حجت الاسلام بخشی: توکل، شجاعت می آورد و انسان را قوی می کند

کد خبر: 41017
جلسه هفتگی هیئت بنی الزهرا سلام الله علیها با سخنرانی حجت الاسلام علی بخشی و مداحی حاج مجید شمس

وارث: جلسه هفتگی هیئت بنی الزهرا سلام الله علیها با سخنرانی حجت الاسلام علی بخشی و مداحی حاج مجید شمس برگزار شد. 

در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام بخشی را می خوانید:

حجت الاسلام بخشی: توکل، شجاعت می آورد و انسان را قوی می کند

جابربن عبدالله انصاری حدیثی را از وجود امام محمدباقر علیه السلام نقل می کند. امام باقر علیه السلام  فرمودند که امام حسین علیه السلام فرمودند که روزی جدم نبی اکرم صلی الله علیه و آله به من فرمود: حسین جان به زودی تو وارد سرزمینی به نام کربلا می شوی. این سرزمین، سرزمینی است که انبیاء و اولیاء از آنجا دیدار می کنند. بعد فرمودند که حسین جان خداوند اصحابی را به تو عنایت می کند که درد شمشیر را بر پیکرشان احساس نمی کنند. و بعد این آیه را فرمود: « قُلْنا يا نارُ کُوني بَرْداً وَ سَلاماً عَلي إِبْراهيمَ »1 که خداوند به آتش دستور داد که خنک و سلامت باشد بر ابراهیم.

اینکه اصحاب امام حسین علیه السلام درد را احساس نمی کردند عجیب نیست، چون محبت حضرت آنها را جذب کرده بود، پس درد تیر و نیزه را نمی فهمیدند. اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: قُلْنا يا نارُ...

چند نکته تفسیری در رابطه با آیۀ 69 سوره ابراهیم

نکته اول

حضرت ابراهیم علیه السلام داخل آتش باعظمتی واقع شد که مشرکان با دستور شیطان و ابلیس، منجنیقی درست کردند و حضرت ابراهیم علیه السلام را داخل آتش انداختند، چون عظمت داشت، نمی توانستند نزدیک به این آتش شوند و وقتی جبرائیل برای کمک کردن به ابراهیم آمد، ابراهیم علیه السلام گفت من به مناجات خدا  و توسل بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله مشغولم. به این توکل، "توکل ابراهیمی" می گویند. یعنی هرکسی هم بخواهد ورود پیدا کند، شما گرم پروردگارید.

نکته دوم

وقتی نمرود آتش را بر پا کرد و منجنیق ابراهیم را در آتش پرت کرد، یقین کرد که لحظاتی بعد به جز  مشتی از خاکستر از حضرت ابراهیم علیه السلام باقی نمی ماند، به دوستانش گفت شما ابراهیم را زنده می بینید؟ بعد بالای بلندی آمد و دید ابراهیم در این آتش عظیم زنده است. مقابل او آمد و گفت: عجب خدای قادری داری. نذر می کنم که برای او قربانی کنم. در احادیث داریم چندین هزار گوسفند نذر کرد اما ابراهیم خلیل فرمود: «نذر تو مقبول نمی شود تا به خدا ایمان بیاوری.» 

نجات ابراهیم از آتش نمرود چند دستاورد هم دارد:

یک دستاورد این بود که آنهایی که دلشان آماده بود به ابراهیم و خدای او ایمان آوردند. دستاورد دیگر اینکه سبب شد نمرود دیگر عکس العمل شدیدی نسبت به ابراهیم نداشته باشد، لذا فقط او را به بابل تبعید کرد.

نکته سوم

خداوند فرمود: "یا نار کونی بردا"، سرد شو. مفسران می گویند این آتش آنقدر سرد شد که جان ابراهیم به خطر می افتاد اگر خداوند بعد از بردا نمی گفت سلاما. سرمایی که او را سالم هم نگه دارد و آسیبی به جانب ابراهیم نرسد.

نکته چهارم

خدا هم سبب ساز و هم سبب سوز است. گاهی از دو پله زمین می افتیم و می میریم ولی بچه شیرخواره ای از طبقه ششم می افتد و سالم می ماند. چون خدا هم سبب ساز و هم سبب سوز است. سبب ساز است چون جان حضرت عیسی علیه السلام را برای زنده کردن مردگان قرار می دهد. سبب ساز است به این طریق که خدا در عید قربان به آن کاردی که ابراهیم به سنگ می زند و سنگ را دونیم می کند، می گوید نَبُر. آتشی که می سوزاند، بر ابراهیم اثر نمی گذارد. آبی که مایه حیات است، باعث می شود فرعونیان در آن غرق شوند.

توکل ابراهیمی

نبی اکرم صلی الله علیه و آله از جبرئیل سوال کردند: توکل چیست و چگونه است؟ جبراییل در جواب گفت: توکل یعنی بدانید که خلق نه ضرر می رساند و نه سود. نه می تواند چیزی را به ما اعطا کند و نه می تواند چیزی را از ما بگیرد. توکل یعنی یأس از مردم.

کسی که توکل دارد از غیر از خدا نمی ترسد و به غیر از او امید ندارد و به غیر از او طمع نمی کند.2

نقش نگین انگشتری حضرت فاطمه سلام الله "امن المتوکلون" بوده است : «کان نقش خاتما: امن المتوکلون»3

سه اثر توکل در زندگی

اثر اول

انسان را صاحب عزت و شرافت می کند و او را بی نیاز از خلق می کند.

نکته، ما دو نا امیدی داریم: یکی نسبت به خدا، دیگری نسبت به خلق خدا. اگر ناامیدی به سمت خدا باشد مذموم و بد است اما نامیدی نسبت به خلق خدا پسندیده است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که مقابل  حاکم جاعل(به تعبیر دیگر سلطان زورگو یا مدیر شرکت یا رئیس اداره- کسانی که مخاف دین اند و ما برای این که دنیا به دست بیاوریم، جلوی اینها تواضع می کنیم و شرافتمان را لگدمال می کنیم) تواضع کند، خداوند برکت را از عمر و مالش برمی دارد و طاعاتش مقبول نیست.

اثر دوم

رزق انسان را زیاد می کند. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند: "من حیث لایحتسب"، از جایی که گمانش را هم نمی کنیم.

اثر سوم

توکل شجاعت می آور و انسان را قوی می کند.

دو نکته

نکته اول، توکل وقتی در قرآن مورد بحث واقع می شود، یک مفهوم زنده کننده و حماسی است. اگر عده ای در مقابل جمعیت زیادی اهل کفر گرفتار شدند، می فرماید توکل کنید. اگر در مقابل بیم و ترس قرار گرفتند، می فرماید توکل کنید.

اما امروزه معنای توکل بین ما تغییر کرده است. ما هرکاری را می خواهیم انجام ندهیم می گوییم توکل به خدا. یعن از آن مفهوم زنده و حماسی که قرآن در مقابل ترس و بیم صحبت می کند، خبری نیست. این اشتباه است.

نکته دوم، ما دو نوع توکل داریم: توکل در وظیفه. توکل در سرنوشت. امام خمینی رضوان الله تعالی در شداید بحران ها می فرمودند که ما موظیم به تکلیف نه به نتیجه.

به ما گفته اند دنبال رزق حلال برو. این وظیفه است. وطیفه را نمی توانیم به خدا توکل کنیم. باید انجام دهیم. اما در سرنوشت توکل می کنی. این که این رزق چقدر می شود را خدا می داند. پس نمی توانیم توکل در وظیفه انجام دهیم. به من گفته اند درس بخوان، نمی توانم بگویم توکل می کنم به خدا، درس خواندم. باید انجام دهم. اما این که من مرجع تقلید بشوم یا نشوم  بحث دیگری است، سرنوشت را باید به خدا بسپارم. اما وظیفه ام را باید انجام دهم.

امام حسین علیه السلام چندین منزل بیعت را برداشتند. یک تعبیر عالمانه داریم: غدیر عاشورای عوام است، عاشورا غدیر خواص. امیرالمومنین علیه السلام از همه بیعت گرفتند. عاشورا امام حسین علیه السلام بیعت را برداشتند. این تفسیر زیادی دارد.

چندین بار امام حسین علیه السلام بیعت را برداشت و گفت که بروید. ایشان می خواست سپاه کوچک خودش را از عناصر ترسو و بزدل پاکسازی کند. هرکه بناست در عاشورا و کربلا باشد، باید اهل شجاعت باشد، اهل توکل بر خدا باشد. امام حسین علیه السلام اینگونه سپاه می سازد، اما ابن زیاد چگونه سپاه می سازد؟

چهار اهرم ابن زیاد برای این که مردم را از کوفه به کربلا گسیل کند

اهرم اول، تهدید و تشویق. عده ای را در بین مردم مامور کرد که به آنها بگوید اگر از دستور یزید سرپیچی کنند با آنها محکم برخورد می شود و هرکس اطاعت کند مورد تفقد و لطف یزید واقع می شود.

اهرم دوم، زهرچشم گرفتن. شخصی از قبیله همدان آمده بود که میراثش را از کوفه بگیرد و ببرد. او را دور شهر کوفه دیدند و دستگیر کردند. گفت من برای چیز دیگری اینجا آمده ام و با کس دیگری کار دارم. ابن زیاد برای این که زهر چشم بگیرد او را کشت.

اهرم سوم، تشکیل پایگاه های نظامی اطراف شهر کوفه، که آنهایی که از کوفه خارج می شوند دیگر برنگردند. از هر هزارنفری که از کوفه خارج می شدند، 300 400نفر بیشتر نمی رفتند، چون کشتن امام حسین را قبیح می دانستند. یک نکته که خیلی مهم است این است که حتی یک شیعه بین اهل کوفه نبود که به کربلا رفته باشد، یک شیعه بین سپاه کوفه، در کربلا نبوده است.

اهرم چهارم، ابن زیاد افرادی را پنهانی بین خودش و عمربن سعد گذاشته بود تا اگر عمر سرپیچی کرد سریع به او اطلاع دهند. بردن شمر به کربلا به خاطر همین بوده است که او به شمر گفته بود اگر عمربن سعد از دستور من تخطی کرد بلافاصله او را بکش تا تو امیر آن لشکر شوی.

اما امام حسین علیه السلام برای این که لشکر بسازد می گوید الان شب است شاید بچه هایتان در شهر منتظرتان باشد، اینها با من کار دارند، شما برگردید بروید.

/1102101306

 حجت الاسلام بخشی: توکل در قرآن یک مفهوم زنده کننده و حماسی است

پی نوشت:

1.سوره ابراهیم آیه 69

2. بحارالانوار

3. بحارالانوار