حجت الاسلام مهدوی نژاد: اگر هوش معنویمان بالا رود، تربیت می شویم +گزارش تصویری
وارث: مراسم عزاداری ایام وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها با سخنرانی حجت الاسلام مهدی مهدوی نژاد و مداحی ذاکر اهل بیت علیه السلام برادر محسن محمدی پناه در هیئت انصار ولایت دارالعباده یزد برگزار شد.
در ادامه متن سخنان حجت الاسلام مهدوی نژاد را می خوانید:
دو عنصر در تربیت بسیار موثر است. اول وراثت یا همان ژنتیک و دوم محیط. شخصیت یک آدم با ویژگی ها و صفاتی که از والدین به ارث رسیده است شکل می گیرد. حتی ظاهر او هم با آن ویژگی ها شکل می گیرد. کار ژن ها در آدم رساندن وراثت اجداد به انسان است. اینکه دختر و پسر می شود و اینکه ظاهری شبیه به والدین دارد به وراثت مربوط می شود.
محیط هم تأثیر بسزایی دارد. غربی ها تلاش می کنند تا بگویند ما در تعامل با این دو عنصر از خود اختیاری نداریم. در ژنتیک که دخالتی نداریم و از پدر و مادر به ارث رسیده است. محیط هم ساخت دیگران است و مجبور به زندگی در آن هستی. بین دو جبر قرار گرفته ای و می گویند باید سازگاری با محیط را یاد بگیری.
وراثت قابل اصلاح است. می توانیم آن را اصلاح کنی و رشدش دهی. اگر قبل از ازدواج چنین کاری کنی و همسر با تقوایی داشته باشی در فرزندت تأثیر می گذارد.
اصلاً چرا امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امری واجب است؟ چون در فضایی معنوی و الهی تنفس می کنید و باید محیط جامعه با این کار جای امن و پاکی شود.
در اسلام برای معاشرت با افراد دستورات زیادی داریم. اگر جایی گناه می شود که نمی توانی تغییرش دهی، می گویند محیطت را عوض کن. برای اسلام محیط بسیار مهم است.
انسان با وجود اهمیت و تأثیرگذاری وراثت بر خود نباید تسلیم محیط شود. اسلام از اختیار سخن می گوید. می گوید: ما به انسان عقل و اختیار و انتخاب داده ایم. اینگونه که می گویید به طور مثال عده ای که پدرانشان کافر بودند باید به جهنم بروند. عده ای هم که والدین خوبی داشتند باید به بهشت بروند. عده ای هم که در قم زندگی می کردند و محیطی خوب داشتند باید به بهشت بروند و عده ای هم که در کافرستان زندگی می کنند باید به جهنم بروند! آیا حقیقتاً اینگونه است؟ ما که عکس آن را می بینیم.
گاهی میبینیم در محیط بد و گناه آلود همانند غرب که فحشا نهادینه شده است انسان های توحیدی و الهی می بینیم. انسان با عقل و اختیارش با شرایط منفی مبارزه می کند. انسان مومن حق ندارد تسلیم شرایط منفی شود. کار دشواری است ولی غیر ممکن نیست. محکوم به نابودی و تبعیت نیستی.
خداوند در قرآن می فرماید: گاهی خدا زنده ای را از مرده ای خارج می کند و گاهی مرده ای را از زنده ای خارج می کند.
علامه طباطبایی می فرماید: گاهی خدا از یک انسان کافر، مومنی را به وجود می آورد که در واقع آن کافر میت است. انسان بی ایمان میت است. گاهی خداوند از یک میتی حیّیی را خارج می کند و برعکس.
تمام این اتفاقات نشان دهندۀ این است که تو مجبور نیستی خوب یا بد باشی. شما مقلوب شرایط نیستی و تو خود می توانی خودت را تربیت کنی.
پسر نوح علیهالسلام هم اگر بخواهد از هدایت خود استفاده نکند و با اختیارش گمراه شود بسم الله... بفرماید و کسی مانعش نمی شود.
هارون رشید پسری دارد که اهل زهد و عبادت و فرار از کاخ و قتل و حکومت است. با لباس های ساده در بیابان ها عبادت می کند و در آخر از قصر فرار کرده و کارگری می کند. او نمی خواهد در دستگاه پدرش باشد.
معنویت عاملی بسیار مهم در تربیت است. انسان تمایل به بالا کشیدن خود دارد. معنویت و خدایی و توحیدی بودن اصل مهمی در تربیت است. خیلی ها تربیت را خلاصه به آموزش یک سری اطلاعات می کنند! ممکن است شخصی به درجات بالای علم برسد ولی اخلاق و معنویاتی نداشته باشد و وقتی به او نگاه می کنی انسانی کوچک است.
هوش معنوی کسی که بالا باشد یعنی درک معنوی اش بالاست. زندگی اش معنادار است و ظاهری نیست. همانند گوسفند و بز زندگی نمی کند، همانند انسان الهی زندگی می کند. لذت هایش، لذت متعالی است و فهمش الهی است و از نعمت ها متفاوت استفاده می کند و او هم مادیات را استفاده می کند ولی از آن در راه معنوی هم استفاده می کند.
کسی که هوش معنوی داشته باشد، هوش اخلاقی هم پیدا می کند. درک معنوی اش که بالا می رود اخلاقش هم بالاتر می رود. عملکردش وسیع می شود.
کسی که فقط هوش مادی دارد از دنیا جز خوردن و خوابیدن درکی ندارد. برای رسیدن به منافع مادی و لذت های زندگی اش ممکن است دست به هر کاری بزند. اما کسی که هوش معنوی دارد و توحیدی فکر می کند، به معاد و توحید رسیده است و چنین آدمی دنیا را زمین بازی تلقی نمی کند و می داند که دنیا مزرعۀ آخرت است. می داند که به اینجا آمده و لذتش را می برد اما بهره برداری دوچندان می کند و استفاده اش از مادیات هم دوچندان می شود. کسی که هوش معنوی دارد، می خورد و استفاده اش را هم می برد ولی علاوه بر رشد خودش به دیگران هم کمک می کند.
کسی که هوش معنوی ندارد فقط برای این دنیا برنامه ریزی می کند. جایگاه هوش معنوی در عقل متشرع و معنوی است. یعنی عقلی که دین مدار است. کسی که به دین پایبند نیست، عقل دارد ولی هوش معنوی ندارد. استفاده او از تمام دنیایش پنجاه درصدی است. صرفاً به اسباب دنیایی بسنده نمی کند. او کار می کند و نهایت تلاشش را می کند اما در حین تلاش برای خود حق دیگری را پایمال نمی کند. چون دارای هوش و درک معنوی است و میداند برای رسیدن به حق خودش نباید از سر کسی بالا برود. دعا می کند و صدقه می دهد و میداند این کارها زمینۀ موفقیتش را آماده می کند.
اگر خدا را نبینی، تمام زحماتی که کشیدی به نتیجه ای نخواهی رسید. کسی که خدا را ببینید، هوش معنوی اش بالا می رود. چنین کسی هوشیار است. کسی که فهم پیدا کرده باشد، به زیارت می رود و برای عبادت خود وقت می گذارد و میداند که این عوامل در تربیت تأثیر گذار است.
اگر هوش معنوی کسی بالا رفت، او به سمت تربیت حرکت می کند.
در ادامه این مراسم؛ ذاکر اهل بیت علیه السلام برادر محسن محمدی پناه به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.