آیت الله فاطمی نیا: هیچ گاه هنر و موهبت خود را ضایع نکنید

کد خبر: 37124
مراسم وداع ماه مبارک رمضان با سخنرانی آیت الله فاطمی نیا و مداحی حاج علی انسانی در روضه خانگی برگزار شد.

وارث: مراسم وداع ماه مبارک رمضان با سخنرانی  آیت الله فاطمی نیا و مداحی حاج علی انسانی در روضه خانگی برگزار شد.

در ادامه خبر متن سخنان آیت الله فاطمی نیا را می خوانید:


می گویند بیاییم برای ثواب به عمره برویم، به جای اینکه به فکر دریافت معنویات و فواید آن باشند. این تصور مارا بیچاره کرده است. ثواب مثل باران می ریزد، نمی خواهد برای ثواب نیت کنید.
انس با محبوب، ثواب را نیز به همراه دارد، اما تمام نیت ما ثواب و تجارت شده است. امیرالمومنین علیه السلام به کسانی که به فکر ثواب نیستند، احرار می گویند. آزادگانی که از هر قیدی آزاد هستند.

"یعبد الله شکرا" فقط خدا را شکر می کنند. وقتی می گوییم برویم نماز عید ثواب دارد، "فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ" عبادت تجار است زیرا می خواهد به چیزی دست یابد. نماز بخوانیم تا به جهنم نرویم می شود مصداق "تِلْكَ عِبادَةُ العبید" حضرت سیدالشهدا علیه السلام بالای سر حر فرمود: "تو حر هستی و از همه چیز آزاد شدی. همانند چیزی که مادرت تو را نامیده است." وقتی حر نزد سیدالشهدا علیه السلام آمد به قدری نگران بود که پرسید: اگر بمیرم توبه ام حساب می شود؟ از همه چیز آزاد است. در داستان حضرت نوح علیه السلام وقتی به قرآن نگاه می کنیم می فرمایند: "مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا" بخاطر خطاهایشان غرق شدند.خیلی ها داستان پردازی های غلط می کنند.

نماز عید هم اگر می خوانید با حریت بخوانید. در نماز عید دو نکته وجود دارد اول اینکه این روز چقدر مهم است؟ اول نماز گزار می گوید: "اَسْئَلُک بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ "خدایا من به حق این روز از تو می خواهم.
بدانیم که روز عید فطر خیلی مهم است. "اَنْ تُدْخِلَنِی فی کلِّ خَیْر اَدْخَلْتَفیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد" «من را داخل کنید در هر خیری که محمد صلی الله علیه و آله و آل او را داخل کردید.» "اَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ" «و من را خارج کنید از هر بدی ای که محمد  صلی الله علیه و آله  و آل او را خارج کردید.» دومین خواسته آسان است که از بدی ها مارا بیرون بیاورند ولی اولین خواسته سخت است.

یکی از خیر ها امام شدن است آیا ما می توانیم مثل آن ها امام شویم؟ خیر اینگونه نیست. علامه مصطفوی نقل می کردند: در جمعی نشسته بودیم شیخ رجبعلی خیاط وارد شد. شخصی گفت: آقا به من نگاهی کنید. فرمودند: تا این زن زیبای تو هست کاری نمی توانم بکنم. شخص برگشت. مرد سجده ای به جا آورد و شیخ فرمودند: زن رفت، بیا. بعد از او پرسیدند جریان زن چیست؟ گفت: زمانی که می آمدم زن زیبایی را دیدم که نگاهش کردم و در قلبم اثر کرد و زمانی که با شیخ صحبت می کردم هنوز در نظرم مجسم بود اما خداوند از قلبم پاک شد تا پاک شد شیخ مرا صدا زد.

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:"مردم دشمن چیزی هستند که آن را نمی دانند". اولین خواسته به این معنی نیست که ما امام شویم اما به نسبت ظرفیت ها خوب شویم و مشابهتی به آن ها داشته باشیم. به طور مثال امثال شیخ رجبعلی و آیت الله قاضی ها شوند. اما مشابهت ها کی حاصل می شود؟ زمانی که حواس ما جمع شود. انبیاء و اولیاء آمده اند و درخواست عمده آن ها از ما غلبه بر اقتضائات است. به طور مثال شخصی خوش صورت است اقتضاء دارد که منحرف شود.

هیچ گاه هنر و موهبت خود را ضایع نکنید. به طور مثال شخصی شما را اذیت کرده و اقتضاء این در شماست که غیبت کنید که دلتان خنک شود و تشفی خاطر ایجاد شود. با دست اشاره کردن غیبت است. تمام امیالی که در ماست، اقتضائات است. بعضی از اقتضائات حلال است. اشکال ندارد اما آن قسمتی که حرام است یا موجب گرایش ما به حرام می شود، انبیاء آمده اند که ما به آن ها غلبه کنیم.

به عنوان کتاب شناس عرض می کنم که نکاتی در کتاب المیزان است که در چهارده قرن در هیچ کتاب تفسیری ای نیامده است. در طول این چند قرن غلبه بر اقتضائات تنها در این تفسیر آمده است:
"قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي‌' شَاكِلَتِهِ. فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبیلاً" «بگو ، هرکس بر ساختار ( روش و خلق و خوي ) خویش عمل می کند و پروردگارتان آگاه تر است به کسی که هدایت يافته تر است.»


شاکله همان طبع است و طبع همان اقتضائات است.شکال، طنابی است که با آن حیوان را می بندند. به طور مثال شخصی بخیل است و در حالی که توانایی مالی دارد نمی تواند ببخشد. اینجور انسان ها خدا را مسخره می کنند و خداوند نیز آن ها را مسخره می کند. ابن سیرین بزاز و دوره گردی بود که پارچه می فروخت و زنی می خواست از او پارچه بگیرد، اما برای او دام انداخته بود و ابن سیرین خود را به نجاست آمیخت و به نحوی خود را رها می کند و خداوند علم تعبیر به او عطا می کند.