اجمالی از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا قاسمیان در شب شانزدهم ماه مبارک رمضان 1394 مسجد ارک
حجت الاسلام غلامرضا قاسمیان شب 16 ماه مبارک رمضان 94 در مسجد ارک سخنان خود را با صلوات و تبریک ایام ولادت امام حسن علیه السلام شروع کردند و به تبریک و بزرگداشت ماه رمضان پرداختند. موضوع اصلی سخنرانی ایشان در بیان آیات 133 تا 136 سوره آل عمران بود که طی آن به موضوعات جانبی مثل سختی عالم آخرت، متقین، حُداث الحسین و نقش ما در کمک رسانی به هم نوعانمان چیست؟ پرداختند در پایان هم با مناقبی از امام حسن علیه السلام به بیان اشعاری پرداختند.
- شناسنامه ماه مبارک رمضان قرآن است به عبارتی شناخت ماه رمضان بحثی کاملاً قرآنی میتواند باشد "شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ" (سوره بقره آیه 185)
- آیات سوره آل عمران از 133 تا 136 به بیان ویژگیهای صالحین میپردازد. در قرآن صالحین تعاریف مختلفی دارند، البته این تعریف با بیان امیرالمومنین در نهج البلاغه همخوانی بیشتر دارد(خطبه متقین) و این نکته بسیار مهم و تموم کننده است.
- امام صادق علیه السلام "یاعْبُدِ اللهَ، کَأنَّکَ تَرَاهُ؛ فَإنْ لَمْ تَکُنْ تَرَاهُ، فَإنَّهُ یرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یَرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیَةِ" (الکافی، جلد2، صفحه352) ای عبدالله خداوند را شاهد عمال خود بدان اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند شاهد ندانستن او کفر است و شاهد دانستن و عمل کردن به معصیت خداوند را کوچک شمردن است؛ دنیا مانند مجموعه بزرگ از شیشههای رفلکس است، مردم فکر میکنند دنیا آینه ای است تمام نما ولیکن شیشه ای است و دیگران شاهد بر اعمال ما هستند.
- "أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جاءَکُمُ النَّذیرُ" (سوره فاطر آیه 37) آیا آنقدر عمرتان ندادیم که هرکه اهل پند گرفتن بود اندرز پذیرد؟ و بیم رسان نیز برایتان آمد! فرصتی نداریم اتمام حجت خدا باما انجام شده از این به بعد کاربر ما سخت و جدی است.
به گورستان گذر کردم کم و بیش/ بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به قبری بی کفن ماند / نه دولتمند برد از یک کفن بیش
- با وجود سنگینی و سختی امر آخرت، در قیامت افرادی به نام حُداث الحسین وجود دارند که از میان ذکر حسین و بهشت، ذکر حسین علیه السلام را انتخاب میکنند.
- امام علی، امام صادق و مشی تمام امامان علیهم السلام این بوده که خود مستقیماً در کمک رسانی به مستمندان شرکت میکردند، پس جادارد ما شیعیان ایشان هم از این رویه پیروی کنیم.
- امام حسن بالواقع مظلوم بودند چرا که در خانه شهید شدند، با وجود اینکه ولی امر مسلمانان بودند، ولی مردم به ایشان وفادار نماندند.
بیانات حاج منصور ارضی در شب شانزدهم ماه مبارک رمضان مسجد ارک تهران
اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمیعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا عَلی جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها
این اصحاب برای کربلا فراهم نمیشد مگر به صبر امام مجتبی علیه السلام.
روز میلاد حضرت مجتبی علیه السلام را گذراندیم، به راستی چه روز پربرکتی است در ماه پربرکت، و این نتیجهی عنایت حضرت حق در ماه مبارک رمضان به اهل بیت علیهم السلام است که این وجود نازنین را خلق کرد. امام حسن علیه السلام خیلی برای ابقای دین زحمت کشیده است، مخصوصا برای کربلا، این اصحاب برای کربلا فراهم نمیشد مگر به صبر امام مجتبی علیه السلام. گفتیم وقتی که انسان لحظهی مرگش فرا میرسد، به مال و خانواده و فرزندان و عملش رو میکند و از آنان درخواست کمک میکند، عمل صالح در پاسخ به او میگوید از دنیا به سمت بهشت کوچ کن، میت غسل دهندهی خود را میشناسد و حامل تابوت خود را قسم میدهد که او را سریعتر ببرد، اینها برای عامل به عمل صالح است، وقتی داخل قبر میشود دو فرشته نکیر و منکر میآیند در حالی که موها و زلفهای او را از پشت سر میکشند و زمین را به قدم خود میشکافند، واقعا وحشت آور است، صداهایشان همانند رعد غرنده است، دیدهها و چشمان آنها همانند برق درخشنده، پس به او یعنی دوست خدا صدا میزنند پروردگار تو کیست؟ امام سجاد علیه السلام میفرمایند تا سوال اول را میپرسند میت لال میشود، آنجا باید زبان باز باشد، حتی اعضای بدن باید جواب دهد ولی زبان لال میشود، دین تو چیست؟ پیامبر تو کیست؟ یکی بالای قبر تلقین میخواند و دیگری داخل قبر میت را تکان میدهد بگو "اَللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبّى" و به او کمک میدهند و جواب میدهد الله پروردگار من است، اسلام دین من است، محمد صلوات الله علیه و سوالات دیگر، این دو ملک میگویند که خداوند تو در آنچه دوست داری و از آن راضی هستی ثابت نگه دارد، و آن قول پروردگار است"ثَبَّتَکَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ" و بعد ائمه علیهم السلام را اعلام میکنیم تا امام زمان علیه السلام روحی فداهم، بعد هم که میگوید "عَفْوَکَ عَفْوَکَ"یعنی خداحافظ.
پس قبر او را به اندازهی چشمش یارای دیدن دارد توسعه میدهند.
"ثَبَّتَکَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ" از قول خدا میفرماید، آن قول چیست؟ "یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذینَ آمَنوا بِالقَولِ الثّابِتِ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَفِی الآخِرَةِ" خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار میدارد؛ هم در این جهان و هم در سرای دیگر(سوره ابراهیم آیه 27) پس قبر او را به اندازهی چشمش یارای دیدن دارد توسعه میدهند، سپس برایش دری به سوی بهشت میگشاید و به او میگویند بخواب ای چشم روشن، ای بصیر. توجه کنید همه کسی به این درجات نمیرسد، همانند خواب جوانی که در نعمت پروده شده،، این است قول و وعدهی خدا که میفرماید"أَصْحَابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِیلًا" آن روز جایگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نیکوتر است(سوره الفرقان آیه 24) .
هرچیزی در راه خدا انفاق کردی میماند.
از زبان امیرالمومنین علیه السلام سه نکته را عرض کردیم، اول چشم هایتان را در دل شب بیدار نگه دارید ولی نه این که حواست پرت باشد، باید با خدا حرف بزنی و با خودت حدیث نفس کنی. دوم شکم هایتان را لاغر کنید و سوم در راه خدا قدمها و گام هایتان را به کار گیرید. یعنی خلاصه باید کار کنید، مخصوصا در این ماه رمضان به اندازه یک سال، فقط یک شب قدرش برتر از هزار ماه است "لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ"(سوره قدر آیه 3) . چهارم "وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَکُمْ" ما شبها صدقه جمع میکنیم، میخواهیم بعد از این که روضه گوش کردی و مناجات کردی، دلت هم پاک شده صدقه بدهی، هم کار خیر است و هم دفع بلا میکند، هرچیزی در راه خدا انفاق کردی میماند.
خداوند به ما میفرماید: در این ماه با گرسنگی و تشنگی به من تقرب پیدا میکنی.
پنجم "وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِکُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِکُمْ، وَ لَاتَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا" از جسم و تن خویش بکاهید و برجان و روح و روان خود بیفزایید، آنقدری که ما به فکر بدنمان هستیم به فکر روح و معنویتمان نیستیم، حضرت میفرمایند مهمتر از همه "وَ لَاتَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا" اصلا بخل نورزید، خداوند متعال خواسته تا شما را بیازماید. در این یک ماه روزه داری، خدا همه را آزمایش میکند ببیند چه کسی مرد محبت خداست. زمان قدیم این وسایل خنک کننده نبود، مردم در گرما و سختی روزه میگرفتند، چه سختی هایی اولیاء خدا میکشیدند، ما چه سختی داریم؟ در این ماه رمضان بااین که همه اش آزمایش خداست، ولی همه جور نعمت هم برای ما آماده است، به ما میفرماید ای بچهی ریش دار، در این ماه با گرسنگی و تشنگی به من تقرب پیدا میکنی، با شکم پر فقط شهوتت اضافه میشود. شبکه قرآن یک برنامهی خوبی دارد که سرگذشت اولیاء خدا را نشان میدهد، واقعا آنها کی بودند، ما کی هستیم، چه رنج هایی کشیدند و چه هدیه هایی برای ما گذاشتند، اما اکثر ما هیچ استفاده ای نمیکنیم. "وَ إِنَّمَا أَرَادَ أَنْ یَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً" خداوند اراده فرموده که آزمایش کند کدام یک از شما نیکوکارترید.
ما وقتی اهل بیت علیهم السلام را داریم دیگر چه وسیله ای میخواهیم تا به خدا برسیم و دست از شیطان برداریم؟
پناه میبریم به خدا، هنگام افطار بهترین لحظه برای دعا کردن است و یک دعای مستجاب دارید، فقط دعاهای مادی و ابتدایی نکنید، هنگام افطار به او بگو من به تو پناه آوردم "أَعُوذُ بِجَلاَلِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَکَ قِبَلِی ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ" پناه مى آورم به عظمت ذات کریمت، از اینکه ماه رمضان از من سپرى شود، یا سپیده این شب طلوع کند و از سوى من نزد تو گناهى یا نتیجه کارى مانده باشد، که مرا بر آن عذاب نمایى. تا دیدی دلت شکست زود بگو السلام علیک یا اباعبدالله علیه السلام خدا میگوید این حسینی است و جوابت را میدهد، تا میگویی السلام علیک یا اباعبدالله همهی اهل بیت علیهم السلام جوابت را میدهند. هرکسی که میآید برای شب زنده داری ملکی را یا ملائکه ای را قرار میدهد خدا و مدام برایش استغفار میکنند تا زمانی که بمیرد، همه اش به خاطر امام حسین علیه السلام است. ما وقتی اهل بیت علیهم السلام را داریم دیگر چه وسیله ای میخواهیم تا به خدا برسیم و دست از شیطان برداریم؟ حتما ما باید سرمان به سنگ بخورد بعدا داد بزنیم؟ که علمای اخلاق فرمودند این سنگ لحد است، چون زمانی که همهی دوستان میروند، میت بلند میشود که بگوید کجا میروید سرش میخورد به سنگ لحد و تازه میفهمد که چه خبر شده است.
اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان
اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه
پانزده شب سرسجاده تو را خواسته ام
در مناجات خدا را زخدا خواسته ام
مسجد جامع قلبم حسنیه شده است
این تو هستی که فقط بین دعا خواسته ام
ته بشقاب تو یک عمر برایم کافیست
من ازین خوردهی نان نان و نوا خواسته ام
لیله القدر مرا زودتر آماده کنید
قدر را در شب میلاد شما خواسته ام
امشب از لحظهی افطار بنام حسنم
ایها الناس بدانید غلام حسنم
مینویسم شرف دامن کوثرها تو
کرم محض تو گنجینه برترها تو
حسنی زاده شدم پس حسنی میمیرم
مهد من تا لحدم اول و آخرها تو
میشوم مستمع هرشب منبرها من
میشوی زمزمه هرشب منبرها تو
دیگ این خانه گواهست کریمی تورا
سفره نذری هرسالهی مادرها تو
خشکسالیست ولی سفره رحمت بازاست
در این خانه روی ما همه ساعت بازاست
باز خم کرده حضورت کمر دشمن را
دفع کن مثل همیشه خطر دشمن را
میروی میمنه از میسره برمیگردی
بیشتر ساخته ای دردسر دشمن را
جمل روز جمل پای تو خواهد افتاد
پس به نیزه بکش آخر جگر دشمن را
گذر تیغ تو یکبار که افتاد به دشت
به زمین ریخت هزاران نفر دشمن را
تب شمشیر تو آتش به خوارج زده است
لشگری پا به فرارست حسن آمده است
........................................................................................
کاش میشد که به من پیرهنت را بدهی
قدری از حسن حسن در حسنت را بدهی
یوسف مصر پیاده به حجاز آمده است
تا به او هم کمی از عطر تنت را بدهی
در رکوع تو مزاحم شده ام تا این بار
تو به این دست عقیق یمنت را بدهی
آمدم هفته به هفته که تو یکبار شده
قول دیدار اویس قرنت را بدهی
سگ این کهف شدم تا به تو منسوب شوم
لقمه نانی بده تا توبه کنم خوب شوم
عابری غربتی ام بارمرا میگیری
جلوی زحمت بسیار مرا میگیری
سود کردم همه زندگی ام رابا تو
تو همیشه ضرر کار مرا میگیری
روزه شیرینی محض است درآن وقتیکه
رطب سفره افطار مرا میگیری
کوچه بند آمده تا سیر نگاهت بکنم
فرصت رفتن بازار مرا میگیری
سرو در محضر تو آمده و خم رفته
زیر دین رمضان تو محرم رفته
سالها گریه به تنهایی حیدر کم نیست
سوختن پای غم سوره کوثر کم نیست
بعد زهرا به در خانه نگاه تو نخورد
درد هجری که کشیدی تو ازین در کم نیست
کودکی بودی و بادست کسی پیرشدی
گذر از کوچه و سرگیجه مادر کم نیست
مسجد شهر تورا از نفس انداخته است
ماتم لعن علی برروی منبر کم نیست
زهر انگار بهانه ست که راحت بشوی
راحت از این همه آزار و جسارت بشوی
.......................................................................................
اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه
آید آنروز که آییم به ایوان طلا
بانشان و علم و پرچم گلدان طلا
چهارده صحن بسازیم برای حرمت
چهارده باب شود باز به دالان طلا
اسم هر باب به نام یکی از معصومین
زینت سر در هر باب به عنوان طلا
وسط صحن که افتد حرم پیغمبر
دور تا دور بسازیم شبستان طلا
سی شب ماه مبارک حرمت میچسبد
هرسحر روضهی یاس است گلستان طلا
تازه آنجاست که ما روضه مادر داریم
پشت هر در سخن از غنچهی پرپر داریم
........................................................................................
آیا شده بال و پرت آتش بگیرد
هر چیز در دور و برت آتش بگیرد
آیا شده بیمار باشی و نگاهت
از نیش خند همسرت آتش بگیرد
آیا شده یک روز گرم و وقت افطار
آبی بنوشی ... جگرت آتش بگیرد
آیا شده تصویری از مادر ببینی
تا عمر داری پیکرت آتش بگیرد
می گِریم از روزی که میبینم برادر
در کوفه موی دخترت آتش بگیرد
می گِریم از روزی که میبینم برادر
از هرم خاکستر سرت آتش بگیرد
آه ... از خنکهای گلویت بوسه ای ده
تاقبل از اینکه حنجرت آتش بگیرد
آقا بس است دیگر مگو از شعله هایت
ترسم که جان خواهرت آتش بگیرد