كرده است: يا علي ! تو از مني و من هم از تو ام! اين دو كلمه از كتاب و سنّت است و آيا دنيا ميتواند جواب بدهد؟
اگر به حكم خداوند، علي جان پيغمبر است، اگر به حكم سنّت قطعيّه، علي از خود پيغمبر و پيغمبر هم از علي است، فاصلهي ميان پيغمبر و علي به سه خليفه، با چه عنواني قابل توجيه است؟! دنيا (اگر ميتواند) جواب اين دو كلمه را بدهد.
كسي از پاي منبر او برخاست و گفت: وا مظلمتاه! يا اميرالمؤمنين! به من ظلم شده است. حضرت فرمود: اگر به تو يك ظلم شده ، امّا به من به عدد ريگهاي بيابان ظلم شده است.
وظیفه هیئت های مذهبی چیست؟
حال، وظيفهي ما در روز شهادت چنين كسي چيست؟ دو جمله كافي است ؛ روايت معتبري است راجع به ماه رمضان؛ فرمود: قد أقبل إليكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة، بعد به بيان اوصاف ماه رمضان در اين خطبهي غرّاء پرداخت و ماه رمضان را وصف كرد كه: نَفَسها در اين ماه ، تسبيح است و خوابتان عبادت... و يك مرتبه صداي گريهي خاتم النبيين بلند شد. همه مبهوتاند، چه شده؟ پيامبر خاتم، آن هم گريه با صداي بلند... ؛ همه حيراناند؛ چرا؟ اين اشك ريزان براي چيست؟ ... اشاره كرد به اميرالمؤمنين و گفت: براي آن ضربتي كه بر سر تو در اين ماه وارد ميشود!
اگر خاتم النبيين قبل از اين ضربت با صداي بلند براي اين مصيبت گريه ميكند، من و تو بايد چه كنيم؟
افسوس كه عمر گذشت و نفهميديم؛ قدر ندانستيم و باختيم؛ َرحِمَ الله مَنْ أحيا أمْرَنا! هر هيئتي كه روز بيست و يكم بيرون بيايد، حركت آن هيئت احياء امر اميرالمؤمنين است. امام ششم فرمود: خدايا! رحمتت را بر آن كسي بفرست كه امر ما را زنده كند ؛ آن رحمت چه رحمتي است؟ ورحمة ربّك خير ممّا يجمعون. آن هيئت بيرون آمد، اين رحمت را برد، آن ديگري بيرون نيامد، اين رحمت را از دست داد.
كسي نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت: يا علي! من گرفتارم. به قنبر رو كرد و فرمود: به او هزار بده! قنبر پرسيد: يا اميرالمؤمنين! هزار دِرهم بدهم يا هزار دينار؟ هزار درهم هزار مثقال نقره ميشود و هزار دينار هزار مثقال طلا. اين كَرَم علی است كه فرمود: ببين به حال او كدام بهتر است! كلاهما عندي حجران. یعنی: هر دو نزد من سنگ است؛ براي من تفاوتي نميكند، چه طلا چه نقره، ببين براي كدام سودمندتر است! كسي كه اين دستِ باز را دارد، هنگام جان دادن با تو چه خواهد كرد؟!
افسوس كه عظمت و اهمّيّت اين مصيبت، نه قابل وصف است و نه قابل درك! من مبهوتم كه چه بگويم؟!
در غزوهي احد، نود جراحت به بدنش رسيد. پيغمبر به عيادت او آمد، ديد جراحتها بدن را سوراخ سوراخ كرده است و داخل اين جراحتها فتيله وارد ميكنند. وقتي كه چشم رسول خدا به اين منظره افتاد، به صداي بلند گريه كرد! اميرالمؤمنين گفت: يا رسول الله! همهي اينها سهل است ، همه در راه خدا سهل است ...
ارکان هدایت خراب شد... و رشته ایمان پاره گشت...
صبح نوزدهم ماه رمضان به مسجد آمد و قاتل خود را بيدار كرد و فرمود: خبر دارم كه زير ردا چه مخفي كردهاي. بعد در محراب ايستاد؛ آن روز در نماز خويش، سورهي انبياء را خواند؛ يعني چه؟ يعني يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر، همه دور اين محراباند. سپس به سجده رفت و سر از سجده برداشت...
جبرئيل امين وحي خداست. قرآن بخوانيد تا بفهميد جبرئيل كيست! علّمه شديد القوی ذو مرّة فاستوی وهو بالأفق الآعلی ... چنين كسي ميان زمين و آسمان سه جمله دارد و هر جملهاي هم با «والله» همراه شده است... اين جاست كه عقل شيخ انصاري، شيخ طوسي، شهيد اول و شهید ثاني مبهوت است...
وقتي ضربت به آن سر وارد شد، جبرئيل بين زمين و آسمان گفت: تهدّمت والله أركان الهدی! اين كلام امين وحي خداست ... تهدّمت والله أركان الهدی؛ یعنی: قسم به ذات قدّوس خدا كه اركان هدايت خراب شد...
جمله دوم كه من از گفتن آن عاجزم تا چه رسد به درك آن! ... گفت: إنطمست والله نجوم السّماء وأعلام التقی؛ همهي عَلَمهاي تقوا خاموش شد و نور و بهاء ستارگان آسمان هم رفت...
جمله سوم كه عقل را مبهوت ميكند اين است: إنفصمت والله العروة الوثقی؛ یعنی: به ذات خدا قسم كه عروهي وثقی پاره شد... اين عروهي وثقی كه شب بيست و يكم پاره شد چيست؟ قرآن را بخوانيد تا بفهميد: فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقی؛ ... پس معني آن جمله اين است كه در اين ضربت، ايمان به خدا بكلّي منفصم (پاره) شد!
آيا روز بيست و يكم چه روزي است ؟ إنفصمت والله العروة الوثقی؛ وقتي كه چنين ضربتي به سر رسيد، جبرئيل ميان زمين و آسمان، اعلانش اين بود و هر سنگي را كه از زمين برداشتند، خون جوشيد،...
امّا خود او گفت : فزت و ربّ الكعبة! غوغايي است! ...
اما همان كسي كه در آن ضربت گفت: فزت و ربّ الكعبة ، وقتي جنازهي زهرا (سلام الله عليها) را تحويل پيغمبر داد، گفت:
نفْسي علی زفراتها محبوسة * * * يا ليتها خرجت مع الزفرات !
یعنی: اي كاش علي مرده بود! ...
/م118