معنای مشیت وارده

کد خبر: 22964
خواست خدا اين است كه انسان نيز در كارهايش مختار باشد، آيا مى دانى "مشيت" (خواست خدا) يعنى چه؟
وارث: يونس بن عبدالرحمان، از شاگردان حضرت رضا(ع) بود، و در آن عصر بحث و بررسى درباره سرنوشت و اراده و مشيت و...، در ميان دانشمندان رواج داشت، معماى اين امور براى يونس، حل نشده بود، يونس ‍ مى خواست اين معما با بيان شيواى امام رضا(ع) حل و روشن گردد، به محضر آن حضرت آمد و درباره امور پيش گفته، سخن به ميان آورد و (توضيح خواست) امام رضا(ع) به او چنين فرمود:


((اى يونس ! عقيده "قدربه" (1) را نپذير، زيرا عقيده آنها نه با گفتار اهل بهشت تطبيق مى كند، و نا با گفتار دورخيان، و نا با گفتار شيطان ، مطابقت دارد، زيرا (طبق آيه 43 سوره اعراف) بهشتيان در بهشت گويند: «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ : ستايش خدايى را كه ما را بدين [راه] هدايت نمود و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏ كرد ما خود هدايت نمى‏ يافتيم.»


دوزخيان (طبق آيه 106 مؤ منون ) در دوزخ مى گويند:« قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ؛ پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد، و ما قوم گمراهى بوديم.»


و ابليس (طبق آيه 39 حجر) گفت :«رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي؛ پروردگارا، به خاطر اينكه مرا گمراه ساختى.»


(بنابراين اين هر سه گروه ، نيكى و بدى را به خدا نسبت مى دهند، ولى قدريه به خودشان بر مى گردانند.)


يونس :سوگند به خدا، من گفتار آنها (قدريه) را قبول ندارم، بلكه عقيده ام اين است كه : «چيزى پديد نيايد مگر آنچه را خدا بخواهد و اراده و مقدر و حكم نمايد.»


امام رضا: اى يونس ! اين گونه نيست ... (بلكه خواست خدا اين است كه انسان نيز در كارهايش مختار باشد) آيا مى دانى "مشيت" (خواست خدا) يعنى چه ؟


يونس : نه.


امام رضا: خواست خدا، ياد نخستين (لوح محفوظ) است، آيا مى دانى "اراده" چيست؟


يونس : نه.


امام رضا: اراده ، تصميم بر آنچه مى خواهد، مى باشد آيا مى دانى قدر يعنى چه؟


يونس : نه.


امام رضا علیه السلام: قدر، همان اندازه گيرى و مرزبندى است، مانند مدت عمر زندگى، و هنگام مرگ، سپس فرمود: منظور از حكم (قضاء) محكم ساختن و عينيت بخشيدن است.


يونس (كه از بيانات روشن امام رضا(ع) قانع و خشنود و شيفته آن حضرت شده بود) اجازه طلبيد كه سر مقدس امام را ببوسد، و در اين حال عرض ‍ كرد:« فتحت لى شيئا كنت عنه فى غفله ؛ گره مطلب مشكل را بروى من گشودى كه من از آن ناآگاه بودم.»(اصول کافی باب الجبروالقدر،حديث 4، ص 157، 158، ج 1.)

 


پی نوشت:

1ـ منظور از "قدريه"  در اينجا كسانى هستند كه مى گفتند: خدا همه امور را به بشر تفويض ‍ كرد و واگذاشته، و سلطه خود را از بشر برداشته است.


 /س.ب 215