حجت الاسلام بی آزار تهرانی: چه کنیم صاحب کرامت شویم؟
وارث:ولادت حضرت معصومه (س) با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار تهرانی و مداحی حاج سید هادی هاشمی شاهرودی درهیئت حرم برگزار شد.

در دهه کرامت به سر می بریم و این واژۀ مقدس برای کسانی که در مقام خلیة اللهی به جایگاه معنوی خودشان اشراف و اطلاعی داشته باشند، قابل دسترسی است. خدای متعال با تاکید می فرماید:« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَمَ »1این تاج کرامت از جانب خداوند متعال برای همۀ ما لحاظ شده است. اما کسی که بلد باشد و هنر داشته باشد در این مقام قرار بگیرد همان کسی است که از تمام وحشت های دنیا و آخرت ایمن است. «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»2آگاه باشيد که بر دوستان خدا بيمی نيست و غمگين نمی شوند. نوع بشر این گونه است که زمانی می تواند این تاج را بر سر بگذارد که بین خوف و حزن باقی بماند. «إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»3 این «ال» بر سر انسان «ال معیت» و تاکید است و لام تاکید هر بر سر کنود آمده است. ناسپاس و قدر ناشناس است. کسانی که آیین جوانمردی و مروت را نمی توانند رعایت کنند. این ها بین دو نقطه تاریک عمرشان هدر می رود. کسانی که ترس فردا و از دست دادن اذیتشان می کند. ترس مذموم به همین معنا است. نگران فردا باشد. اگر خدای عالمیان را باور داشته باشیم ترس از فردا معنا ندارد. خدا وکیل تامی است که اگر ما وکالتمان را به او بسپاریم ما را در بهترین جایگاه سرپرستی خواهد کرد. نقطۀ اول این سوء ظن و ترس و برای آینده است و نقطۀ دوم هم حزن برای چشم اندازی است. برای چیزی که من ندارم و دیگری دارد. روایت داریم فرمود:« مَنْ نَظَرَ إِلَی مَا فِی أَیْدِی النَّاسِ طَالَ حُزْنُهُ»4 کسی که نگاهش به دست مردم باشد یک ناراحتی سرمدی او را فرا می گیرد.
ولی خدا کیست؟
ولی خدا و صاحب کرامت کسی است که به گذشته و آینده توجهی ندارد. مقام کرامت مقامی است که انسان قیمت خود را باور کند. خداوند متعال می فرماید: بنده من « خَلَقتُ الاشیاءَ لاَجلِكَ وَ خَلَقتُكَ لاَجلی» 5 همه چيز را برای تو خلق کردم و تو را براي خودم. شیء یعنی خیلی چیز هایی که به چشم ما نمی آید. همه موجودات. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: علی جان ملائکه خدام ما و شیعیان ما هستند. بسیاری از ملائکه وظیفه نوکری درآستان دوست داران اهل بیت علیهالسلام را دارند. شیء یعنی چیزی که لباس وجود پوشیده است. حالا یا مرئی یا نامرئی. آنچه ما می بینیم و نمی بینیم.
کرامت به چه معنا است؟
کرامت یعنی من خودم را خرج ما دون نکنم. هیچ کدام از این اشیاء هدف آخرم نشود. همه را استفاده کنم و به دست بیاورم برای یک هدف « يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ »6 ای انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان می کشی ، پس پاداش آن ، راخواهی ديد. اگر کسی قدر خود را دانست صاحب کرامت است. صاحب کرامت این نیست که سنگ بخورد. صوفی ها و دروایش هم این کار ها را می کند.
چه کنیم تاج کرامت نصیبمان شود؟
تخلق به اخلاق خوبان، اخلاق ربانین، رسیدن به معنویت موجب می شود صاحب کرامت شویم. صاحب کرامت یعنی کسی که گوهر وجود خود را فهمیده باشد. کسی که خود را پیدا کند. امیر المومنین علیهالسلام فرمود: «خوشا به سعادت کسی که بداند از کجا آمده است و درکجا هست و به کجا رهسپار است.» این را اگر بداند می رود و به حقیقت اصلی و معنوی خود می رسد.
حقیقت ما چیست؟
عالم تماما خدا هست و خدا نیست. وقتی به آینه نگاه می کنید شما هستید و شما نیستید. حقیقت ما چیست که بارسیدن به آن تاج کرامت را بر سر می گذاریم؟ رسیدن به گوهر معنویت.
در عصر خودبینی و خود پسندی و ظاهر سازی باید خدا پرست شد نه خود پرست. ما آمده ایم تا خدا پرست شویم. ما یک گوهر باطنی و حقیقتی داریم و یک ظاهر و تن. غالب انسان ها در این عصر مدرنیته خرج تن می شوند. کسی صاحب کرامت است که تن را کنار گذاشته باشد. وضعیت روح را بر بدن فهمیده باشد. در خُلقیات همچون گرگ شده ایم. تنها موجودی که به هم نوع خود رحم نمی کند گرگ است. برای همین برکت ندارد در صورتی که مکرر زاد و ولد دارد. بلعکس آن گوسفند است که برکت دارد. در روایت داریم که برخی معصومین مومن را تشبیه به گوسفند کرده اند. امام سجاد علیهالسلام فرمودند: «مردم چند گروه تقسیم می شوند. برخی شیر هستند (درنده است) سلاطین . برخی سگ ها هستند(بد زبان و بد دهن هستند). برخی خوک صفت هستند (در شهوت خط قرمز ندارند و به آن افتخار می کنند). عده ای روباه صفت هستند (با تدلیس با دین بازی می کنند مانند عمر عاص).برخی گوسفند هستند(تمام وجودشان خیر است.) مومن گوسفند است. و وای از آخر الزمان که یک گوسفند بین این همه دشمن چگونه می خواهد خود و دینش را حفظ کند.»
برخی یک عمر با کرامت زندگی کردند رو حشان قاهریت داشت بر تن و شهوت و شدند شیخ المحدثین جناب ابن بابویه 7 که بعد از چند صد سال بدنش از قبر سالم آمد بیرون. حال همیشگی بودن این قاهریت نیست گاهی یک لحظه هم قاهر شوی سرنوشتت تغییر می کند و می شوی حر بن یزید ریاحی8 و تاج کرامت را می گذارد بر سرش. عمر سعد ملعون وعده دنیا در قلبش بود «خَسِرَ الدُّنیا وَالآخِرَة»9 شد. اما حر وعده دنیا در قلبش نبود. به او وعده داده بودند و او در دستش بود انداخت و دوید سمت سید الشهدا علیهالسلام . این لحظه یعنی قاهریت. یک لحظه تصمیم گرفت و به پسرش گفت: «أخيّر نفسي بين الجنّة والنار»10 در چند ثانیه تصمیم گرفت. تنها بدنی که سرش در کربلا جدا نشد سر حر است. این هم بخاطر میزبانی امام است. حر باید ویژه باشد.
بعد از مدتی بدن در خاک نابود می شود. باز می گردد به خاک. اندیشه و دلت مهم است. باید خود را پیدا کنی. اگر می خواهی صاحب کرامت شوی باید قوۀ معنوی ات بر قوۀ مادی ات غلبه پیدا کند. هرچه بیشتر مسندت قوی تر و تاج کرامتت پر نگین تر. جمال یار را ببین . جمال یار ائمه معصومین علیهم السلام هستند. می خوای جمال یار را ببینی تن را کنار بگذار.
هرجا شهوت اذیتت کرد و ترس داشتید و در دو راهی نور و ظلمت ماندید اگر لبیک گفتی به یار از دوست لبیک می شنوی.
/1102101302
پی نوشت:
1.سوره مبارکه اسراء آیه 70
2.سوره مبارکه یونس آیه 62
3.سوره مباکه عادیات آیه 6
4.رسول خدا صلی الله علیه و آله/بحارالانوار، ج 77، ص 172
5.المنهج القوی ، ج 5، ص 516 ؛ علم الیقین، ج 1، ص 381
6.سوره مبارکه انشقاق آیه 6
7.ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق و اِبنِ بابُوَیْه (زادهٔ ۳۰۶ ـ قم و درگذشتهٔ ۳۸۱ ـ شهر ری) از علمای شیعه در قرن ۴ و از بزرگان علم حدیث است.
8.حر بن یزید ریاحی از همراهان حسین بن علی علیهالسلام در واقعه کربلا بود. حر از خاندان معروف عراق و از رؤسای قبایل کوفیان بود. بهدرخواست ابن زیاد، برای مبارزه با امام فراخوانده شد. او به سرکردگی هزار سوار برگزیده گشت. گفتهاند وقتی از دارالاماره کوفه، با ماموریت بستن راه بر حسین بیرون آمد، ندایی شنید که: «ای حر!مژده باد تو را بهشت ...». حر در روز عاشورا به لشکر امام پیوست.
9.سوره مبارکه حج آیه 11
10.تاريخ الطبري ج4، ص325