جلسه هفتگی هیئت عشاق الحسین (ع) برگزار شد + گزارش تصویری
وارث: جلسه هفتگی هیئت عشاق الحسین (ع) با سخنرانی حجت الاسلام بهاری و مداحی کربلایی حسن حسینخانی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیهم السلام برگزار شد.
در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام بهاری را می خوانید:
پروردگار عالم در بین اسامی که دارد یک اسم بسیار قابل توجهی دارد که در دعای جوشن کبیر هم این اسم آمده و خدا را طبیب معرفی کرده است،
از وجود مقدس امیرالمومنین علی علیهالسلام سوال کردند که: رسول گرامی اسلام صليالله عليه وآله چطور شخصیتی بود؟ حضرت خواستند که ایشان را معرفی کنند فرمودند: همانا پیغمبر طبیبی بود که بر خلاف سایر طبیب ها مطب نداشتند نزد مردم به او مراجعه کنند و در کوچه و بازار به دنبال بیمار می گشتند تا درمانش کنند که اتفاقاً در این درمانگری هم وجود شریفش به تمام وجه تلاش کرد، و بزرگترین قدمی که ایشان برداشتند، زدودن بزرگترین عیب جامعه آن روز بود.
شاید اگر توجهی به آیه 10 سوره ملک داشته باشیم اوج مصیبت پیامبر صليالله عليه وآله را درک می کنیم که حضرت با چه مشکلی رو به رو بود. در این آیه کریمه وجود مقدس پروردگار عالم می فرمایند: روز قیامت مردمی که روزی آنها بهشت می شود جهنمی ها را می بینند و از مجموعه بهشتیان جهنمی ها را مورد سوال قرار می دهند که: چه چیزی باعث شد که جهنمی شدید؟ اهل جهنم جواب می دهند که " اگر گوش ما صدای حق را می شنید چنین اتفاقی رخ نمیداد."
این آیه نشان می دهد که مصیبت دوران پیامبر صليالله عليه وآله بود و آیه این است: " وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ " اگر ما دو ویژگی داشتیم یکی اینکه می شنیدیم و دوم عقل را استفاده می کردیم، در وجود انسان دو عضو است که خداوند به گونه ای چینش کرده است که گره مستقیم به دل دارند یکی چشم است و دیگری گوش. یعنی قوه دیداری و شنیداری انسان اتصال مستقیم دارد به قلب انسان به تعبیری که باباطاهر دارد:
" ز دست دیده و دل هر دو فریاد / که هر چه دیده بیند دل کند یا * بسازم خنجری نیشش ز فولاد / زنم بر دیده تا دل گردد آزاد "
گوش هم اینگونه است!
آیه کریمه می فرماید اگر ما اهل شنیدن بودیم به این روز دچار نمی شدیم از روزی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رحلت کردند تا روزی که صدیقه طاهره سلاماللهعلیها جان به جان آفرین تسلیم کرد و حوادثی که پیرامونش رخ داد حادثه ای پیچیده بود و آن این است، ایشان به امیرالمومنین علی علیهالسلام پیغام داده است که بلال را نزد من آورید من دلتنگ صدای اذانم، منزل حضرت مرضیه سلامالله علیها با مسجد فاصله ای نداشته و دیوار به دیوار بود و از درون مسجد به خانه راه داشت، مگر بعد از رحلت پیغمبر صليالله عليه وآله موذنین اذان نمی گفتند؟ می گفتند، مگر صدای اذان در مدینه نمی پیچید؟ می پیچید، چطور فاطمه سلامالله علیها می فرمایند: من صدای اذان را نمی شنوم؟! نه اینکه تصور کنید جهنمی هستند و نمی شنیدند، عادت دادن گوش به شنیدن صدای حق، که حضرت می فرمودند: من صدای حقی نشنیده ام یعنی اذانی که از حنجره موذن آن زمان بعد از رحلت پیامبر صليالله عليه وآله بلند می شود اذان حق نیست و گوش من فاطمه عادت به شنیدن چنین صداهایی ندارد، صدای حق اگر بلند شد گوش من می شنود؛ بلال آمد و اذان به نیمه نرسیده حضرت از هوش رفت در حالی که هر روز او از موذن می شنید که به رسالت پیغمبر اکرم صليالله عليه وآله شهادت می دهد ولی این تفاوت داشت!
حلقوم حق بود و صدای حق و با نیت حق گفته می شد، ابوسفیان به کسانی که در مسجدالحرام می چرخیدند برای اینکه صدای حق پیامبر صليالله عليه وآله به گوششان نخورد و مسلمان شوند می گفت: پنبه در گوش کنید تا صدای پیغمبر را نشنوید.
در آیات قرآن شنیدن صدای حق دعوت است. امیرالمومنین علی علیهالسلام می فرمایند: اگر در دنیا اجازه دهند صدای حق خواهی ما اهل بیت علیهم السلام به گوش تک تک بشریت برسد در عالم کسی نمی ماند که رو به سمت حق نیاورد.
اینکه قرآن پیامبر صليالله عليه وآله را به عنوان جان جهان طبیب معرفی می کند و امیرالمومنین علی علیهالسلام از او به عنوان دوار اسم می برد و پروردگار عالم نامش را طبیب قرار می دهد آن طبیب بزرگ برای وجود مقدس پیامبر صليالله عليه وآله اسباب طبابت داده است و می فرمایند: اگر همه عالم بر دو محور قرآن و اهل بیت علیهالسلام اجتماع کنند هیچ مرض جسمی و روحی سراغ این جامعه نخواهد آمد. یعنی حق را از حقیقت حق که اهل بیت علیهالسلام بشنویم و حقوق حق را که در قرآن کریم بیان شده است ببینم و عقل را به عنوان پیغمبر درون استفاده کنم و با استفاده از آلالله شروع کنم تا از جامعه جهل زدایی کنم شاید بزرگ ترین درد جامعه جهل است.
جهلی که حاکم شود کمر می شکند. آنقدر در جامعه پیامبر صليالله عليه وآله جهل حاکم بود کسی را که جان جهان می خواندندش تشییع جنازه ای نداشت،
امیرالمومنین علی علیهالسلام می فرمود: پیغمبر را من به تنهایی غسل دادم و جبرئیل کمک می کرد بدن حضرت را برمی گرداند و من آب می ریختم و او را غسل میدادم شخص دیگری نیامد. مردم مات و مبهوت مانده بودند چه کنند با اینکه حضرت مسیر را نشان داده یود ولی جهل از پیشرفت جامعه به سمت حق و حقیقت جلوگیری کرد. جامعه عاقل برنده است و جامعه ای که بر احساسات بنا باشد بازنده.
پس از پایان سخنرانی کربلایی حسن حسینخانی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیهم السلام به عزاداری پرداختند.