حجت الاسلام نقویان: به قدری غرق نعمت هستیم که فراموش میکنیم صاحب این نعمت کیست!

کد خبر: 18590
مراسم جشن میلاد امام رضا علیه السلام در مهدیۀ تهرانپارس با سخنرانی حجت الاسلام نقویان و مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه و دیگر ذاکرین اهل بیت (علیهم السلام) برگزار شد.

وارث: مراسم جشن میلاد امام رضا علیه السلام در مهدیۀ تهرانپارس با سخنرانی حجت الاسلام نقویان و مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه و دیگر ذاکرین اهل بیت (علیهم السلام) برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام والمسلمین نقویان را می خوانید:

ما گاهی اوقات به قدری غرق نعمت می شویم که فراموش میکنیم صاحب این نعمت کیست، این نعمت از کجا به ما رسیده است و ما باید پیش چه کسی برویم و زانو بزنیم و تشکر بکنیم؟ به قول مولانا

جمله مهمانند در این عالم ولیک

کم کسی داند که او مهمان کیست؟

خوش بحال کسانی که صاحب خانه و ولی نعمت را می شناسند و به سراغش می روند و از او تشکر می کنند. باید دعا کنیم که خدا ما را نست به ولی نعمتمان بابصیرت بگرداند.

این دهه را که به نام دهۀ کرامت نام گذاری کرده اند از ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها تا ولادت امام رضا علیه السلام باید بدانیم که ما هرچه داریم از این بزرگواران است، انشاالله خداوند ما را مورد لطف ویژۀ این خواهر و برادر قرار بدهد.

داستان ما دقیقاً داستان یک مشت گل است که در دستان یک کوزه گر قرار گرفته است، کوزه گر با هر حرکت دست خودش به این گل شکل می دهد، همین یک مشت گل بی ارزش و ناچیز را لعاب می دهند، نقش و نگار میزنند تا برای خودش قدر و منزلتی پیدا می کند.

حالا داستان ما هم شبیه همین است، خداوند ما را از گلی بی خاصیت خلق کرد، بعد ما را بین دو دست یک کوزه گر گذاشتند. دستان خدا و اولیائش همان دستان کوزه گر است تا ما شکل درستی پیدا بکنیم.

همۀ سخنان انبیاء و اولیاء همین است که بگذارید دست ما به شما بخورد، دست شیطان به ما می خورد، دست هوا و هوس خودمان به ما می خورد، باید بگذاریم دست ائمه ما را شکل بدهد. خداوند انبیاء و اولیا را فرستاده است تا این نفس وحشی و بی قرار و نا آرام ما را رام کنند.

پس کار ما این است که اگر بخواهیم نفسمان ارزشی و قیمتی بشود باید اجازه بدهیم که در زندگیمان ظرافت ها پیدا بشود، این ظرافت ها را هم دست یک انسان ظریف و لطیف باید بسازد. خدا می فرماید اگر خودتان را دست من بسپارید من با ظرافت و لطافتم شما را قیمتی می کنم. منتها ما خودمان را دست خدا نمی دهیم.

باید بدانیم که هدف حضرت معصومه سلام الله علیها از سفر به ایران چه بود؟ حضرت معصومه سلام الله علیها به ایران آمدند تا برادر خود را ملاقات کنند اما در این راه جان باختند، امکان ندارد خواهر و برادری که با هم قهر هستند به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه اسلام بروند و زیارتشان قبول بشود. قصۀ ما همین است، باید اجازه بدهیم این دست سازنده به ما بخورد تا ساخته بشویم، از نفس بی مقدار و بی ارزش خود برسیم به نفیس شدن.

بذر گردو را که وقتی کشاورز می کارد تا به تبدیل به گردو بشود وقتی وارد خاک شد، این خاک به گردو فشار می آورد و آن را می شکند. بعد از شکستن نوبت شکفتن است. اگر ما در دل خاک به دست یک باغبان شکستیم آن وقت یک گردوی بی خاصیت تبدیل به یک درخت تنومند می شود. اما اگر روی خاک با جلوه و خودنمایی بمانیم آخرش هم یک کلاغی ما را با نوکش می شکند. این شکستن کجا و آن شکستن کجا؟

خداوند کشتی امام حسین علیه السلام را در کربلا شکست و گفت حسین جان اینجا به خاطر من خودت را بشکن و شکست. اما چون در دستان زارع هستی که خداوند بود شکست، از آن شکستن به شکفتن رسید. هرچه زمان می گذرد این شجرۀ طیبۀ امام حسین علیه السلام شکفته تر می شود.

حال که در آستانۀ ولادت امام رضا علیه السلام هستیم از خداوند بخواهیم که به ما توفیق بدهد که اجازه دهیم این دستان خدا به ما بخورد و از این یک مشت گل بی خاصیت وجودمان یک جام طلایی ساخته بشود که هم خودمان قیمتی بشویم و هم هرکس که با حشر و نشر دارد به او هم یک نسیبی از این ارزش برسد. 

در ادامۀ این مراسم حاج سید مجید بنی فاطمه به مدیحه خوانی پرداختند.

چه غم گر گنه کار و نامه سیاهم

علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش

کرم کرد و داد از عنایت پناهم

زفعلم نپرسید، کاهل خطائی

برویم نیاورد من رو سیاهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت

نگویید دیگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من

رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

کنم ناز دیگر به طوبی و سدره

که در بوستان ولایت گیاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم

به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت

عطا کرد، سوز دل و اشک و آهم

اگر خوار بودم، اگر پست بودم

رضا داد قدرم، رضا داد جاهم

اگر کوه عصیان بود روی دوشم

اگر گشته کاهیده تن مثل کاهم

شدم خاک پای امام رئوفی

که بر شهر یاران کند پادشاهی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرّضایم

 

خوشا آن غریبی که یارش تو باشی

 قرار دل بی قرارش تو باشی

 خوشا ان که تنها تو را دوست دارد

 چه خوشتر اگر دوستارش تو باشی

زبیداد پائیز هم غم ندارد

 هرآن دل که باغ و بهارش تو باشی

 برآن محتضر می برم رشک هر شب

 که شمع شب احتضارش تو باشی

 خراسان حریم حرم هاست آری

 حریمی که پروردگارش تو باشی

 خوش آن خانه بر دوش دور از دیاری

 که هم خانه وهم دیارش تو باشی

 خوشا آن گدائی که تنهای تنها

 کناری نشیند کنارش تو باشی

 خوشا آن تهی دست بی برگ وباری

 که در این چمن برگ و بارش تو باشی

 خوشا آن که یک عمر پروانه ات شد

 که یک لحظه شمع مزارش تو باشی

بود ناز بر لاله زار خلیلش

کسی را که بر دل شرارش تو باشی

کلیک کنید

/م.ق106