حجت الاسلام میرباقری: اگر تحت ولایت ائمه(ع)برویم نیاز های حقیقی ما رشد می کند
وارث: مراسم شب پانزدهم ماه مبارک رمضان در حسینیه آیت الله حق شناس با سخنرانی حجت الاسلام میرباقری و مناجات خوانی حاج مهدی سماواتی برگزار شد.
در ادامۀ خبر متن سخنان حجت الاسلام میرباقری را می خوانید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ." الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ "
الف لام راء كتابى است كه آيات آن استحكام يافته سپس از جانب حكيمى آگاه به روشنى بيان شده است
"أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ "
كه جز خدا را نپرستيد به راستى من از جانب او براى شما هشداردهنده و بشارتگرم
"وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا"
و اين كه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهره مندى نيكويى تا زمانى معين بهره مند سازد (1تا3 هود)
تمامی انذار هایی که انبیای الهی فرموده اند و در راس آن ها وجود مبارک رسول الله صلیاللهوعلیهوآله، انذار از پرستش غیر خدا است و تمام بشارت هایی که داده اند بشارت نسبت به توحید بندگی و پرستش خدای متعال است. پرستش غیری که ما از آن منع شده ایم فقط شرک جلی نیست بلکه هر نوع عبادت حتی عبادت خفی، از غیر خواستن، به غیر تکیه کردن، از او ترسیدن، همه این ها داخل در شرک است و آن عبادتی که ما باید به آن برسیم اخلاص در بندگی مقامی است که همه شئون حیات ما غرق در محبت خدای متعال و اخلاص در بندگی آن هم بندگی از سر محبت و حب باشد. توحیدی که حضرت ما را به آن دعوت کردند این توحید جامع است. که ما را از شرک به مفهوم وسیعش پرهیز بدهند.
نکته دوم اینکه برای نجات از ظلمات شرک و نورانیت به انوار توحید باید توجه داشته باشیم در عالم 2 وادی هست : وادی توحید و ولایت الله و دیگری وادی ظلمات و شرک. باید از وادی ظلمات نجات بیابیم و به وادی نور برسیم. همه انذار ها باطنش انذار از بودن در وادی ظلمات است. از بودن با اولیای طاغوت و شیاطین جن و انس است. زیرا آن ها مارا به شرک و کفر دعوت می کنند. و همه بشارات قرآن به بودن با نبی اکرم صلیاللهوعلیهوآله و اهل بیتشان علیهم السلام و بودن در وادی توحید است. اگر به این وادی راه بیابیم سیر در وادی توحید سیر در درجات و مقامات ولایت اهل بیت علیهم السلام است و هرمقامی که در ولایت اهل بیت علیهالسلام آنها برسیم به هما اندازه موحد هستیم و از شرک نجات یافته ایم. به اندازه تمسک به اولیای طاغوت مشرک و ملحد هستیم. دست اهل بیت علیهم السلام در شفاعت باز است. هم می توانند هم ماذون هستند.
دو نکته کوتاه را اشاره کنم: 1. در سیر در وادی توحید اگر می گویند از غیر بپرهیزید این به معنای اعراض از نیاز ها و خط کشیدن روی نیاز های ما نیست. به معنای اعراض آلهه و بت هایی است که هیچ کاره اند. اگر برای رفع نیازها در وادی اولیای طاغوت رفتیم نیاز مارا نیاز به دنیا و طبیعت می دانند و مارا متعلق به اسباب می دانند. مشرک می شویم. شدت روانی در دنیا برای ما ایجاد می کند و وابسته به دنیا می شویم. در دنیای مادی مدیران، بشر را وابسته به دنیا می کنند. جلوی توجه به آخرت را می گیرند. هم نیازمان مارا وابسته می کند هم رفع نیازمان. انبیای الهی می گویند: هرچه نیاز ما گسترده تر می شود فقر ما به رحمت خدای متعال بیشتر می شود. هرچه بیشتر نیازمان تامین می شود نزد خداوند فقیر تر می شویم محبت و معرفتمان نسبت به حضرت بیشتر می شود و این ما را رشد می دهد. روایتی که می فرماید:" اگر شما یک لیوان آب را می خواهید بیاشامید سه جرعه کنید و بعد از هرجرعه حمد خدا را بگویید، بهشتی می شوید." می خواهد بگوید وقتی خود را محتاج رحمت خدا دیدید موحد می شوید. وقتی از مسببات چیزی را بگیریم و دل بسته شان شویم رنج می بریم چون هیچ کاره اند. چرا وقت مرگ انسان نا امید می شود؟ زیرا مرگ چیزی جز اسباب و آلهه ما نیست. اگر انسان متکی به رحمت خدای متعال شد ناامید نمی شود چرا که خدا را همه کاره می داند. نیاز ها جمع و رد نمی شود ولی متعلق به حضرت حق می شود و انسان از او می خواهد و خود را فقیر او می بیند.
یک اتفاق دیگری که می افتد این است اگر انسان در وادی ولایت ائمه نار رفت آنها بخشی از نیاز های طبیعی انسان را خیلی گسترده می کنند و اشکالی به آنها می دهند. خوردنی های متنوع آشامیدنی های متنوع و غیره. آیا این تنوع نیاز است یا ایجاد نیاز مصنوعی است؟ در تحت ولایت شیطان یک سری نیاز های مصنوعی ایجاد می شود. که نیاز فطری انسان را هیچ گاه شکوفا نمی کند بلکه سرکوب می کند. ما یک نیاز به حضرت حق هم داریم در فطرتمان و خدا جو هستیم.
اعراض از آلهه، اعراض از نیاز ها نیست. اگر تحت ولایت ائمه برویم نیاز های حقیقی رشد می کند. در مسیر نیاز و تامین رشد می دهند. خدای متعال در فطرت ما سلسله نیازهایی را مربوط به خود قرار داده است. اگر نبود، دعوت انبیا اثر نمی کرد. خدا در وجود ما عهد بندگی را قرار داده است انبیا این عهد را بالفعل می کنند. ما نیاز به بندگی داریم که یعنی نیاز به ولی و نماز و روزه و همه دین داریم. در فطرت ما میل به بندگی با تمام شئونش هست. تعلق به ولایت و انبیا هست. وقتی به وادی ولایت انبیا راه میابی امام همچون آسمانی است که بر سر ما سایه افکنده است. در روایات امام رضا علیهالسلام در تعریف امام تعابیری همچون: امام سرزمین وسیعی است، امام آسمانی است که بر سر شما سایه افکنده است، ابر پر باران است، باران پر رحمت و نعمت است می آورد. این ها مجاز نیست حقیقت است. در قرآن داریم داستان انحراف امت از امیرالمومنین علیهالسلام : "أَلَم تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلوا نِعمَتَ اللَّهِ كُفرًا وَأَحَلّوا قَومَهُم دارَ البَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ " آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟![در آن سراى هلاكت كه] جهنم است [و] در آن وارد مىشوند و چه بد قرارگاهى است.
دو کار کردند: نعمت را تبدیل به کفر کردند. درنتیجه قوم خود را به زمین بائر بردند.
تبدیل نعمت به کفر
در قران نعمت یعنی امام. از امام رضا علیهالسلام پرسیدند: منظور از نعیم در این آیه چیست"ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ يَوْمَئذٍ عَنِ النَّعِيمِ" امام رضا علیهالسلام فرمودند: ولایت ما است. زیرا خدا به وسیله ما مردم را از ظلالت نجات داده است. با ما از کوری نجاتشان داده است.
در آیه7 سوره حجرات داریم:"حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ۚ أُولَٰئِكَ " «خدا ايمان را براى شما دوستداشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت آنان [كه چنين اند] رهيافتگانند» در تفسیر آیه آمده است که منظور از الایمان امیرالمومنین علیهالسلام است. حب ما نسبت به امیرالمومنین علیهالسلام ایمان ماست. "علی حبه ایمان و بغضه کفر" . وقتی "الایمان" می شود امیرالمومنین علیهالسلام "ْالكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ۚ"می شود اولی و دومی و سومی.
از امام صادق علیهالسلام سوال کردند هل الحب و البغض من الایمان؟ حضرت فرمود: هل الايمان الا الحب و البغض؟ آیا حب و بغض جزئی از ایمان است؟ حضرت فرمود ایمان چیزی جز حب و بغض نیست.و بعد این آیه را خواندند "حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ۚ أُولَٰئِكَ "
ایمان امیرالمومنین علیهالسلام حب الله است و ایمان ما حب امام علیهالسلام است. ایمان ماحب امیرالمومنین علیهالسلام و کراهت از دشمنان حضرت است. "من احبکم فقداحب الله"
نعیم که امام است . ابرار شیعیانند. ولایت اولیا الله نعیم است "ان البرار لفی نعیم" ائمه هادیان ابرارند. باطن جهنم ولایت جور است و باطن بهشت ولایت اولیا خدا. "ان الفجار لفی جهیم ".البته در دو وادی دنیا و اخرت پیروان جور در جهنم اند منتها در این دنیا حجاب هست. روایتی است ذیل همین آیه در کافی از امیرالمومنین علیهالسلام :چرا این کار را کردند این اقوام سنت پیغمبر صلیاللهوعلیهوآله را تغیر دادند و از وصی حضرت روی گردان شدند. نترسیدند خدا عذابشان کند؟ بعد این آیه را خواندند." نحن نعمة الله التی أنعم بها على عباد "ولایت ماست که برای مردم مامن است.
دو وادی داریم: دار بوار و دار دائر. به تعبیر قرآن زمین ها دو دسته اند: "وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا"«و سرزمین پاک ، گیاهش به اذن ( تکوینی ) پروردگارش ( فراوان و پربار ) بیرون می آید ، و آن ( سرزمینی ) که پلید است ( گیاهش ) جز اندک و بی خیر بیرون نمی آید» دار دائر یا سرزمین یا سرزمین طیب که اگر فرد بذر وجودی خود را در این سرزمین قرار دهد حتما ثمر می دهد. شجره طیبه است انسان اگر برگ این درخت شد دائما خرم است. "أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ " و اگر در سرزمین کفر بذرش را برد نابود می شود چرا که سرزمین ولایت آنها دار بوار است. همه نیاز های ما در آنجا جهنمی می شود. "إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعَامُ الأَثِيمِ" طعامشان هم این گونه می شود. رزقمان را می توانیم حرام کنیم.
در مناجات امام سجاد علیهالسلام آمده که چه وقتی به آرامش می رسد انسان. "لا تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ اِلاّ بِذِكْراكَ وَ لا تَسْكُنُ النُّفوسُ اِلاّ عِنْدَرُؤْياكَ؛"«خداوندا، دل ها جز با ياد تو آرام نمى گيرد و جان ها جز با ديدن تو، به آرامش نمى رسد.»
انذار خدا این است نروید تحت ولایت جور چرا که فطرت را نابود می کند. "فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ" در فطرت انسان توحید است. اگر به وادی ولایت جور برود فطرتش نابود می شود. و بعد در رنج خواهید بود. اگر با انبیا حرکت کردید این فطرت شکوفا می شود. در یک روایتی این فطرت را تفصیل داده است. "أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله و أَشْهَدُ ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله " در این روایت که از معصوم علیهالسلام هست: تا اینجا توحیداست. نگویید توحیدو نبوت و امامت. ما میل داریم به سمت امیرالمومنین علیهالسلام برویم و الا اگر نبود ما رنج می بردیم.